به گزارش گروه دفاعی خبرگزاری تسنیم، شهادت رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی و جمعی از فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح در جریان درگیریها و جنایات محور آمریکایی-صهیونیستی، گرچه اندوهی عمیق بر جغرافیای مقاومت حاکم کرد، اما در عین حال پرده از حقیقتی مستحکم برداشت: «مکتب فرماندهی در نظام ولایی جمهوری اسلامی ایران، قائم به اشخاص نیست.» دشمن که با توهم فروپاشی ساختار فرماندهی و کاهش توان بازدارندگی دست به این جنایات زد، با سد تسخیرناپذیر سازمانیافتگی و ایمان روبهرو شد.
در همین راستا، سردار پاسدار رمضان شریف، مشاور فرمانده کل و رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، در یادداشتی تحلیلی با عنوان «به بهانه وداع و بدرقه آقای شهید ایران به بهشت»، به واکاوی و بازخوانی آخرین احکام انتصاب فرماندهان عالی نظامی توسط آن زعیم شهید پرداخته است. وی در این نوشتار نشان میدهد که این احکام تاریخی، صرفاً متونی برای رفع یک خلأ سازمانی نبودهاند؛ بلکه منشوری جامع و نقشه راهی بنیادین برای صیانت از اقتدار ملی، همافزایی همهجانبه و استمرار شکوهمندانه مسیر انقلاب اسلامی تحت هدایتهای مقام عظمای ولایت و رهبری جدید هستند.
متن کامل این تحلیل راهبردی و خواندنی را در ادامه میخوانید:
مقدمه:
با عبور از 23 خرداد ماه، سالگرد جنگ تحمیلی و تجاوز جنایتکارانه و تروریستی 12 روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، و پاسداشت "شهدای اقتدار ایران اسلامی"، به ویژه فرماندهان شهید نیروهای مسلح، و در آستانه فرارسیدن موسم برگزاری آیینهای شکوهمند و پرشور تشییع، خاکسپاری و بدرقه قائد شهید امت و رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام سید علی خامنهای (اعلی الله مقامه الشریف) که با شعار "باید برخاست"، فضایی معنوی و در عین حال سرشار از حزن و اندوه و خونخواهی "زعیم شهید نهضت" بر فضای کشور و بلکه جغرافیای مقاومت اسلامی و ظلم ستیز حاکم شده است، فرصتی برای بازخوانی یکی از سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر ایران فراهم آمده است؛ مقطعی که دشمن با تصور ایجاد اخلال در ساختار فرماندهی، کاهش توان بازدارندگی و برهم زدن انسجام نیروهای مسلح، راهبرد حذف فرماندهان عالی را در پیش گرفت، اما در برابر حقیقتی بنیادین قرار گرفت: "مکتب فرماندهی در جمهوری اسلامی ایران قائم به اشخاص نیست، بلکه بر منظومهای از ایمان، شایستگی، تجربه، سازمانیافتگی، فرهنگ ایثار و رهبری حکیمانه استوار است.
در همان روزهای حساس، که در موج اول حملات دشمن آمریکایی صهیونی فرماندهان عالی نیروهای مسلح به شهادت رسیدند، احکام انتصاب فرماندهان جدید که از سوی فرمانده معظم کل قوا صادر شد، تنها پاسخی فوری به یک خلأ سازمانی نبود؛ بلکه تجلی روشن اندیشه فرماندهی و تبلور مکتب راهبردی فرماندهی کل قوا در مدیریت بحران، تداوم فرماندهی، حفظ انسجام و بازآفرینی قدرت ملی بود. این احکام نشان داد در منظومه دفاعی جمهوری اسلامی ایران، انتقال مسئولیتها با سرعت، آرامش، قاطعیت، و بر پایه ایمان، شایستگی، تجارب ارزنده، تعهد و روحیه انقلابی انجام میشود، و مسیر ارتقاء توانمندیها، همافزایی، آمادگی دفاعی و تقویت بنیه معنوی هرگز متوقف نمیشود.
اینک در آستانه وداع با آن زعیم تاریخ ساز و قدرت آفرین برای ایران و امت اسلامی، و در موسم سالگرد آن نبرد افتخارآمیز و دفاع مقدس تمدنی، بازخوانی این احکام صرفاً مرور چند متن انتصابی نیست؛ بلکه بازخوانی و ترسیم منشور فکری و مدیریتی شهید خامنهای عزیز، فرمانده حکیم و شجاع کل قوای ایران مقتدر است که همواره میتواند برای همه فرماندهان، مدیران و کارکنان نیروهای مسلح، نصبالعین فکر، تصمیم و عمل قرار گیرد.
این احکام، که در واقع آخرین احکام انتصاب فرماندهان عالی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در شرایطی خطیر و بحرانی توسط "آقای شهید ایران" به شمار میرود، نقشه راهی برای صیانت از اقتدار ملی، ارتقای بازدارندگی، تربیت سرمایه انسانی مؤمن و متخصص، و استمرار فرهنگ فرماندهی انقلابی در تراز جمهوری اسلامی ایران هستند. از این منظر، "تحلیل مؤلفههای بنیادین" این احکام، نه یک مرور تاریخی، بلکه تبیین الزامات امروز و آینده ساختار فرماندهی نیروهای مسلح در مسیر حفظ استقلال، امنیت و اقتدار پایدار ایران اسلامی، تحت هدایتهای داهیانه خلف صالح او، مقام عظمای ولایت و رهبری و فرماندهی کل قوا حضرت آیت الله امام سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظله العالی) است.
مطالعه و تأمل در احکام انتصابی صادره توسط شهید امام خامنهای به فرماندهان قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا (ص)، ستاد کل نیروهای مسلح، ارتش جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، و نیروی هوا فضای سپاه، دلالت بر چندین مولفه بنیادین دارد که در این رهگذر، صرف نظر از مولفههای اختصاصی مربوط به هر یک فرماندهان، به 5 مؤلفه مشترک بنیادی در احکام می پردازیم:
1. مشروعیت فرماندهی؛ محصول شایستگی، تعهد و تجارب ارزنده
نخستین پیام مشترک همه احکام، استقرار فرماندهی بر پایه شایستهسالاری است. فرمانده معظم کل قوا در حکم انتصاب رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، دلیل انتخاب امیر سرلشکر [شهید] سید عبدالرحیم موسوی را «خدمات شایسته و تجارب ارزنده» معرفی میکنند. در حکم فرمانده کل سپاه نیز «شایستگیها و تجارب ارزنده» مبنای انتصاب سردار سرلشکر پاسدار [شهید] محمد پاکپور قرار میگیرد، و در حکم فرمانده کل ارتش نیز «تعهد و شایستگی و تجارب» معیار انتخاب امیر سرلشکر امیرحاتمی اعلام میشود. حتی در حکم سردار سرتیپ پاسدار سید مجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، نیز بر «شایستگیها و تجارب ارزنده» تصریح شده است. تکرار این واژگان، بیانگر آن است که در منظومه فکری فرماندهی کل قوا، مسئولیتهای بزرگ نه بر اساس سابقه صرف، بلکه بر پایه صلاحیت، تجربه، تعهد، کارآمدی و روحیه انقلابی واگذار میشود. این پیام، بهویژه برای نسل جوان، تأکیدی بر اهمیت تربیت علمی، اخلاقی و حرفهای برای پذیرش مسئولیتهای آینده کشور است.
2. ارتقاء توانمندیها و آمادگیها؛ راهبرد دائمی اقتدار ملی
دومین مؤلفه مشترک احکام، تأکید بر تقویت مستمر قدرت دفاعی است. در حکم رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، بر «ارتقاء مورد نیاز توانمندیها و آمادگیهای دفاعی امنیتی نیروهای مسلح و بسیج مردمی» و نیز «امکان پاسخگویی بموقع و مؤثر به هر سطح و هر نوع از تهدیدات» تأکید شده است.
در حکم فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص)، مأموریت اصلی، «طرحریزی و هدایت راهبردی و عملیاتی در مقابله با تهدیدها» و «شناسایی دقیق آمادگیهای رزم نیروهای مسلح» تعریف شده است. در حکم فرمانده کل ارتش نیز «ارتقاء توان و آمادگیهای رزمی» از مهمترین انتظارات فرمانده جدید عنوان میشود، و در حکم فرمانده نیروی هوافضای سپاه، «ارتقاء توانمندیهای همهجانبه و آمادگیهای روزافزون بخشهای موشکی و پهپادی و زمینهسازی و حضور مقتدرانه در فضا» به عنوان مأموریت راهبردی تعیین شده است. مجموع این گزارهها نشان میدهد که اقتدار در اندیشه فرماندهی کل قوا و در نظام ولایی و انقلابی جمهوری اسلامی ایران، یک وضعیت ایستا نیست؛ بلکه فرآیندی دائمی از رشد، نوسازی، آمادگی، نوآوری و پیشرفت است.
3. همافزایی؛ رمز فرماندهی یکپارچه و قدرت ملی
سومین محور راهبردی این احکام، تأکید بر هماهنگی میان همه ارکان دفاعی کشور است. در حکم فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء، «رویکرد همافزایی با ستاد کل نیروهای مسلح» به عنوان یکی از مهمترین انتظارات مطرح شده است. در حکم فرمانده کل ارتش نیز بر «همافزایی با سایر نیروهای مسلح» تصریح شده، و در حکم رئیس ستاد کل، نقش «بسیج مردمی» در کنار نیروهای مسلح مورد توجه قرار گرفته است. این گزارهها بیانگر آن است که امنیت آینده ایران، حاصل عملکرد جزیرهای سازمانها نیست؛ بلکه نتیجه فرماندهی شبکهای، هماهنگی عملیاتی، همافزایی اطلاعاتی، تعامل سازمانی و وحدت راهبردی همه اجزای قدرت دفاعی کشور است.
4. تقوا، بصیرت و بنیه معنوی؛ روح اقتدار نیروهای مسلح
یکی از برجستهترین ویژگیهای این احکام، توجه همزمان به قدرت سخت و قدرت نرم است. در حکم فرمانده کل سپاه، فرمانده معظم کل قوا بر «تقویت گوهر درونی سپاه یعنی تقوا و بصیرت»، «گسترش مدیریتهای برخوردار از بنیه معنوی و تواناییهای کارشناسی» و «اعتلای فرهنگی سپاه» تأکید میکنند. در حکم فرمانده نیروی هوافضای سپاه هم «تقویت تقوا و بصیرت کارکنان» و حرکت به سوی «ساخت نیرو در تراز انقلاب اسلامی» مورد انتظار قرار گرفته است. در حکم فرمانده کل ارتش نیز «تعالی معنوی و بصیرتی» در کنار ارتقای توان رزمی ذکر شده است. این همنشینی معنادار نشان میدهد که در نگاه رهبر شهید انقلاب (قدس سره)، تجهیزات پیشرفته بدون نیروی انسانی مؤمن، بصیر، متخصص و مسئولیتپذیر، ضامن امنیت پایدار نخواهد بود. از همین رو، سرمایه انسانی بزرگترین دارایی نیروهای مسلح معرفی میشود.
5. شهادت پرافتخار و سرافرازانه؛ موتور استمرار اقتدار
پنجمین مؤلفه بنیادین این احکام، تکریم فرهنگ ایثار و شهادت است. تقریباً همه احکام با عبارت «نظر به شهادت پرافتخار و سرافرازانه. . . » آغاز میشوند، و در پایان نیز برای شهیدان، «علو درجات و مقامات عالیه» و «همنشینی با اولیاء الهی» مسئلت میشود. این تکرار، صرفاً یک ادبیات آیینی نیست؛ بلکه تبیین یک حقیقت راهبردی است. در مکتب انقلاب اسلامی، شهادت پایان فرماندهی نیست؛ بلکه آغاز مسئولیتی تازه برای نسل بعدی فرماندهان است. دشمن ممکن است فرماندهان را هدف قرار دهد، اما هرگز قادر نخواهد بود مکتب فرماندهی را متوقف کند؛ زیرا آنچه استمرار مییابد، منظومهای از ایمان، تجربه، دانش، مسئولیت، اخلاص و فرهنگ ایثار است که در کالبد نیروهای مسلح جریان دارد.
جمعبندی:
احکام انتصاب فرماندهان عالی نیروهای مسلح، در حقیقت «منشور تداوم اقتدار جمهوری اسلامی ایران» است؛ منشوری که بر پنج ستون استوار شده است: «شایستگی» و «تجارب ارزنده» به عنوان مبنای مشروعیت فرماندهی؛ «ارتقاء توانمندیها و آمادگیها» به عنوان راهبرد دائمی بازدارندگی؛ «همافزایی» به عنوان رمز فرماندهی یکپارچه؛ «تقوا، بصیرت، بنیه معنوی و اعتلای فرهنگی» به عنوان روح اقتدار؛ و سرانجام «شهادت پرافتخار و سرافرازانه» به عنوان سرچشمه استمرار قدرت و انگیزه. این احکام، تنها برای فرماندهان منصوبشده که سه تن از آنان (سپهبد شهید علی شادمانی، سپهبد شهید عبدالرحیم موسوی و سپهبد شهید محمد پاکپور) در ادامه جنگ 12 روزه و سپس در 9 اسفندماه 1404 همراه با قائد شهید امت در آغاز جنگ تحمیلی سوم امریکایی صهیونی به شهادت رسیدند، صادر نشدهاند؛ بلکه نقشه راه همه مدیران، فرماندهان، جوانان مؤمن و آیندهسازان ایران اسلامی هستند. پیام روشن آنها آن است که آینده این سرزمین با عمل انقلابی، رویکرد تحولی، ارتقاء مستمر توانمندیها، پاسخگویی مؤثر به تهدیدات، تقویت سرمایه انسانی و پاسداشت فرهنگ ایثار و شهادت ساخته خواهد شد؛ مسیری که ضامن استقلال، امنیت و اقتدار پایدار جمهوری اسلامی ایران در دهههای آینده خواهد بود.
با درود به روح بلند و ملکوتی آقای شهید ایران، فرمانده معظم کل قوا حضرت امام سید علی خامنهای (اعلیالله مقامه الشریف)، و فرماندهان شهید نیروهای مسلح، به فضل الهی امیدوارم در آینده مؤلفههای اختصاصی حکم انتصاب هر یک از فرماندهان - که منشوری از مطلوبیتهای انسان تراز قرآن و شایستگیهای تضمین کننده برای پیش برندگی انقلاب تمدن ساز اسلامی است - را در حد بضاعت و توفیق به علاقمندان، به ویژه خانواده بزرگ نیروهای مسلح و جوانان آینده ساز این سرزمین، ارائه کنم.
مشاور فرمانده کل و رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه
انتهای پیام/