به گزارش خبرگزاری تسنیم از ایلام، در روزهایی که فضای کشور تحت تأثیر وداع با رهبر شهید قرار گرفته و صحنههای کمنظیر از حضور مردم در شهرهای مختلف ایران و حتی فراتر از مرزها ثبت شده است، بار دیگر نگاهها متوجه ابعاد شخصیتی و فکری این چهره اثرگذار جهان اسلام شده است؛ شخصیتی که نه فقط در مقام یک مسئول عالیرتبه، بلکه بهعنوان یک مکتب فکری و الگویی در حکمرانی دینی شناخته میشود.
این وداع تاریخی، صرفاً یک مراسم سوگواری یا آیین رسمی نیست، بلکه بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک بازخوانی اجتماعی و سیاسی از یک دوره مهم در تاریخ معاصر ایران است؛ دورهای که در آن مفاهیمی همچون عدالت، مردمداری، قانونمداری، معنویت و مقاومت، نه در سطح شعار، بلکه در عرصه عمل و مدیریت کلان کشور معنا یافت.
احمد کرمی استاندار ایلام در گفت وگویی تفصیلی با خبرنگار تسنیم ابعاد مختلف شخصیت رهبر شهید از منظر معنویت فردی و اجتماعی، پشتوانه علمی و فکری، الگوی حکمرانی و مدیریت بحران، نسبت با مردم و همچنین نقش این میراث در تحولات آینده منطقه و جهان را مورد بررسی قرار داد و تاکید که تجربههای بهجا مانده از این دوره، میتواند بهعنوان یک سرمایه فکری و مدیریتی برای نسلهای آینده مورد استفاده قرار گیرد.
مشروح این گفت وگو از نظر خوانندگان تسنیم میگذرد:
تسنیم: اگر بخواهید در یک نگاه کلی شخصیت رهبر شهید را برای نسل امروز ترسیم کنید، مهمترین شاخصههای ایشان چیست؟
استاندار ایلام: در ابتدا لازم میدانم بار دیگر این ایام جانسوز و اندوهبار را به محضر حضرت ولیعصر(عج)، مقام معظم رهبری، ملت شریف ایران، خانوادههای معظم شهدا و همه آزادگان و حقطلبان جهان تسلیت عرض کنم. بیتردید فقدان چنین شخصیتهایی، تنها فقدان یک فرد نیست، بلکه فقدان یک مکتب، یک الگو و یک مسیر هدایت برای جامعه اسلامی است.
اگر بخواهیم با نگاهی دقیق، منسجم و تحلیلی به شخصیت رهبر شهید بنگریم، باید از نگاه تکبعدی فاصله بگیریم. یکی از خطاهای رایج در تحلیل شخصیتهای بزرگ این است که آنها را در یک بعد محدود کنیم، در حالی که شخصیت رهبر شهید از جنس شخصیتهای جامعالاطراف و چندساحتی بود؛ بهگونهای که همزمان در سه عرصه معنویت، علم و مدیریت تبلور یافته بود.در واقع، اگر بخواهیم یک تصویر کامل از ایشان ارائه دهیم، باید بگوییم که با یک انسان «تراز انقلاب اسلامی» مواجه بودیم؛ انسانی که در او هم عمق معنوی دیده میشود، هم پشتوانه علمی و اجتهادی، و هم توان مدیریتی در سطح کلان کشور.
در ساحت معنوی، آنچه بیش از همه در شخصیت رهبر شهید برجسته است، انس دائمی و عمیق با قرآن کریم است. این انس صرفاً در سطح تلاوت یا قرائت نبود، بلکه قرآن در رفتار، تصمیمگیری و سبک زندگی ایشان جاری بود.اهتمام جدی به نماز، توجه به ذکر، و مراقبت از رابطه قلبی با خداوند متعال، از ایشان چهرهای ساخته بود که در عین حضور در بالاترین سطوح قدرت، هیچگاه از فضای بندگی فاصله نگرفتند. این همان نکتهای است که در اندیشه دینی ما بسیار بر آن تأکید شده است؛ یعنی هرچه انسان در مراتب اجتماعی بالاتر میرود، باید در مراتب عبودیت نیز عمیقتر شود.
نکته مهمتر در این ساحت، نوع مواجهه ایشان با نقد و انتقاد بود. در بسیاری از نظامهای مدیریتی، نقد بهعنوان تهدید تلقی میشود و در برابر آن مقاومت شکل میگیرد، اما در منظومه فکری رهبر شهید، نقد نهتنها تهدید نبود، بلکه یک فرصت اصلاحی محسوب میشد.ایشان معتقد بودند که هیچ مدیری از خطا مصون نیست و اگر سازوکار نقد در جامعه بسته شود، مسیر اصلاح نیز مسدود خواهد شد. به همین دلیل، همواره از نقدهای دلسوزانه استقبال میکردند و آن را بخشی از فرآیند رشد و ارتقای نظام مدیریتی کشور میدانستند.در واقع، میتوان گفت که در نگاه ایشان، جامعهای موفق است که در آن «نقد منصفانه» بهعنوان یک ارزش پذیرفته شده باشد، نه یک تهدید.
اگر بخواهم جمعبندی کنم، در بعد معنوی، رهبر شهید شخصیتی بودند که میان عبادت فردی، اخلاق اجتماعی و عقلانیت دینی یک پیوند واقعی برقرار کرده بودند. همین پیوند باعث میشد که معنویت ایشان، یک معنویت منزوی و فردی نباشد، بلکه معنویتی اجتماعی، اثرگذار و جهتدهنده در سطح حکمرانی باشد.این ویژگی دقیقاً همان چیزی است که امروز برای نسل جوان و مدیران کشور میتواند بهعنوان یک الگو مطرح شود؛ یعنی اینکه معنویت نه در حاشیه، بلکه در متن مدیریت و تصمیمگیری قرار بگیرد.
تسنیم: نقش بعد علمی در شکلگیری شخصیت رهبر شهید چگونه قابل تحلیل است؟
استاندار ایلام: در تبیین شخصیت رهبر شهید، اگر بخواهیم بهدرستی داوری کنیم، نباید بعد علمی را صرفاً یک لایه تکمیلی یا حاشیهای بدانیم، بلکه باید آن را یکی از ستونهای اصلی هویت فکری و رفتاری ایشان تلقی کنیم. در واقع، بخش مهمی از عقلانیت و عمق تصمیمسازی ایشان ریشه در همین بنیان علمی دارد.
رهبر شهید در امتداد یک سنت ریشهدار حوزوی و فکری رشد یافتند؛ سنتی که در آن علم صرفاً به معنای انباشت اطلاعات نیست، بلکه به معنای «تربیت انسان جامع» است؛ انسانی که هم قدرت فهم متون دینی را دارد، هم توان تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی را، و هم میتواند این دو را در قالب حکمرانی پیوند بزند.
ایشان در محضر بزرگانی همچون امام خمینی(ره) تربیت شدند؛ شخصیتی که خود بنیانگذار یک نظام فکری و سیاسی نوین در جهان اسلام بود. این شاگردی صرفاً یک رابطه آموزشی ساده نبود، بلکه بهنوعی شکلگیری یک منظومه فکری منسجم در امتداد اندیشه انقلاب اسلامی محسوب میشود.
از سوی دیگر، بهرهمندی از فضای علمی و معرفتی مکتب علامه طباطبایی(ره) نیز نشان میدهد که نگاه ایشان تنها محدود به فقه سنتی یا مباحث روزمره حوزه نبود، بلکه با لایههای عمیقتر فلسفه اسلامی، تفسیر قرآن و مباحث معرفتی نیز ارتباط جدی داشتهاند. این ترکیب، یعنی اتصال فقه، فلسفه و قرآن، بهطور طبیعی در شخصیت ایشان یک نگاه جامع و کلنگر ایجاد کرده بود.
نکته بسیار مهم در تحلیل این بعد از شخصیت رهبر شهید این است که ایشان را نباید در زمره مدیرانی قرار داد که صرفاً بر اساس تجربههای اجرایی یا ملاحظات سیاسی تصمیمگیری میکنند. نگاه ایشان به اداره کشور، برخاسته از یک پشتوانه نظری عمیق و نظاممند بود.
در واقع، بسیاری از تصمیمات کلان در نگاه ایشان، بر مبنای اصولی اتخاذ میشد که ریشه در فقه سیاسی اسلام، مبانی عدالت در اندیشه دینی و فهم دقیق از جایگاه انسان در نظام خلقت داشت. همین مسئله باعث میشد که تصمیمات ایشان از سطح روزمرگی و واکنشهای مقطعی فراتر برود و به سطح تصمیمسازی راهبردی و تمدنی برسد.
آثار فکری و علمی رهبر شهید نیز گواهی روشن بر این حقیقت است که ایشان با یک ذهن ساده یا صرفاً اجرایی وارد عرصه مدیریت کشور نشده بودند. بلکه نگاه ایشان به جامعه، دولت و مردم، یک نگاه نظاممند، اصولمحور و مبتنی بر مبانی معرفتی اسلام بود.
این پشتوانه علمی موجب میشد که در مواجهه با مسائل پیچیده کشور، صرفاً به ظاهر مشکلات اکتفا نکنند، بلکه به ریشهها و علل بنیادین مسائل توجه داشته باشند. به همین دلیل، در بسیاری از تصمیمگیریها، شاهد نوعی عمق تحلیلی هستیم که نشان میدهد این تصمیمها محصول یک تفکر عمیق علمی و فکری است، نه تصمیمهای لحظهای یا احساسی.
بعد علمی در شخصیت رهبر شهید، صرفاً یک ویژگی فردی نبود، بلکه ستون فکری حکمرانی ایشان محسوب میشد. این بعد علمی باعث شد میان «دین»، «عقلانیت» و «مدیریت» در رفتار ایشان یک پیوند واقعی شکل بگیرد؛ پیوندی که نتیجه آن، شکلگیری نوعی حکمرانی مبتنی بر دانش دینی و عقلانیت انقلابی بود.به همین دلیل است که امروز، وقتی از میراث ایشان سخن گفته میشود، نمیتوان تنها به خاطرات یا رفتارهای فردی بسنده کرد، بلکه باید آن را در قالب یک مکتب فکری قابل مطالعه در حکمرانی اسلامی تحلیل کرد.
سؤال: در حوزه مدیریت و حکمرانی، مهمترین ویژگی ممتاز رهبر شهید چه بود؟
استاندار ایلام: در تحلیل سیره مدیریتی و حکمرانی رهبر شهید، اگر بخواهیم به یک جمعبندی کلان و راهبردی برسیم، به نظر من مهمترین ویژگی ایشان را باید در مفهوم «عقلانیت انقلابی همراه با شجاعت مدیریتی» جستوجو کرد؛ ترکیبی که کمتر در شخصیتهای سیاسی و اجرایی بهصورت همزمان قابل مشاهده است.منظور از عقلانیت انقلابی این است که تصمیمگیریها نه از سر احساسات لحظهای و واکنشهای مقطعی، بلکه بر پایه اصول ثابت، مبانی فکری و نگاه کلان به مصالح نظام اسلامی صورت میگرفت. در عین حال، این عقلانیت هیچگاه به محافظهکاری منجر نمیشد؛ بلکه با شجاعت در تصمیمگیری و جسارت در اجرا همراه بود.
رهبر شهید در عین پایبندی کامل به اصول، در مواجهه با شرایط پیچیده و بحرانهای متعدد، از ظرفیت انعطاف، تدبیر و بازطراحی مسیرها نیز بهره میگرفتند. این ویژگی باعث میشد که مدیریت ایشان نه خشک و غیرقابل تغییر، بلکه پویا، زنده و متناسب با شرایط زمان باشد.یکی از شاخصهای بسیار مهم در منظومه مدیریتی ایشان، التزام عملی به قانون بدون هیچگونه تبعیض بود. در نگاه ایشان، قانون صرفاً یک متن اداری یا مجموعهای از دستورالعملها نبود، بلکه یک میثاق ملی و چارچوب الزامآور برای همه ارکان قدرت محسوب میشد.نکته مهم این است که در این نگاه، هیچ فرد، جریان یا نهادی فراتر از قانون تعریف نمیشد. حتی در عالیترین سطوح تصمیمگیری نیز، معیار نهایی، انطباق با قانون و رعایت عدالت حقوقی بود.
این رویکرد، در واقع یکی از پایههای اصلی اعتماد عمومی در جامعه محسوب میشود؛ زیرا زمانی که مردم احساس کنند قانون بهصورت برابر اجرا میشود، احساس امنیت حقوقی و اجتماعی در جامعه تقویت خواهد شد.از دیگر ویژگیهای برجسته در سیره مدیریتی رهبر شهید، نحوه مواجهه ایشان با بحرانها بود. در بسیاری از نظامهای سیاسی، بحرانها یا به انفعال مدیریتی منجر میشوند یا به تصمیمهای شتابزده و هیجانی؛ اما در نگاه ایشان، بحران یک «مسئله حلشدنی» و حتی یک «فرصت بازسازی» تلقی میشد.
ایشان با نگاهی راهبردی و آیندهنگر تلاش میکردند ریشه بحرانها را شناسایی کرده و به جای برخورد سطحی، به اصلاح ساختارها و تقویت بنیانها بپردازند. همین نگاه موجب شد در مقاطع حساس تاریخی، تهدیدهای جدی علیه کشور، به فرصتهایی برای تثبیت انسجام ملی و ارتقای توان داخلی تبدیل شود.این رویکرد، نشاندهنده نوعی مدیریت تمدنی است؛ مدیریتی که صرفاً به حل مسئله روزمره محدود نمیشود، بلکه به دنبال ساخت آیندهای پایدار و مقاوم است.
در اندیشه و عمل رهبر شهید، حکمرانی یک فرآیند ترکیبی از اصولگرایی، عقلانیت، شجاعت و قانونمداری بود. این چهار عنصر در کنار هم، مدلی از مدیریت را شکل داده بود که هم در سطح داخلی و هم در مواجهه با تحولات منطقهای و بینالمللی کارآمدی خود را نشان داد.به همین دلیل است که امروز از سیره مدیریتی ایشان میتوان بهعنوان یک الگوی قابل مطالعه در حکمرانی اسلامی معاصر یاد کرد؛ الگویی که همچنان قابلیت الهامبخشی برای مدیران و تصمیمسازان کشور دارد.
سؤال: نقش مردم در منظومه فکری رهبر شهید چگونه تعریف میشود؟
استاندار ایلام: یکی از بنیادیترین و در عین حال برجستهترین مؤلفههای شخصیتی و فکری رهبر شهید، باور عمیق و راهبردی به نقش مردم در اداره کشور و پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی بود. در نگاه ایشان، مردم صرفاً مخاطبان سیاستگذاریها یا بدنه اجرایی تصمیمها نبودند، بلکه شریک اصلی و تعیینکننده در مسیر حرکت انقلاب محسوب میشدند.
این تفاوت نگاه، یک تفاوت سطحی یا شعاری نیست، بلکه یک تفاوت بنیادین در فلسفه حکمرانی است. در بسیاری از نظامهای سیاسی، مردم در حاشیه تصمیمگیریها قرار دارند و تنها در مرحله اجرا یا حمایت اجتماعی مورد توجه قرار میگیرند، اما در منظومه فکری رهبر شهید، مردم در متن اصلی تصمیمسازی، استمرار و تثبیت نظام سیاسی قرار داشتند.
در اندیشه ایشان، مشروعیت اجتماعی نظام اسلامی بدون حضور و رضایت مردم قابل تصور نبود. به همین دلیل، همواره بر این نکته تأکید داشتند که فاصله گرفتن مسئولان از مردم، به معنای فاصله گرفتن از حقیقت انقلاب است.این نگاه باعث شد که ارتباط میان حاکمیت و مردم، نه یک رابطه اداری و رسمی، بلکه یک رابطه عاطفی، اعتقادی و تاریخی باشد. در چنین چارچوبی، مردم نه تنها در بزنگاهها حضور پیدا میکردند، بلکه خود را در سرنوشت کشور سهیم میدانستند.
همین پیوند عمیق میان مردم و رهبری، یکی از دلایل اصلی تفاوت انقلاب اسلامی ایران با بسیاری از انقلابهای دیگر در جهان است. در حالی که بسیاری از انقلابها پس از مدتی دچار فاصله میان مردم و حاکمیت میشوند، در اینجا حضور مستمر مردم در صحنه به یک ویژگی پایدار تبدیل شده است.این حضور، صرفاً یک حضور سیاسی یا مقطعی نیست، بلکه نشاندهنده یک اعتماد متقابل و سرمایه اجتماعی عمیق است؛ سرمایهای که در بزنگاههای حساس تاریخی، کارآمدی خود را بهروشنی نشان داده است.
آنچه امروز در آیینهای باشکوه وداع و تشییع رهبر شهید در سراسر کشور و حتی جهان اسلام مشاهده میشود، در واقع بازتاب همین رابطه عمیق است. این حضور گسترده و میلیونی، صرفاً یک تجمع عاطفی یا احساسی نیست، بلکه نشانهای از یک رابطه پایدار و ریشهدار میان مردم و رهبری است.در واقع، این صحنههای باشکوه نشان میدهد که رهبر شهید در نگاه مردم، تنها یک مقام رسمی یا یک شخصیت سیاسی نبود، بلکه امید، تکیهگاه و نقطه اتکای اجتماعی و معنوی جامعه محسوب میشد.
در منظومه فکری رهبر شهید، مردم نه در حاشیه، بلکه در قلب و مرکز حکمرانی قرار داشتند. همین نگاه بود که توانست سرمایه اجتماعی عظیمی برای انقلاب اسلامی ایجاد کند و پیوندی عمیق میان مردم و نظام اسلامی شکل دهد؛ پیوندی که امروز نیز در صحنههای بزرگ ملی بهروشنی قابل مشاهده است.
سؤال: در شرایط کنونی منطقه و جهان، این میراث چه نقشی در تحولات آینده دارد؟
استاندار ایلام: بدون تردید، اگر بخواهیم میراث رهبر شهید را در مقیاس منطقهای و حتی بینالمللی تحلیل کنیم، باید آن را فراتر از یک تجربه شخصی یا یک دوره تاریخی خاص ببینیم. این میراث، در واقع یک جریان فکری و مکتب سیاسی-اجتماعی زنده است که آثار آن نهتنها در گذشته و حال، بلکه در آینده تحولات منطقه نیز قابل مشاهده خواهد بود.
نکته اساسی این است که شجاعت، ایستادگی و صلابت رهبر شهید در مواجهه با نظام سلطه و ساختارهای استکباری جهانی، صرفاً یک موضع سیاسی مقطعی نبود، بلکه برآمده از یک منطق فکری منسجم و مبتنی بر عزتخواهی امت اسلامی بود. همین رویکرد باعث شد که مفهوم مقاومت، از یک شعار سیاسی به یک گفتمان منطقهای و حتی جهانی تبدیل شود.
امروز اگر در بخشهای مختلف منطقه شاهد شکلگیری جریانهای مقاومت هستیم، این امر تصادفی یا صرفاً واکنشی نیست، بلکه ریشه در همان مکتبی دارد که رهبر شهید از آن دفاع و آن را تقویت کرد. بسیاری از ملتهای منطقه، بهویژه در شرایط فشارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی، به این نتیجه رسیدهاند که ایستادگی در برابر سلطه، تنها راه حفظ هویت و استقلال است.
در واقع، میتوان گفت یکی از مهمترین دستاوردهای این مکتب، تغییر ادبیات سیاسی منطقه از «تسلیم» به «مقاومت» بوده است؛ تغییری که در آینده نیز نقش تعیینکنندهتری در معادلات منطقهای خواهد داشت.اگر بخواهیم وضعیت امروز ملت ایران را در برابر انواع فشارها تحلیل کنیم، نباید صرفاً به مؤلفههای مادی، ساختاری یا نظامی بسنده کنیم. هرچند این عناصر نقش مهمی دارند، اما عامل اصلی پایداری، یک سرمایه عمیقتر و بنیادینتر است.
این سرمایه همان رابطه معنوی میان رهبر، مردم و خالق هستی است؛ پیوندی که در طول سالهای انقلاب اسلامی شکل گرفته و بهتدریج عمیقتر شده است. این رابطه، صرفاً یک ارتباط سیاسی یا اجتماعی نیست، بلکه یک پیوند اعتقادی و ایمانی است که در بزنگاههای تاریخی خود را بهوضوح نشان داده است.
نکته مهم این است که این نوع سرمایه اجتماعی و معنوی، در هیچ یک از معادلات کلاسیک قدرت قابل اندازهگیری نیست. نه در چارچوبهای صرفاً اقتصادی میگنجد و نه در تحلیلهای صرفاً نظامی قابل تقلیل است.این همان نقطهای است که انقلاب اسلامی را در یک موقعیت متفاوت نسبت به بسیاری از نظامهای سیاسی جهان قرار داده است؛ زیرا پشتوانه اصلی آن، نه فقط ساختارها، بلکه باور، ایمان و اراده جمعی مردم است.
میراث رهبر شهید در شرایط کنونی منطقه و جهان، صرفاً یک خاطره تاریخی یا یک تجربه سیاسی نیست، بلکه یک منبع الهام برای بازتعریف مفهوم مقاومت و استقلال در جهان معاصر است. این میراث، همچنان در حال اثرگذاری است و به نظر میرسد در سالهای آینده نیز بهعنوان یکی از عوامل شکلدهنده به نظم جدید منطقهای نقشآفرینی خواهد کرد.
سؤال: درباره حضور مردم ایلام در این مراسم و اعزام زائران چه اقداماتی انجام شده است؟
استاندار ایلام: با برنامهریزی انجامشده، بیش از 2300 نفر از اقشار مختلف مردم استان ایلام با همکاری دستگاههای اجرایی، نیروهای نظامی و انتظامی برای حضور در مراسم تشییع به تهران اعزام شدهاند.
این حضور، تنها یک اقدام اجرایی نیست، بلکه نشاندهنده عمق ارادت مردم استان ایلام به رهبر شهید و آرمانهای انقلاب اسلامی است. امیدواریم این حضور گسترده، جلوهای دیگر از وحدت، همدلی و انسجام ملی را به نمایش بگذارد.
در پایان باید تأکید کنم که رهبر شهید، تنها یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه یک مکتب زنده و جاری در بطن جامعه است. اگر امروز از عقلانیت، معنویت، عدالت و مردمداری سخن میگوییم، همه اینها در سیره ایشان بهصورت عینی قابل مشاهده بود.
بیتردید، ادامه این مسیر نیازمند حفظ همین ارزشها در سطح مدیریت کشور و مشارکت فعال مردم در صحنههای مختلف است.
انتهای پیام/180/