به گزارش خبرگزاری تسنیم از گرگان، بازخوانی خاطرات شخصیتهای اثرگذار در تاریخ معاصر ایران، تنها مرور گذشته نیست؛ بلکه نوعی بازگشت به ریشههای شکلگیری یک جریان فکری و سیاسی است که امروز نیز در لایههای مختلف جامعه حضور دارد، در این میان، روایتهای نزدیکان، همراهان و همدرسهای رهبر شهید انقلاب اسلامی، تصویری روشنتر از سالهای شکلگیری شخصیت، اندیشه و کنشهای اجتماعی و سیاسی ایشان ارائه میدهد؛ تصویری که در آن، حوزه علمیه نهفقط یک مرکز آموزشی، بلکه کانونی برای تلاقی علم، ایمان و مبارزه تلقی میشود.
آیتالله نورمفیدی، از جمله چهرههایی است که بخش مهمی از عمر خود را کنار رهبر شهید انقلاب اسلامی، از دوران طلبگی در مشهد و قم تا سالهای پرالتهاب مبارزات پیش از انقلاب، سپری کرده است. خاطرات او، صرفاً یادآور یک دوستی شخصی نیست، بلکه روایتی از شکلگیری تدریجی یک پیوند فکری و اعتقادی در بستر نهضت امام خمینی(ره) است؛ پیوندی که از حجرههای ساده مدرسه نواب مشهد آغاز شد و در ادامه، به صحنههای پرخطر مبارزه سیاسی و فرهنگی در سراسر کشور امتداد یافت.
وی از سالهایی میگوید که طلبهای جوان با استعداد علمی برجسته، کنار فعالیتهای آموزشی و حوزوی، به یکی از چهرههای اثرگذار در جریان تبیین اندیشههای انقلابی تبدیل شد. از جلسات ساده طلبگی و مباحث علمی در حوزه علمیه گرفته تا سفرهای تبلیغی، منبرهای روشنگرانه، و حتی لحظات تعقیب و تهدید توسط دستگاه امنیتی رژیم پهلوی، همه و همه بخشهایی از یک مسیر مشترک هستند که بعدها در تاریخ انقلاب اسلامی جایگاهی تعیینکننده یافت.
آیتالله نورمفیدی با نگاهی به گذشته و بازگویی خاطرات شخصی خود با رهبر شهید انقلاب، بخشی از فضای فکری و اجتماعی آن دوران را نیز برای نسل امروز ترسیم کرد؛ فضایی که در آن، ایمان، علم، خطر، مبارزه و امید در هم تنیده شده بود و از دل همین تنیدگی، یکی از مهمترین جریانهای تاریخ معاصر ایران شکل گرفت.
مشروح این گفتوگو از نظر خوانندگان تسنیم میگذرد:
آغاز یک دوستی در مشهد؛ نخستین دیدار در مدرسه نواب
تسنیم|جنابعالی از نخستین آشنایی خود با رهبر شهید انقلاب اسلامی خاطراتی دارید، این آشنایی چگونه شکل گرفت و به چهزمانی بازمیگردد؟
آیتالله نورمفیدی: بسماللّهالرّحمنالرّحیم. آغاز آشنایی بنده با رهبر شهید انقلاب اسلامی به سالهای 1335 یا 1336 بازمیگردد؛ زمانی که در دوران طلبگی در مشهد مقدس حضور داشتم، پیش از آن، مدتی در حوزه علمیه گرگان مشغول تحصیل بودم و سپس برای ادامه مسیر علمی به مشهد مشرف شدم.
در همان روزها، برای دیدار یکی از دوستان طلبهام به مدرسه نواب رفتم، در آنجا بود که برای نخستینبار با شخصیتی جوان، خوشسیما، متواضع و بسیار آراسته روبهرو شدم که از حجره خود بیرون آمد و با نهایت احترام ما را به داخل دعوت کرد تا ساعتی را در فضای ساده و صمیمی حجرهاش بهصرف چای بگذرانیم.
در همان دیدار اولیه بود که متوجه شدم ایشان طلبهای بهنام سید علی خامنهای هستند. همان برخورد نخست، نقطه آغاز یک آشنایی ساده نبود، بلکه سرآغاز یک رابطه فکری و علمی شد که بعدها در مسیر تحولات بزرگ انقلاب اسلامی، عمق بیشتری پیدا کرد.
تسنیم: این ارتباط در ادامه چگونه توسعه پیدا کرد؟
آیتالله نورمفیدی: پس از آن دیدار، ارتباط و دوستی ما بهتدریج شکل گرفت. این رابطه ابتدا در فضای علمی حوزه علمیه مشهد ادامه یافت و سپس با حضور در حوزه علمیه قم، وارد مرحله تازهای شد. در آن محیط علمی و معنوی، این ارتباط نهتنها حفظ شد، بلکه بهمرور استحکام بیشتری پیدا کرد.
در واقع ما با شخصیتی روبهرو بودیم که هم در بعد علمی و هم در بعد اخلاقی، جایگاه ویژهای داشت و همین ویژگیها موجب میشد ارتباطات علمی و طلبگی به یک رابطه عمیقتر فکری و معنوی تبدیل شود.
تسنیم: ویژگیهای علمی ایشان در آن دوران چگونه بود؟
آیتالله نورمفیدی: رهبر شهید انقلاب از همان دوران جوانی به استعداد، نبوغ و پشتکار علمی شناخته میشدند، بسیاری از اساتید بزرگ حوزه نیز به این مسئله اذعان داشتند، بهویژه مرحوم آیتالله شیخ مرتضی حائری بارها از آینده روشن و توان علمی ایشان یاد میکردند.
آنچه برای ما مشهود بود، این بود که ایشان صرفاً یک طلبه عادی نبودند، بلکه نگاهی عمیق به مباحث فقهی، علمی و معرفتی داشتند و همین مسئله ایشان را میان طلاب ممتاز میکرد.
تسنیم: این دوستی در دوران آغاز نهضت امام خمینی(ره) چه تغییری کرد؟
آیتالله نورمفیدی: با آغاز نهضت حضرت امام خمینی(ره)، این رابطه وارد مرحلهای کاملاً جدید شد. در آن دوران، فضای حوزه یکدست نبود و همه طلاب همراه جریان نهضت نبودند، اما جمعی از طلاب جوان با انگیزه و اعتقاد، کنار امام راحل قرار گرفتند.
ما نیز در همان مسیر، علاوه بر ارتباط علمی، وارد نوعی همکاری فکری و سیاسی شدیم. این همکاریها باعث شد پیوند ما از یک رابطه صرفاً طلبگی، به یک همراهی در مسیر مبارزه و حرکت انقلابی تبدیل شود.
تسنیم: پس از جدایی جغرافیایی، این ارتباط چگونه ادامه یافت؟
آیتالله نورمفیدی: پس از بازگشت ایشان به مشهد و حضور بنده در گرگان، اگرچه از نظر جغرافیایی فاصله ایجاد شد، اما این فاصله هیچگاه در پیوند فکری و اعتقادی ما تأثیر نگذاشت.
ایشان در مشهد فعالیتهای گسترده علمی، فرهنگی و تبلیغی داشتند و در نقاط مختلف کشور نیز نقشآفرینی میکردند، این ارتباط همچنان در قالب یک همفکری انقلابی ادامه داشت.
روزهای مبارزه؛ از منبرهای گرگان تا تعقیب ساواک
تسنیم: از فعالیتهای مبارزاتی و حضورهای تبلیغی ایشان در سالهای پیش از انقلاب چه خاطراتی دارید؟
آیتالله نورمفیدی: در سالهای مبارزه، ایشان بارها برای سخنرانی و فعالیتهای تبلیغی به مناطق مختلف کشور از جمله گرگان سفر میکردند. این سفرها صرفاً سفرهای تبلیغی ساده نبود، بلکه با هدف تبیین اسلام ناب، سیره اهلبیت(ع) و اندیشههای انقلابی انجام میشد.
بیانات ایشان در آن دوران، دارای عمق علمی و اثرگذاری ویژهای بود و بهسرعت میان مردم و طلاب منتشر میشد.
تسنیم: آیا خاطره خاصی از آن دوران دارید؟
آیتالله نورمفیدی: بله، خاطرات متعددی وجود دارد، یکی از آنها مربوط به تعقیب ایشان توسط مأموران ساواک است، در یکی از سفرها به گرگان، مأموران رژیم پهلوی بهدنبال شناسایی و دستگیری ایشان بودند.
در آن شرایط، با هماهنگی دوستان، تصمیم گرفتیم بهصورت شبانه ایشان را از منطقه خارج کنیم تا از گرفتار شدن در دست ساواک جلوگیری شود، آن روزها، فضای مبارزه بسیار سنگین و پرخطر بود.
تسنیم: نقش سخنرانیهای ایشان در آن دوران چگونه بود؟
آیتالله نورمفیدی: سخنرانیهای ایشان از تأثیرگذارترین ابزارهای فرهنگی و فکری آن دوران بود. نوارهای صوتی سخنرانیهایشان در سراسر کشور دستبهدست میچرخید و نسل جوان را بهشدت تحتتأثیر قرار میداد،
بهویژه یکی از سخنرانیهای ایشان درباره حضرت امام سجاد(ع) هنوز در ذهن من باقی مانده است؛ تحلیلی عمیق، متفاوت و کاملاً نو که نگاه تازهای به شخصیت آن امام بزرگوار ارائه میکرد، آن سخنرانی را بارها به دوستان طلبه توصیه میکردم.
تسنیم: آیا خاطرهای از سفرهای مخفیانه ایشان دارید؟
آیتالله نورمفیدی: بله، یکبار ایشان بهصورت کاملاً مخفیانه به گرگان آمده بودند و من از حضورشان اطلاعی نداشتم، یکی از دوستان تماس گرفت و مرا به منزل خود دعوت کرد.
وقتی وارد شدم، متوجه شدم آیتالله خامنهای در آنجا حضور دارند، قرار بود همان روز بهصورت محرمانه به تهران عزیمت کنند. با وجود اصرار برخی از جوانان برای همراهی، ایشان نپذیرفتند تا مأموریت و حرکتشان کاملاً محرمانه باقی بماند.
این خاطرات، بخشی از روزهای سخت اما سرنوشتساز مبارزه است؛ روزهایی که در آن، ایمان، علم، مبارزه و همراهی مردان بزرگ، مسیر تاریخ ایران را تغییر داد.
با نزدیک شدن به پیروزی انقلاب اسلامی و بازگشت امام خمینی(ره)، این تلاشها وارد مرحلهای تازه شد و در نهایت، به شکلگیری یکی از بزرگترین تحولات تاریخ معاصر کشور انجامید؛ تحولی که ریشه در همان دوستیها، همفکریها و مجاهدتهای خاموش آن سالها داشت.
انتهای پیام/+