به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، بررسی الگوی راهبری امام خامنهای رحمت الله علیه نشان میدهد که ایشان با تکیه بر مبانی توحیدی، نگاه امتمحور و احیای گفتمان مقاومت، هدایت جامعه اسلامی را در ساحت فکری، فرهنگی و اجتماعی پیگیری کردهاند.
امام در منطق اسلامی، عهدهدار هدایت امت به سوی تعالی فردی و اجتماعی است؛ هدایتی که نهتنها ناظر به ارشاد اعتقادی و اخلاقی افراد، بلکه متکفّل جهتدهی به حیات جمعی انسانها بر اساس حق، عدالت و توحید نیز هست. در عصر غیبت امام معصوم علیه السلام، این مسئولیت در ساحت هدایت تشریعی و ظاهری، بر عهده ولیّ فقیه جامعالشرایط قرار میگیرد.
در این چارچوب، امام خامنهای رحمت الله علیه به عنوان رهبر امت اسلامی، توانستهاند این مسئولیت را در ابعادی گسترده و با اتکا بر مبانی عمیق دینی و اجتماعی پیگیری کنند.
یکی از مهمترین ویژگیهای این نوع هدایت، عبور از نگاه محدود به مرزهای جغرافیایی و قومی است. در این منظر، امت اسلامی صرفاً مجموعهای از شهروندان یک کشور خاص نیست، بلکه پیکرهای زنده، دارای هویت مشترک ایمانی و برخوردار از سرنوشت بههمپیوسته است.
بر همین اساس، امام خامنهای در تلقی خود از مسئولیت رهبری، افق هدایت را به محدوده یک ملت یا یک دولت فرو نکاستند، بلکه با رویکردی امتمحور، از همه ظرفیتهای فکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برای بیدارسازی، انسجامبخشی و جهتدهی به جهان اسلام بهره گرفتند.
مبنای این رویکرد را باید در تلقی توحیدی ایشان از دین و جامعه جستوجو کرد. در این دستگاه فکری، توحید صرفاً یک اصل کلامی یا ذهنی نیست، بلکه حقیقتی جاری در متن زندگی فردی و اجتماعی انسان است و باید در مناسبات سیاسی، فرهنگی و تمدنی نیز ظهور یابد. از اینرو، اسلام در این نگاه، مجموعهای از گزارههای منفصل و صرفاً فردی نیست، بلکه مکتبی جامع، منسجم و ناظر به همه ابعاد حیات انسانی است.
پایههای این نظام فکری، بر اسلام ناب محمدی صل الله علیه و اله استوار است؛ اسلامی که در عرصه عمل، مسئولیتساز، جامعهساز و تمدنپرداز است و در سطح نظریهپردازی انتزاعی متوقف نمیماند.
در اندیشه امام خامنهای، یکی از فوریترین ضرورتهای تفکر دینی در روزگار معاصر، ارائه اسلام به عنوان یک منظومه اجتماعی هماهنگ و پاسخگو به نیازهای زندگی جمعی انسانهاست.
بر این اساس، ایشان در طول حیات علمی، تبلیغی و سیاسی خود، همواره کوشیدهاند حقیقت دین را از حالت انفعال، انزوا و فردگرایی صرف خارج کرده و آن را به مثابه برنامهای برای ساخت انسان، جامعه و تاریخ معرفی کنند.
آثار و بیانات ایشان در دوره پیش از انقلاب نیز بهخوبی نشان میدهد که تبیین اجتماعی از دین، از آغاز در کانون دغدغههای فکری ایشان قرار داشته است. کتاب شریف - طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن- را میتوان یکی از روشنترین نمونههای این رویکرد دانست؛ اثری که در آن، اسلام به مثابه یک دستگاه فکری زنده، هدفمند و اجتماعی عرضه میشود.
همین خط فکری پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با قوت ادامه یافت. امام خامنهای در هر جایگاهی که به انجام وظیفه پرداختهاند، تلاش کردهاند نسبت میان دین، جامعه، عدالت، استقلال، عزت و پیشرفت را در چارچوب یک نگرش توحیدی تبیین و عملیاتی کنند.
در این میان، هدایت تشریعی و ظاهری ایشان تنها در حد بیان احکام یا توصیههای اخلاقی باقی نمانده، بلکه به سطح راهبری کلان اجتماعی، بازسازی هویت دینی، تقویت خودآگاهی امت اسلامی و صورتبندی گفتمان مقاومت در برابر سلطه نیز ارتقا یافته است.
بخش مهمی از این هدایت، در احیای روح مقاومت در جهان اسلام قابل مشاهده است. مقاومت در این چارچوب، صرفاً یک واکنش سیاسی یا نظامی نیست، بلکه برآمده از نوعی جهانبینی توحیدی است که انسان را در برابر سلطه، تحقیر، استضعاف و بیعدالتی به ایستادگی فرا میخواند. هنگامی که انسان و جامعه، بر اساس توحید تربیت شوند، طبیعی است که تن به ولایت طاغوت، سلطه استکبار و ساختارهای تحمیلی ندهند. از این منظر، مقاومت پیش از آنکه یک آرایش میدانی باشد، یک حقیقت معرفتی، ایمانی و اجتماعی است.
بر همین مبنا، یکی از برجستهترین آثار هدایت فکری و اجتماعی امام خامنهای، تبیین، تقویت و تعمیق گفتمان مقاومت در میان ملتهای اسلامی و حتی فراتر از آن، در میان همه آزادگان جهان بوده است. این گفتمان توانسته است ملتها را از حالت انفعال خارج کند، احساس کرامت و هویت دینی را در آنان احیا سازد و اراده ایستادگی در برابر نظامهای سلطهگر را در میان آنان تقویت کند.
به تعبیر دیگر، جبهه مقاومت را نباید صرفاً یک ائتلاف سیاسی یا میدانی دانست، بلکه باید آن را تجلی اجتماعی یک بینش توحیدی و حاصل بیداری فطرتهای مؤمن و آزاده تلقی کرد.
در پایان میتوان گفت که امام خامنهای در مقام هدایت تشریعی و ظاهری امت، کوشیدهاند با تکیه بر مبانی اصیل اسلامی، امت را از پراکندگی به سوی انسجام، از انفعال به سوی کنش، از خودباختگی به سوی عزت، و از وابستگی به سوی استقلال سوق دهند. این هدایت، از رهگذر تبیین مستمر، بازسازی مفاهیم بنیادین دینی، جهتدهی به افکار عمومی، احیای مسئولیت تاریخی مسلمانان و تأکید بر پیوند میان ایمان، عمل، عدالت و مقاومت تحقق یافته است.
ازاینرو، نقش ایشان را میتوان در امتداد همان هدایت اجتماعی و تشریعی ارزیابی کرد که غایت آن، فراهمسازی زمینه رشد امت، صیانت از هویت اسلامی و گشودن افقهای نو برای تحقق حیات طیبه در سطح فردی و جمعی است.
سمیه نوروز پور کشتلی از مدرسه فاطمه الزهرا قائمشهر
انتهای پیام/