خبرگزاری تسنیم - صدیقه صباغیان| تاریخ را همیشه فاتحان نمینویسند؛ گاهی این قربانیان هستند که با زخمهای تن، اشکهای فروخورده و حافظهای که هرگز فراموش نمیکند، روایت حقیقی آن را به نسلهای آینده میسپارند.
کافی است گوش جان به حافظه ملتها بسپاری؛ به صدای سوختن هیروشیما و ناکازاکی، به فریاد کودکان ویتنام زیر باران ناپالم، به آوار بغداد، به رنج کابل، به خون جاری در غزه و به آسمان نیلگون خلیجفارس که روزی پیکر 290 مسافر بیگناه را در آغوش کشید.
اینها تنها برگهایی از یک دفتر قطور جنایات یک کشورند؛ دفتری که هر صفحهاش با نام مردمانی ورق میخورد که قربانی جنگ، تحریم، ترور، کودتا و مداخله شدند. وقتی این روایتهای پراکنده را کنار یکدیگر میگذاری، یک نام بیش از هر نام دیگری تکرار میشود.
کشوری که خود را پرچمدار آزادی، دموکراسی و حقوق بشر معرفی کرده، اما ردپای سیاستهایش را میتوان در دود بمباران شهرها، در آوار خانهها، در تحریم دارو و معیشت ملتها، ترور نخبگان و بیثباتیهای گسترده منطقهای و جهانی جستوجو کرد.
گویی میان آنچه بر زبان جاری است و آنچه در میدان عمل رخ میدهد، فاصلهای به وسعت رنج ملتها وجود دارد و امروز 12 تیرماه سالروز افشای حقوق بشر آمریکایی روزی برای بازخوانی این حافظه جمعی است؛ حافظهای که حقوق بشر آمریکایی را از پشت تریبونهای پرزرقوبرق و بیانیههای رسمی نمیشناسد.
از میان دود انفجارها، اشک مادران، نگاه بیپناه کودکان و خاطره ملتها میتوان به خوبی حقوق بشر آمریکایی را یافت و به بهای سیاستهای سلطهجویانه واشنگتن اشاره کرد که با جان، امنیت، استقلال و آینده انسانها پرداخت شده است. این روز، فرصتی است تا تاریخ را نه از زبان قدرت، بلکه از زبان حقیقت بخوانیم.
حقیقتی که هرچند سالها زیر غبار تبلیغات پنهان مانده، اما هنوز در حافظه ملتهای آزاده جهان زنده و گویا بوده و امروز روزی است برای کنار زدن پرده از چهره واقعی قدرتی که بیش از دو قرن، «حقوق بشر» را شعار داد اما در عمل، جنگ، تحریم، کودتا، ترور و ویرانی را برای ملتهای مستقل به ارمغان آورد.
حقوق بشر آمریکایی، مفهومی است که نه در بیانیهها، بلکه در حافظه ملتها معنا میشود؛ در هیروشیما و ناکازاکی، ویتنام سوخته از بمبهای ناپالم، کودتاهای سازماندهیشده علیه دولتهای مستقل، حمایت از رژیمهای سرکوبگر، زندانهایی همچون گوانتانامو و ابوغریب، افغانستان، عراق، سوریه، یمن و هر سرزمینی که آتش جنگ و بیثباتی بر آن تحمیل شد.
برای ملت ایران اما این مفهوم تلختر و ملموستر است. از حمایت همهجانبه از رژیم پهلوی و نقشآفرینی در کودتای 28 مرداد تا پشتیبانی گسترده از رژیم بعث عراق در جنگ تحمیلی، از اعمال دههها تحریم اقتصادی علیه مردم عادی تا ترور دانشمندان ایرانی و اقدامات خصمانه امنیتی.
تاریخ از وقایعی همچون ساقط کردن پرواز مسافربری و شهادت 290 انسان بیگناه بر فراز خلیجفارس تا استمرار سیاست فشار و تهدید علیه ملت ایران، کارنامهای روشن پیش روی افکار عمومی جهان قرار داده است؛ کارنامهای از ترورهای هدفمند، بمباران شهرها، حملات موشکی، اشغال نظامی کشورها، تحریمهای فلجکننده و حمایت از خشونت.
جنایاتی همچون موشکباران مدرسه شجره طیبه میناب، بمباران مناطق مسکونی و ... در حالی بارها و بارها در کنار نام ایالاتمتحده آمریکا ثبت شدهاند که همزمان، پرچم دفاع از حقوق بشر را در دست داشته و این همان تناقض بزرگی است که ملتها آن را حقوق بشر آمریکایی مینامند.
در جنگهای 12 روزه و رمضان بسیاری از تحلیلگران و ناظران بینالمللی، از نقش حمایتهای سیاسی، اطلاعاتی و نظامی آمریکا از متحدان خود و تشدید تنشها سخن گفتهاند. آنچه بار دیگر آشکار شد، این بود که معیارهای دوگانه در قبال جان انسانها همچنان بر سیاست خارجی واشنگتن سایه افکنده است.
جایی که حقوق بشر، نه یک اصل ثابت، بلکه ابزاری برای پیشبرد منافع سیاسی تلقی میشود. اما تاریخ، تنها روایت جنایت نیست؛ روایت ایستادگی نیز هست. ملت ایران در برابر فشار، تحریم، تهدید، ترور و جنگ، بارها نشان داده است که استقلال و عزت خود را معامله نخواهد کرد.
و امروز دوازدهم تیر، یادآور یک حقیقت بزرگ است؛ اینکه حقوق بشر، با بمب و موشک، با تحریم دارو و غذا، با ترور نخبگان و حمایت از اشغالگری معنا پیدا نمیکند. حقوق بشر، احترام به کرامت انسانهاست؛ اصلی که هرگاه قربانی منافع قدرتهای سلطهگر شود، وجدان تاریخ علیه آنان شهادت خواهد داد.
انتهای پیام/