به گزارش خبرگزاری تسنیم و به نقل از چمپیونات؛ نوآوریهای فیفا در جام جهانی 2026 باید هرچه سریعتر متوقف شوند؛ در غیر این صورت، فوتبال بیش از پیش در برابر تیمهایی که با خشونت و بیانضباطی بازی میکنند، آسیبپذیر خواهد شد و دیگر راه گریزی از «اراذل و اوباش فوتبال» نخواهد بود.
اگر قرار باشد برای قضاوتهای این دوره از رقابتها شعاری انتخاب شود، شاید بهترین عبارت «آزادی، برابری و بیادبی» باشد. دستکم باید از فرانسه قدردانی کرد که اجازه نداد پاراگوئه از این دیدار پیروز خارج شود.
برای درک دلیل این موضوع، کافی است عملکرد تیم ملی فوتبال پاراگوئه را مرور کنیم؛ تیمی که در این مسابقه نمایشی از فوتبالی کثیف، خشن، بدجنس، نفرتانگیز و آزار دهنده ارائه داد.
مسئله صرفاً دفاع فشرده یا بازی با بلوک پایین نیست. حتی نمیتوان آن را به گرمای 39 درجهای هوا یا ناتوانی در خلق موقعیت روی دروازه مایک مانیان نسبت داد. برخی از هواداران چنین سبک فوتبالی را میپسندند و گاهی نیز برای کسب نتیجه ضروری است. سالهاست که از اتلتیکو مادرید به عنوان نمونه موفق این سبک بازی یاد میشود و باید پذیرفت که این تیم در دوران اوج خود چنین فوتبالی را در بالاترین سطح اجرا میکرد اما تفاوت میان آن فوتبال و آنچه پاراگوئه ارائه داد، بسیار زیاد است.
آنچه پاراگوئه به نمایش گذاشت، فوتبال نبود؛ بلکه کابوسی بود که هم بازیکنان فرانسه و هم هواداران این تیم را درگیر کرد. مگر آنکه کسی طرفدار پاراگوئه یا مخالف فرانسه باشد، در غیر این صورت تماشای چنین مسابقهای چیزی جز مواجهه با رفتارهای غیرفوتبالی و خشونتآمیز نبود.

در جریان مسابقه، بازیکنان پاراگوئه بارها به شکلی کاملاً عمدی روی دروازهبان حریف افتادند تا از آغاز سریع حمله جلوگیری کنند. کاسارس در حالی که روی زمین افتاده بود، به کیلیان امباپه لگد زد. امباپه نیز ضربهای خطرناک از ناحیه سینه خورد؛ برخوردی که اتفاقاً در دیدار افتتاحیه همین مسابقات منجر به اخراج مستقیم بازیکن خاطی شده بود. اوپامکانو نیز در صحنهای دیگر، زمانی که هیچ رقابتی برای تصاحب توپ وجود نداشت، با آرنج به سینه حریف ضربه زد. اینها تنها نمونههایی هستند که بدون بازبینی دوباره مسابقه در ذهن ماندهاند؛ در حالی که خطاهای خشن، هل دادنها و برخوردهای غیر ورزشی در تمام طول مسابقه ادامه داشت.
موضوع صرفاً متوقف کردن جریان بازی یا کنترل ریتم مسابقه نبود؛ مسئله، بیادبی و خشونت آشکار در زمین مسابقه بود. در این میان، ایلگیز تانتاشف، داور مسابقه عملاً به پاراگوئه اجازه داد چنین رفتاری را ادامه دهد. پرسش اصلی اینجاست که چگونه ممکن است تیم ملی فوتبال پاراگوئه بدون دریافت حتی یک کارت زمین مسابقه را ترک کند؟
حتی درگیریهای لفظی و تنشهایی که بازیکنان پاراگوئه ایجاد کردند، چندان اهمیت ندارد، زیرا در فوتبال معمولاً بازیکنان به دلیل رفتارهای خشن و بیادبانه اخراج میشوند، نه صرفاً به خاطر یک مشاجره. با این حال، در این مسابقه حتی کارت زرد نیز از جیب داور خارج نشد.
برخی معتقدند تانتاشف در جریان بازی کنترل خود را از دست داد. او نتوانست استانداردی را که برای قضاوت تعیین کرده بود حفظ کند، در تصمیمگیریها دچار نوسان شد و تحت تأثیر فضای مسابقه قرار گرفت اما مشکل تنها به عملکرد داور محدود نمیشود. برای نمونه، او در دو صحنه واضح در حالی که زاویه دید مناسبی داشت، خطا روی دوئه را تشخیص نداد و تنها در یکی از آنها، دخالت VAR باعث اعلام ضربه پنالتی شد.
ریشه اصلی این وضعیت را باید در سیاستهای فیفا جستوجو کرد؛ نهادی که ظاهراً تصمیم گرفته در این جام جهانی استانداردهای داوری را به شکل قابل توجهی تغییر دهد.
به نظر میرسد پیرلوئیجی کولینا، رئیس کمیته داوران فیفا این دوره از مسابقات را با شعار نانوشته «آزادی، برابری و بیادبی» اداره میکند. به نام ایجاد برابری میان تیمها و برگزاری جشن جهانی فوتبال برای همه کشورها، آزادی عمل بیشتری به بازیکنان داده شده است اما نتیجه این رویکرد، افزایش خشونت و کاهش کیفیت فوتبال بوده است.

در واقع، داوران مسئول تعیین مرزهایی هستند که بازیکنان نباید از آن عبور کنند اما در این جام جهانی، این مرزها به شکل محسوسی عقب کشیده شدهاند؛ یا شاید دقیقتر آن باشد که گفته شود به داوران دستور داده شده سطح تحمل خود را افزایش دهند.
نمونههای این رویکرد کم نیست. در دیدار پاراگوئه برابر آلمان، کای هاورتس در محوطه جریمه از ناحیه صورت مورد ضربه قرار گرفت اما داور هیچ واکنشی نشان نداد. در مسابقه انگلیس و جمهوری دموکراتیک کنگو نیز نونی مادوئکه با برخورد مشابهی مواجه شد اما باز هم خبری از اعلام خطا نبود. این موضوع ارتباطی با قوانین هند یا تفسیر آنها ندارد؛ بلکه اکنون حتی خطاهایی که پیشتر بدون تردید اعلام میشدند نیز نادیده گرفته میشوند. تعداد کارتهای زرد کاهش یافته، سطح مدارا افزایش پیدا کرده و در نهایت، بیشترین سود نصیب تیمهای متوسط و ضعیف شده است.
افزایش تعداد تعویضها باعث میشود بازیکنانی که از دوندگی بدون توپ خسته شدهاند، راحتتر جایگزین شوند یا حتی مدافعانی که در آستانه دریافت کارت دوم قرار دارند، بدون دغدغه از زمین خارج شوند. توقفهای مربوط به نوشیدن آب نیز به حفظ تمرکز تیمها تا پایان هر نیمه کمک میکند. اکنون این روند حتی به نحوه قضاوت خطاها نیز رسیده و از آن هم عبور کرده است.
در نتیجه، اختلاف کیفیت میان بازیکنان از نظر سرعت، آمادگی جسمانی و مهارت فردی کمتر به چشم میآید اما در مقابل، تماشای فوتبال، دشوارتر، آشفتهتر و گیجکنندهتر شده است. صحنههایی که پیشتر بدون تردید مستوجب کارت زرد بودند، امروز ادامه پیدا میکنند. پرسش مهم اینجاست که چرا باید ستارههایی مانند کیلیان امباپه یا هری کین بیش از سایر بازیکنان قربانی این شرایط شوند؟ فقط به این دلیل که کیفیت بالاتری دارند و تیمهایشان فوتبال بهتری بازی میکنند؟ آیا هواداران این تیمها مستحق تماشای فوتبالی روان، باکیفیت و کمتنش نیستند؟
فیفا سالها برای مقابله با نژادپرستی تلاش کرده و به خوبی میداند که مفهومی به نام «نژادپرستی معکوس» وجود ندارد اما در اینجا اتفاق مشابهی رخ داده است. این نهاد، در تلاش برای نزدیکتر کردن سطح تیمها و افزایش شانس تیمهای متوسط و ضعیف عملاً تیمهای بزرگ را با محدودیتهای بیشتری مواجه کرده و کیفیت فوتبالی را که آنها ارائه میدهند، تحت تأثیر قرار داده است.
دیدار فرانسه و پاراگوئه نمونه روشنی از این وضعیت بود. البته برخی تیمهای کوچک مانند کیپورد نشان دادهاند که بدون چنین امتیازهایی نیز میتوانند فوتبال قابل قبولی ارائه دهند.
از سوی دیگر، برخی تغییرات فیفا واقعاً آثار مثبتی نیز داشتهاند. برای مثال، کاهش اتلاف وقت باعث افزایش سرعت مسابقات شده است اما حتی این تصمیم نیز به درستی اجرا نشده است. اکنون بازیکنی ضربه شدیدی در ناحیه پا دریافت میکند اما داور آن را طبیعی تلقی میکند و پزشکان نیز به دلیل قوانین مربوط به اتلاف وقت دیرتر وارد زمین میشوند.
در حالی که تهدید واقعی برای فوتبال، نه توقفهای کوتاه بازی، بلکه تبدیل شدن مسابقات به 90 دقیقه خشونت، بیادبی و آسیبدیدگی بازیکنان است.
آنچه در دیدار فرانسه و پاراگوئه رخ داد، نمایشی بسیار نگرانکننده بود اما اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، چنین مسابقاتی به یک اتفاق عادی تبدیل خواهند شد. داوران بیش از گذشته دچار سردرگمی میشوند، سیستم VAR در تشخیص زمان مناسب برای مداخله با مشکل روبرو خواهد شد و تیمهای ضعیفتر نیز بیش از پیش از این شرایط بهره خواهند برد.
در نهایت، باید یادآور شد که فوتبال، هرچند یک ورزش پربرخورد است اما میدان رقص باله نیست؛ با این حال، قرار هم نیست به مسابقات هنرهای رزمی ترکیبی (MMA) تبدیل شود؛ ورزشی که اتفاقاً در آن نیز احترام به حریف همچنان یکی از اصول اساسی به شمار میرود.
انتهای پیام/