به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمدرضا کائینی تاریخپژوه و نویسنده، در نشست علمی با موضوع آیین تشییع بزرگان در تاریخ تشیع و انقلاب اسلامی که به مناسبت تشییع رهبر شهید انقلاب برگزار شد، با تأکید بر جایگاه آیینهای تشییع در حافظه تاریخی ملت ایران، اظهار داشت: در میان رخدادهای بزرگ تاریخ معاصر ایران، آیین تشییع شخصیتهای برجسته همواره به صحنهای برای تجلی شکوه، اقتدار و همبستگی ملی بدل شده و پیوند عمیق مردم با آرمانها و ارزشهای والای خویش را به نمایش گذاشته است.
وی در ابتدای این نشست با نقد مقایسه تشییع با انتخابات یا رفراندوم افزود: این مقایسه یک مغالطه است. رأی دادن حداکثر یک اظهار نظر حداقلی و نسبتاً منفعلانه است اما حضور در یک تشییع به ویژه اگر با تهدید و خطر همراه باشد یک کنش فعال و پرهزینه است.
کائینی با اشاره به تجربه دهه شصت و تشییعهای همراه با تیراندازی و انفجار منافقین بیان داشت: در آن دوره مردم با وجود این خطرها در مراسم شرکت میکردند و این نشان میدهد که حضور در چنین اجتماعاتی صرفاً اعلام یک نظر نیست بلکه نوعی آمادگی برای پرداخت هزینه و حتی اعلام جانفدایی است و به همین دلیل نمیتوان آن را با رأی دادن یکسان دانست. این تفاوت ماهوی میان دو نوع کنش اجتماعی یکی از نکات کلیدی در تحلیل رفتار سیاسی مردم ایران است.
این تاریخپژوه با اشاره به رفتار دوگانه جریان روشنفکری در مواجهه با اجتماعات مردمی خاطر نشان کرد: این جریان همواره در این زمینه دوگانه عمل کرده است. هر زمان که اجتماعات و میتینگهای خودشان پرجمعیت میشد آن را نشانه پشتوانه اجتماعی میدانستند اما هرگاه با تشییعهای میلیونی و اجتماعات گسترده جریان انقلاب مواجه میشوند میگویند اینها ملاک نیست و باید رفراندوم برگزار شود. در حالی که اگر اجتماع معیار سنجش پایگاه اجتماعی نیست چرا درباره تجمعات وابسته به خودشان آن را ملاک قرار میدهند و این استاندارد دوگانه نشان میدهد که خودشان نیز در عمل به این ادعا پایبند نیستند.
کائینی با تأکید بر اینکه اگر واقعاً در یک تشییع دهها میلیون نفر با وجود احتمال تهدید و پرداخت هزینه حضور پیدا کنند تصریح کرد: این حضور صرفاً بیان یک سلیقه سیاسی نیست بلکه از وجود یک سرمایه اجتماعی عظیم و هستهای از نیروهای جانفدا حکایت میکند.
وی با طرح این پرسش که چرا از این سرمایه بزرگ در عرصه فرهنگ و جامعه بهرهبرداری نمیشود افزودک جامعهای که میلیونها انسان آماده فداکاری دارد از نظر ظرفیت اجتماعی و فرهنگی جامعهای بسیار قدرتمند است و نباید این واقعیت را نادیده گرفت.
این تاریخپژوه و نویسنده با اشاره به تجربه تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی و تا حدی شهید رئیسی گفت که ما تردیدی نداریم که در تشییع رهبر شهید جمعیت عظیمی حضور خواهد داشت اما تجربه تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی و تا حدی شهید رئیسی نشان داد که از فردای مراسم یک چشمبندی رسانهای آغاز میشود. رسانههای این جریان تلاش میکنند چنین رخداد بزرگی را کاملاً به حاشیه ببرند و گویی هیچ اتفاق مهمی رخ نداده است. در حالی که اگر چنین واقعهای در هر نقطه دیگری از دنیا اتفاق میافتاد تا مدتها محور تحلیلها و اخبار بود اما اینجا همان دستور کار و مسائل قبلی را ادامه میدهند و سرمایه اجتماعی حاصل از این اجتماع عظیم را نادیده میگیرند. این چشمبندی رسانهای یکی از راهبردهای اصلی برای کاهش تأثیرگذاری این رویدادهای عظیم بر افکار عمومی است.
وی با اشاره به سابقه تاریخی این شیوه اظهار داشت: برخی اعضای نهضت آزادی آنان در دهه اول انقلاب پس از مشاهده محبوبیت فوقالعاده امام خمینی(ره) به این نتیجه رسیدند که اساساً درباره امام سخنی نگویند زیرا ایشان رهبری کاریزماتیک بود و رویارویی مستقیم با او هزینه سنگینی داشت. همین الگو بعدها درباره تشییعهای بزرگ پس از انقلاب نیز تکرار شد؛ مراسمهایی مانند تشییع امام، آیتالله العظمی گلپایگانی و حاج احمد خمینی که عملاً از تحلیلها و روایتهای رسانهای آنان حذف میشد و گویی اساساً رخ نداده بود.
محمد رضا کایئنی در پایان این نشست تأکید کرد: این الگوی حذف روایت، یک آسیب جدی برای حافظه تاریخی جامعه است و ضروری است که پژوهشگران و تاریخپژوهان با ثبت و ضبط دقیق این رویدادها، از تحریف و فراموشی آنها جلوگیری کنند. از همین رو تشییع رهبر شهید انقلاب نیز با وجود عظمت بینظیرش نباید دچار همین سرنوشت شود و باید برای نسلهای آینده به درستی روایت شود.
انتهای پیام/