خبرگزاری تسنیم ـ زهرا شعبانزاده؛ خط تاریخ از آدم تا خاتم با دوگانهای جدی درهم تنیده است. دوگانهای که امت واحده انسانها، بعنوان یک جامعه را براساس پیروی از انبیاء الهی و کتاب الهی به دو گروه هدایتیافته و طغیانگر تقسیم کردهاست(1) و در حقیقت نسبت هر یک با حق، چه اقبال به حق و چه ادبار به آن، امت واحد را به دو امت توحیدی و امت طاغوتی تبدیل ساخته است.
این سیر تاریخی و جدال همیشگی، تاریخ را درنوردیده و از یک حادثه زمانمند به یک فلسفه تاریخ اجتماعی تبدیل شده است و اصل اختلاف را دست نخورده از نسلی به نسل دیگر سپرده است. اینجاست که هر نسل در هر امتی با این انتخاب روبه روست که با امام کدام امت(2) بیعت کند؟ یا به تعبیر تفصیلی از بیعت، جان و ایمان خود را به بهای کدامیک از ارزشها بفروشد؟
قرآن کریم، در آیه «إِنَّ ٱللَّهَ ٱشْتَرَىٰ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَٰلَهُم بِأَنَّ لَهُمُ ٱلْجَنَّةَ یُقَٰتِلُونَ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقّا فِی ٱلتَّوْرَىٰةِ وَٱلْإِنجِیلِ وَٱلْقُرْءَانِ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِۦ مِنَ ٱللَّهِ فَٱسْتَبْشِرُواْ بِبَیْعِکُمُ ٱلَّذِی بَایَعْتُم بِهِۦۚ وَذَٰلِکَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِیمُ»(3) خداوند را مستقیما طرف بیعت اهل حق معرفی میکند که جانهایشان را به وعده بهشت معامله خواهند کرد و چون پیمان را با پروردگار بزرگ جهان هستی بستهاند، وفای به این عهد، تضمینی الهی و قطعی دارد؛ و چنین است که این بیعت با امام امت توحیدی، یعنی انبیاء و جانشینان آنها رقم میخورد.(4)
در طرف دیگر جامعهای که از بیعت با پروردگار سرباز زده است ناگزیر از بیعت با طاغوت است؛ طاغوتی که همواره در انحراف از مسیر حق شکل گرفته است.
واقعه عاشورا و امتناع سیدالشهدا از بیعت با یزید، به حق، نقطه اوج ظهور این تقابل و ابتلاء دو امت است که یک طرف امام حق و طرف دیگر امام باطل قرار گرفته است. امام حسین علیه السلام نیز در بیان مخالفت در بیعت با یزید فرمودهاست: «یزید رجل فاسق، شارب خمر، قاتل النفس، معلن بالفسق، و مثلی لا یبایع مثله، و لکن نصبح و تصبحون، و ننظر و تنظرون أیّنا أحقّ بالخلافة و البیعة»(5) در اصل سید الشهدا،بعنوان امام حق، با بیان صفات امام طاغوت و مقایسه آن با خویش، ضدیت غیر قابل جمع دو جریان تاریخی را نشان میدهد؛ روشن است در چنین نسبتی، بیعت به معنای جمع میان دو امت، از محالات است و تقابل بدون شک جدی است. از این روست که حادثه عاشورا، نقطه انفجار تاریکی خبائث و تجلی خیرهکننده نورانیت حق است و الگویی تاریخی برای اعصار پس از خود واقع شدهاست که قابل انکار نیست.
قائد عظیم الشأن انقلاب اسلامی، از دوران مبارزات انقلابی در دوران پهلوی تا طلوع فجر انقلاب و پس از آن در دورانها و حوادث، همواره این الگوی مبیّن تاریخی را در انتخاب مسیر پیشبرد جامعه مسلمان پیگرفته است؛ چرا که اساس انقلاب اسلامی به خودیخود، بیعت با امام امت توحید و حرکت در تقابل با طواغیت بودهاست و چنانچه از این اصل غفلت کند، از ریل اصلی حرکت خویش خارج شده است. رهبر شهید انقلاب اسلامی در جایگاه پاسدار اصلی انقلاب با عدم بیعت با طاغوتها و یزیدیان زمانه خود، خط تاریخی حرکت امت توحیدی در بیعت با انبیاء را حفظ کرد و در پیمودن این مسیر به سرنوشت اسوهی خویش، حضرت سید الشهدا دست یافت.
1.آیه 213 سوره بقره
2.آیه 73 انبیاء و آیه 41 قصص
3.آیه 111 توبه
4.آیه 10 سوره فتح
5.تسلیة المُجالس و زینة المَجالس (مقتل الحسین علیه السلام) ج 2، ص 150
*طلبهی حوزه علمیه خواهران
انتهای پیام/