به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، آسمان کرمانشاه امروز بیش از همیشه دلتنگ است؛ نه از جنس اضطراب شبهای سرد آبانماه 96، که از جنس فراقی جانسوز. این روزها که ملت ایران در سوگِ «رهبر شهید» خود ایستاده است، در سینه زخمی سرپلذهاب، خاطرهای در حال مرور شدن است که غبار زمان نه تنها آن را کمرنگ نکرده، که هر لحظه بر جلال و شکوهش میافزاید.
هنوز در یاد اهالی سرپلذهاب و روستاهای زلزلهزده کرمانشاه مانده است؛ 21 آبان 1396، شبی که زمین لرزید و خانهها ویران شد، اما در همان ساعات سخت، خبری در کوچههای آوار گرفته پیچید که مرهمی بر جانهای خسته بود: «رهبر میآید.»
او آمد، نه در جایگاه یک مقام عالی، بلکه همچون پدری که گویی خانهاش ویران شده است. آن روز، مردم سرپلذهاب که داغدیده از زلزله بودند، میان آن ویرانهها، شاهد «میدانداری» کسی بودند که نه در کلام، بلکه در عمل، رسم مردمداری را معنا میکرد. آنجا که در چادر روستایی، با اقتداری برخاسته از عطوفت، از عکاسان خواست تا با کفش وارد حریم خلوت و آوارگی مردم نشوند؛ این همان «رهبر مردمدوست» بود که در اوج دغدغههای کلان کشور، درد یک خانم زلزلهزده را از نزدیک حس میکرد و با پرسش از امکاناتِ حداقلی، از اینکه چرا زندگی مردم زیر چادر به «پلاستیک» محدود شده، شرمنده میشد.
مردم سرپلذهاب، که خود آزموده دوران دفاع مقدس بودند، در همان دیدارها درک کردند که او از جنس خود مردم است. وقتی مردی در میان آوارها به او گفت: «ما هشت سال زیر توپخانه و بمباران دشمن تحمل کردیم، این هم میگذرد»، پاسخی شنید که امروز میراثِ ماندگار ماست: «همت شما جوانان و مسئولین، این روستا را بسیار آبادتر از قبل خواهد ساخت.
و امروز، چه باورناپذیر است این وداع. آن روز در سرپلذهاب، او نوید آبادی میداد و امروز، شانههای لرزان مردم این دیار مرزی، زیر بار غم شهادتِ او میلرزد.
رهبر شهید ما، در آن روزهای سختِ کرمانشاه، به ما «ایستادن» را آموخت. او که همیشه «میداندار خستگیناپذیر» بود، حالا رفته است، اما پرچمی که در دستان او بود، همچنان برافراشته است. مردمِ کرمانشاه، همانگونه که در آزمون زلزله سربلند شدند، امروز نیز با چشمانی اشکبار اما دلی قرص، به آنچه از او آموختهاند یعنی مقاومت، همدلی و همراهی وفادار ماندهاند.
خداحافظ میداندار خستگیناپذیر، خداحافظ عزیز ایران؛ تو در قلب این مردمِ مرزدار که آرزوی دیدارت را داشتند و چه کریمانه به دیدارشان رفتی، همیشه زنده خواهی ماند. مردم سرپلذهاب، امروز همراه با سایر مردم ایران نه فقط یک رهبر، که پدری مهربان را بدرقه میکند که در سختترین روزها، همسایه چادرهای آوارگیشان بود.
انتهای پیام/