به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، برای بسیاری از مردم، هوش مصنوعی هنوز با چتباتهایی مثل ChatGPT تعریف میشود؛ دستیارهایی که مسئله حل میکنند، ایمیل مینویسند یا به پرسشهای روزمره پاسخ میدهند. اما در میدان نبرد قرن بیستویکم، هوش مصنوعی دیگر یک ابزار سرگرمکننده نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین اجزای سامانه فرماندهی، تحلیل و تصمیمسازی نظامی تبدیل شده است. درگیریهای اخیر میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران نیز نشان داد که خط مقدم جنگهای آینده، تنها پایگاههای نظامی نیست، بلکه مراکز دادهای هستند که زیرساخت محاسباتی و پردازشی هوش مصنوعی را فراهم میکنند.
حقیقتی که کمتر مورد توجه قرار میگیرد این است که ماهوارهها، پهپادها، رادارها و سامانههای شنود الکترونیک، روزانه میلیونها تصویر، ویدئو و سیگنال از ایران و منطقه جمعآوری میکنند. پردازش چنین حجمی از اطلاعات، از توان هر ارتش کلاسیک خارج است. اینجاست که هوش مصنوعی وارد میدان میشود؛ سامانههایی که میتوانند در زمانی کوتاه، در میان میلیونها داده، اهداف احتمالی را شناسایی، الگوهای رفتاری را استخراج، مسیرهای تردد را پیشبینی و سناریوهای مختلف عملیات را شبیهسازی کنند. هوش مصنوعی امروز صرفاً ابزار تحلیل داده نیست؛ بلکه یکی از موتورهای اصلی جنگ شبکهمحور محسوب میشود.
پیش از حملات اخیر آمریکا به ایران، پنتاگون قرارداد 200 میلیون دلاری با شرکت انتروپیک (Anthropic) منعقد کرد تا از هوش مصنوعی «کلود» (Claude) در مأموریتهای دفاعی و اطلاعاتی بهره ببرد. بر اساس گزارشهای منتشرشده، این سامانه در تحلیل اطلاعات میدانی، پردازش دادههای عملیاتی و پشتیبانی از تصمیمگیریهای نظامی مورد استفاده قرار گرفت. اما این پرسش مطرح میشود که این حجم عظیم پردازش روی چه زیرساختی انجام میشد؟

امارات متحده عربی و بحرین طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین مراکز زیرساخت ابری و پردازش داده در غرب آسیا تبدیل شدهاند. ابوظبی نیز در قالب پروژه «استارگیت امارات» (Stargate UAE) میزبان یکی از بزرگترین خوشههای زیرساخت هوش مصنوعی خارج از ایالات متحده شده است؛ پروژهای که با مشارکت شرکتهای بزرگ فناوری توسعه یافته و بخشی از راهبرد آمریکا برای گسترش زیرساختهای هوش مصنوعی در خارج از خاک خود به شمار میرود. بحرین نیز همزمان در تلاش است خود را به یکی از قطبهای جهانی هوش مصنوعی تبدیل کند و میزبان مراکز داده شرکتهایی مانند آمازون، گوگل، مایکروسافت، اوراکل و IBM باشد.

در این میان، مفهوم «کاربرد دوگانه» (Dual-Use) اهمیت ویژهای پیدا میکند. زیرساختهای ابری مانند AWS هم به مشتریان تجاری و هم به نهادهای دفاعی و اطلاعاتی آمریکا خدمات ارائه میکنند. همکاری گسترده AWS با وزارت دفاع و جامعه اطلاعاتی آمریکا، واقعیتی تأییدشده است. از نگاه ایران، همین ویژگی سبب میشود که برخی از این زیرساختها، صرفاً تأسیسات غیرنظامی تلقی نشوند. هرچند اثبات اینکه دقیقاً همان سرورهای فیزیکی مستقر در دبی یا بحرین مستقیماً در عملیات نظامی علیه ایران نقش داشتهاند، نیازمند اسناد مشخص است، اما اصل همکاری این زیرساختها با نهادهای دفاعی آمریکا محل تردید نیست.

ایران اما این مرزبندی فریبکارانه میان زیرساخت تجاری و نظامی را نپذیرفت. پس از هشدار رسمی به 18 شرکت فناوری و اطلاعاتی آمریکایی، در چارچوب عملیات «وعده صادق 4»، انگشت اتهام را به سوی مراکزی گرفت که از نگاه تهران در پشتیبانی از عملیات نظامی و اطلاعاتی آمریکا نقش داشتند. پیام ایران روشن بود: زیرساخت هوش مصنوعیای که در خدمت جنگ علیه ایران قرار گیرد، دیگر صرفاً یک هدف غیرنظامی محسوب نمیشود.
در جریان این عملیات، برای نخستین بار مراکز داده AWS در امارات و بحرین هدف حملات پهپادی قرار گرفتند. در دبی، دو مرکز داده دچار خسارت و اختلال عملیاتی شدند و آتشسوزی و قطع برق، بخشی از ظرفیت پردازشی آنها را برای مدتی از مدار خارج کرد. در بحرین نیز یکی از مراکز مهم داده مرتبط با زیرساختهای ابری آمریکا آسیب دید. شرکت آمازون نیز ضمن تأیید بروز خسارت و اختلال، اعلام کرد که بازگرداندن کامل برخی خدمات به دلیل آسیبهای سختافزاری زمانبر خواهد بود. شرکت اوراکل نیز از پیامدهای این حملات متأثر شد.
این حملات برای کشورهای میزبان، بهویژه امارات، پیامدهای ژئواکونومیک قابل توجهی به همراه داشت، چرا که تصویری که سالها از کشورهای حاشیه خلیج فارس بهعنوان «پناهگاه امن سرمایهگذاری فناوری» ساخته شده بود، با چالش جدی روبهرو شد. پروژه «استارگیت امارات» نیز با پرسشهای تازهای درباره ریسک امنیتی سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی مواجه شد. برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که تداوم چنین روندی میتواند بر جریان سرمایهگذاری در پروژههای فناوری منطقه اثر منفی بگذارد. به بیان دیگر، پیوند خوردن زیرساختهای فناورانه با رقابتهای ژئوپلیتیکی، هزینههای امنیتی تازهای را متوجه کشورهای میزبان کرده است.
برای واشنگتن نیز این رخداد اهمیت راهبردی داشت. حمله به مراکز داده نشان داد که زیرساختهای پردازش ابری، صرفنظر از محل استقرار آنها، میتوانند در شرایط جنگی به اهدافی آسیبپذیر تبدیل شوند. اختلال ایجادشده در این مراکز، دستکم برای مدتی، نگرانیهایی درباره ظرفیت پردازش بلادرنگ دادههای عملیاتی و پشتیبانی از تصمیمگیریهای نظامی ایجاد کرد. بسیاری از تحلیلگران نیز این رخداد را از نخستین حملات فیزیکی شناختهشده به زیرساختهای ابری مرتبط با شرکتهای بزرگ آمریکایی ارزیابی کردهاند.
ماجرا فراتر از یک اقدام تلافیجویانه نظامی و به معنای بازترسیم خطوط قرمز در جغرافیای جنگهای نوین است. ایران نشان داد که دیگر صرفاً پایگاههای نظامی و ناوها را هدف نمیگیرد، بلکه به دنبال فلج کردن مغز دیجیتال دشمن است؛ همان بخشی که جنگ را هدایت میکند و تصمیمسازیها را سرعت میبخشد تا زمینه ساز ترورهای وحشیانه و ویرانی زیرساختها در سراسر جهان باشند.
در چنین شرایطی هر کشوری که بستر پردازش اطلاعات جنگی ائتلاف ضدایرانی را فراهم کند، خاک خود را به میدان نبرد تبدیل کرده است. سرمایهگذاریهایی که با وعده تبدیل شدن به قطب فناوری انجام شد، اکنون با واقعیت آتش و پهپاد روبهروست و این پرسش را در ازهان متبادر میکند که آیا اصلاً «امنیت» و «فناوری» در سایه یک جنگ نیابتی میتوانند همزیستی داشته باشند؟ سرور های سوخته آمریکایی واقع در دبی و منامه بخوبی این پاسخ را می دهند.
نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بین الملل
انتهای پیام/