به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمانشاه، سینه ستبر ایران اسلامی این روزها در تلاطمی از سوگواری و عزا قرار دارد و در جایجای این شهر، حال و هوای معنوی چنان سایه افکنده که گویی حتی سنگ نوشتههای تاریخی این خطه نیز در این ماتم شریک هستند.
کرمانشاه یکدست سیاهپوش شده است. پارچههای مشکی که از سردر خانهها، مغازهها و میدانهای اصلی شهر آویخته شده، آسمان خاکستری شهر را در آغوش گرفتهاند.
در گذر از خیابانهای مرکزی، سکوتِ احترامآمیزی بر فضای شهر حاکم است که گویی هر رهگذری را به تأملی درونی وا میدارد. صدای مداحیهای آرام و نوحههای محلی که از بلندگوهای مساجد و هیئتها در فضای شهر میپیچد، پیوندی دیرینه میان فرهنگ غنی کرمانشاه و مفهوم عمیق «شهادت» برقرار کرده است.
در میان انبوه سیاهپوشان و پرچمهای برافراشته، آنچه بیش از همه نگاهها را به خود جذب میکند، بنرهای بزرگی است که با خطی درشت و تأثیرگذار در میادین اصلی نقش بسته است: «باید برخاست».
این عبارت، تنها یک شعار نیست؛ بلکه گویی ضربآهنگی است برای بیداری و ایستادگی. این بنرها در تضادی نمادین با فضای حزنآلود شهر، پیامی از اراده را مخابره میکنند؛ گویی شهر از مردم میخواهد که در اوج سوگواری، روحیه حماسی و «قیام» را در جان خود زنده نگه دارند.
در کنار نمادهای سوگواری، پلاکاردهایی با مضامین ارادت به «امام شهید» در دستان عزاداران و بر فراز ستونهای شهر به چشم میخورد. این پلاکاردها، پیوندی عمیق میان داغِ امروز کرمانشاه و تاریخ بزرگ شیعه برقرار کردهاند.
تصاویری از رهبر شهید که در کنار نمادهای حرم و نشانههای مقاومت قرار گرفتهاند، فضای شهر را به یک نمایشگاه بزرگ از عشق و وفاداری بدل کرده است.
کرمانشاه در این روزها، بیش از آنکه یک شهر عزادار باشد، شهری است که در حال بازخوانیِ معنای «ماندن» و «ایستادن» است. اینجا، در غرب ایران، معنویت با سیاست گره خورده و اندوهِ فقدان، به بستری برای خلق حماسهای دیگر تبدیل شده است. شهر، سیاهپوشِ شهیدی است که راهش همچنان در خیابانهای این دیار زنده است.
.
انتهای پیام/