به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، خاندان ملاعبدالله یزدی که در منابع از آن با عنوان بیتالملالی نیز یاد شده است، از خاندانهای برجسته علمی و مذهبی دوره صفوی به شمار میرود.
اهمیت این خاندان تنها در جنبه نسبی یا خانوادگی آنان خلاصه نمیشود، بلکه در سه حوزه اصلی جلوهگر است: کلیدداری و خزانهداری حرم امیرالمؤمنین(ع) در نجف، فعالیت در علوم عقلی و نجوم در دربار صفوی، و پیوندهای خویشاوندی با برخی از رجال علمی و اداری عصر صفوی.
کتاب شناختنامه علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی این خاندان را نه بهصورت پراکنده، بلکه در سه شاخه عمده بررسی کرده است: الف) کلیدداران حرم امیرمؤمنان(ع)، ب) منجمان دربار صفوی، ج) خویشان و بستگان ملاعبدالله یزدی (شناختنامه، صص. 25، 89، 127).
1. ملاعبدالله یزدی و آغاز بیتالملالی
بر پایه گزارشهای موجود در کتاب، ملاعبدالله بهابادی یزدی نخستین شخص از این خاندان است که به منصب خزانهداری و کلیدداری حرم امیرالمؤمنین(ع) منصوب شد. این انتصاب در دوره شاه طهماسب صفوی صورت گرفت و از آن پس، این منصب در میان فرزندان و نوادگان او استمرار یافت (شناختنامه، صص. 24-25). کتاب تصریح میکند که پس از ملاعبدالله، فرزندان او نیز این مسئولیت را بر عهده گرفتند و خاندان وی در نجف با عنوان بیتالملالی شناخته شد (شناختنامه، ص. 89).
اهمیت این جایگاه از آنروست که خزانهداری و کلیدداری حرم، صرفاً یک مسئولیت اداری نبود؛ بلکه نوعی اعتماد مذهبی، نفوذ اجتماعی و اعتبار علمی را نیز با خود همراه داشت. در ساختارهای سنتی نجف، کسانی که متولی چنین منصبی میشدند، معمولاً از عالمان برجسته یا خاندانهای معتبر علمی بودند.از اینرو، حضور ملاعبدالله در این جایگاه نشاندهنده موقعیت ممتاز او در جهان علمی و مذهبی عصر صفوی است (شناختنامه، صص. 24-25، 89).
2. تداوم منصب در فرزندان و نوادگان
در کتاب، از برخی فرزندان و بازماندگان ملاعبدالله بهعنوان ادامهدهندگان این منصب یاد شده است. یکی از نامهایی که در منابع آمده، حسنعلی / مولا حسنعلی است. محمدامین بن فضلالله حنفی در خلاصة الأثر از او یاد کرده و سیدعلیخان مدنی نیز در سلافة العصر نام او را ثبت کرده است و وفاتش را 1069ق دانسته است (شناختنامه، صص. 31-32).
با این حال کتاب خود با دقت انتقادی یادآور میشود که این انتساب از نظر زمانی با وفات ملاعبدالله در 981ق قدری دشوار مینماید؛ از اینرو احتمال داده شده که این شخصیت یا از فرزندان ملاعبدالله بوده، یا متعلق به ملاعبدالله شوشتری باشد (شناختنامه، صص. 31-32). این نکته نشان میدهد که نویسنده کتاب در برخورد با منابع، رویکردی نقادانه داشته و صرفِ نقل اقوال را کافی ندانسته است.
افزون بر این، کتاب از ملاعبدالله بن ملامحمد طاهر، ملاعبدالمطلب، ملااحمد، ملامحمود، ملامحسن و ملایوسف نیز بهعنوان چهرههایی یاد میکند که در تداوم این خاندان نقشی داشتهاند (شناختنامه، ص. 89 و نیز بخش خاندان). در میان آنان، ملامحمد طاهر جایگاه ویژهای دارد. علامه مجلسی از او با تعبیر «الصالح التقی» یاد کرده و روایتی از کرامتی منسوب به امیرالمؤمنین(ع) را از طریق او نقل کرده است (شناختنامه، ص. 25). این تعبیر نشان میدهد که او تنها یک متولی اداری نبوده، بلکه در میان علما و متدینان نیز به صلاح و تقوا شهره بوده است.
3. جایگاه علمی و اجتماعی خاندان در نجف
خاندان بیتالملالی در نجف، علاوه بر مسئولیت حرم، در فضای علمی شهر نیز اثرگذار بودند. بخشی از آنان از عالمان، محدثان و اهل قلم به شمار میآمدند و برخی دیگر در اداره شئون اجتماعی نجف نقش داشتند. در واقع، این خاندان نمونهای از خاندانهای علمی-مذهبی است که در آن مرجعیت دینی، خدمت حرم، و نفوذ اجتماعی در کنار هم قرار گرفتهاند (شناختنامه، صص. 24-25، 89).
در این میان، ملاعبدالمطلب بن ملاعبدالله از شاگردان ابوالحسن شریف فتونی نجفی بوده و از وی اجازه روایت داشته است (شناختنامه، ص. 89). چنین نشانی از تحصیل حدیث و اخذ اجازه، نشان میدهد که بخشهایی از این خاندان صرفاً به سمتهای اجرایی محدود نبودهاند، بلکه در حوزههای علمی نیز حضور جدی داشتهاند.
همچنین ملااحمد بن ملاعبدالله صاحب نسخهای از شرح دیوان امیرالمؤمنین(ع) بوده و آن را برای فرزندان خود وقف کرده بود (شناختنامه، ص. 89). این نکته از یکسو دلالت بر اهتمام خاندان به میراث علمی و ادبی علوی دارد و از سوی دیگر، نشانهای از فرهنگ وقف و پاسداشت دانش در میان آنان است.
4. منجمان دربار صفوی
شاخه دیگر خاندان ملاعبدالله یزدی، در علوم نجوم و خدمت در دربار صفوی شناخته میشود. برجستهترین چهره این شاخه ملاجلالالدین محمد یزدی، مشهور به ملاجلال است. او نویسنده آثاری چون تحفة المنجمین و تاریخ عباسی بوده و سالها بهعنوان منجم و ملازم شاه عباس در دربار صفوی حضور داشته است (شناختنامه، صص. 33، 103). کتاب او را از فرزندان ملاعبدالله دانسته منابع مهم برای شناخت تاریخ صفوی به شمار میرود. این امرالذریعة* چنین احتمالی را مطرح کرده است (شناختنامه، ص. 33).
نقش ملاجلالالدین محمد تنها به عنوان منجم محدود نمیشود؛ او در فضای دیوانی و تاریخنگاری نیز حضور داشته و آثارش از منابع مهم برای شناخت تاریخ صفوی به شمار میرود. این امر نشان میدهد که خاندان ملاعبدالله صرفاً در حوزه مذهبی فعال نبوده، بلکه در قلمرو دانشهای عقلی، نجوم، و تاریخنویسی درباری نیز سهمی جدی داشته است (شناختنامه، صص. 33، 103).
در ادامه این شاخه، کتاب از ملاکمال منجم یاد میکند که نسل بعدی همین خاندان است (شناختنامه، صص. 124-126). همچنین ملاجلال ثانی، فرزند ملاکمال، به عنوان ادامهدهنده این سلسله معرفی شده است. درباره او آمده که رسالهای در کرامات شاه عباس اول نگاشته و تا زمان سلطنت شاه سلطان حسین در قید حیات بوده است (شناختنامه، صص. 126-127). این سلسلهمراتب نشان میدهد که سنت نجوم و خدمت دربار صفوی، در این خاندان بهصورت نسلی استمرار یافته است.
از این منظر، بیتالملالی را میتوان یکی از نمونههای نادر خاندانهایی دانست که هم در خدمت دینی و حرم علوی و هم در دانشهای عقلی و درباری جایگاه ممتاز داشتهاند. پیوند این دو حوزه، در شخصیتهای خاندان بهخوبی آشکار است و از ظرفیت علمی بالای آنان خبر میدهد.
5. خویشان و بستگان ملاعبدالله یزدی
بخش دیگری از کتاب به خویشان و بستگان ملاعبدالله یزدی اختصاص یافته است. در این قسمت، بهویژه از میرزا خلیلالله بهابادی یاد شده که در جامع مفیدی بهعنوان یکی از بستگان علامه ملاعبدالله معرفی شده است (شناختنامه، ص. 106). این شخصیت از رجال اداری و سیاسی مهم بهاباد و یزد در عصر صفوی بوده و در سال 1034ق به فرمان شاه عباس اول به منصب وزارت و حکومت یزد منصوب شده است. منابع تاریخی او را فردی عادل، آبادگر و محترم در میان مردم دانستهاند و برخی بناها و آثار عمرانی نیز به او نسبت داده شده است.
کتاب همچنین از نورا محمد اعلمی بهعنوان یکی دیگر از خویشان یا وابستگان این خاندان یاد کرده است (شناختنامه، ص. 127 و 129). هرچند اطلاعات موجود درباره او محدودتر است، اما ذکر نام وی در کنار میرزا خلیلالله نشان میدهد که شبکه خویشاوندی ملاعبدالله یزدی تنها به یک یا دو نسل محدود نبوده و در حوزههای دینی، علمی و اداری گسترش یافته است.
6. جمعبندی تاریخی
برآیند دادههای کتاب نشان میدهد که خاندان ملاعبدالله یزدی در تاریخ صفوی و پس از آن، یک خاندان چندبعدی بوده است. آنان از یکسو در خدمت حرم امیرالمؤمنین(ع) قرار داشتند و منصب کلیدداری و خزانهداری را بهمدت طولانی در اختیار داشتند؛ از سوی دیگر، در نجوم، تاریخنویسی، ادب و دیوانسالاری صفوی نقشآفرین بودند. در کنار این دو حوزه، برخی از خویشان آنان نیز در ساختارهای سیاسی و اداری عصر صفوی حضور داشتهاند (شناختنامه، صص. 24-25، 33، 89، 103، 106، 124-129).
بنابراین مطالعه این خاندان تنها مطالعه یک سلسله نسبی نیست، بلکه بررسی شبکهای از دانش، دیانت، وقف، اداره حرم، نجوم، تاریخ و سیاست است. کتاب شناختنامه علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی با گردآوری منابع متعدد از جمله خلاصة الأثر، سلافة العصر، الذریعة، جامع مفیدی و گزارشهای سید حسن صدر، تصویری نسبتاً دقیق از این خاندان ارائه میدهد و نشان میدهد که میراث ملاعبدالله یزدی در فرزندان و بازماندگانش تداوم یافته است (شناختنامه، صص. 31-33، 88-89، 103، 106، 124-129).
یادداشت از: حسن عبدیپور، دبیر علمی کنگره جهانی ملاعبدالله بهابادی یزدی
انتهای پیام/