به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، هفتم تیر در تقویم انقلاب اسلامی، فرصتی برای بازخوانی منظومه فکری اندیشمندی است که در شکلگیری بسیاری از مبانی فکری، حقوقی، اجتماعی و سیاسی جمهوری اسلامی نقشی تعیینکننده ایفا کرد. شهید آیتالله سیدمحمد حسینی بهشتی از جمله متفکرانی بود که تلاش کرد میان فقه، عقلانیت، آزادی، مردمسالاری، عدالت و نیازهای انسان معاصر پیوندی منسجم برقرار کند؛ منظومهای که هنوز نیز ظرفیت پاسخگویی به بسیاری از مسائل امروز جامعه ایرانی و جهان اسلام را دارد.
در همین راستا، سید مهدی نریمانی، استادیار و عضو هیئت علمی گروه الهیات دانشگاه مفید، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم، در آغاز سخنان خود، مهمترین ویژگی شخصیت فکری و سیاسی شهید بهشتی را «حریت»، «آزاداندیشی» و «جامعنگری» دانست و تأکید کرد که بدون شناخت این سه مؤلفه، امکان فهم صحیح سایر ابعاد اندیشه این شهید وجود نخواهد داشت.
به اعتقاد نریمانی، شهید بهشتی در شمار اندیشمندانی قرار داشت که هیچگاه در حصار تعصب نسبت به اشخاص یا جریانهای فکری باقی نماند. ویژگی ممتاز این شخصیت برجسته انقلاب اسلامی، استقلال در اندیشه و پرهیز از جزماندیشی بود؛ به گونهای که هیچ اندیشهای صرفاً به دلیل انتساب به یک شخصیت غیرمعصوم، معیار نهایی حقیقت تلقی نمیشد. همین روحیه آزاداندیشی، زمینه شکلگیری گفتوگوهای گسترده فکری و اجتماعی را فراهم ساخت و موجب شد اقشار مختلف، حتی بسیاری از نیروهای غیرمذهبی و دانشگاهی، با شخصیت و اندیشه شهید بهشتی ارتباط برقرار کنند..
این استاد دانشگاه با اشاره به جمله مشهور «آن معلمی را ستایش میکنم که اندیشیدن را به من آموخت، نه اندیشهها را»، این گزاره را نزدیکترین توصیف به روح حاکم بر سلوک علمی و اجتماعی شهید بهشتی دانست و تصریح کرد که اساس فعالیتهای فرهنگی و سیاسی این شهید، تربیت انسان متفکر بود، نه پرورش مقلدان فکری. بر همین اساس، مدیریت فرهنگی و اجتماعی شهید بهشتی چه در دوران حضور در آلمان و چه در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، همواره بر گفتوگو، اقناع و احترام به کرامت مخاطب استوار بود، نه بر تحمیل دیدگاه.
نریمانی افزود که بررسی مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی نیز بهخوبی نشان میدهد شهید بهشتی حتی در جایگاه ریاست جلسات، هیچگاه به دنبال تحمیل نظر شخصی نبود، بلکه تلاش میکرد از رهگذر تضارب آرا، زمینه دستیابی به اجماع و تصمیم جمعی فراهم شود. چنین رویکردی بیانگر آن است که آزاداندیشی در منظومه فکری شهید بهشتی، صرفاً یک شعار اخلاقی نبود، بلکه در عمل نیز به عنوان یک روش حکمرانی و مدیریت اجتماعی ظهور و بروز داشت.
این پژوهشگر حوزه فقه و حقوق، «کرامت ذاتی انسان» را یکی از بنیادیترین مبانی اندیشه شهید بهشتی معرفی کرد و گفت بسیاری از دیدگاههای سیاسی، اجتماعی و فقهی این اندیشمند، ریشه در همین نگرش دارد. اهتمام به تقریب مذاهب اسلامی، گفتوگوی میان ادیان ابراهیمی، تعامل با انسانهای حقیقتجو و تلاش برای کاهش شکافهای اجتماعی، همگی محصول نگاه کرامتمحور شهید بهشتی به انسان است؛ نگاهی که انسان را پیش از هرگونه تقسیمبندی مذهبی، قومی یا سیاسی، دارای منزلتی الهی میداند.
نریمانی در ادامه، با تبیین مبانی اجتهادی شهید بهشتی، تأکید کرد که روش استنباط فقهی این شهید بیش از هر چیز، وامدار مدرسه فقهی قم است. به گفته وی، اگرچه در تقسیمبندی مشهور، مدرسه نجف بیشتر با «وثوق سندی» شناخته میشود و مدرسه قم بر «وثوق صدوری» تأکید بیشتری دارد، اما شهید بهشتی در منظومه اجتهادی خویش، به روشنی از سنت علمی حوزه قم بهره گرفته است.
به گفته این استاد دانشگاه، مدرسه نجف غالباً اعتبار یک روایت را بر پایه صحت سند ارزیابی میکند؛ به این معنا که اگر سند روایت معتبر باشد، مفاد آن پذیرفته میشود و در غیر این صورت، روایت کنار گذاشته خواهد شد. اما در مدرسه قم، فرآیند اجتهاد بسیار گستردهتر است و افزون بر سند، مجموعهای از قرائن تاریخی، شرایط صدور روایت، بنای عقلا، فهم عرفی، مقاصد شریعت، آیات قرآن، شهرت فتوایی، فقه مقارن و حتی دادههای تاریخی نیز در فرآیند استنباط نقشآفرینی میکنند.
نریمانی با اشاره به سنت علمی آیتالله بروجردی و شاگردان برجسته این مکتب از جمله امام خمینی، آیتالله گلپایگانی، آیتالله منتظری و آیتالله صافی گلپایگانی، تصریح کرد که شهید بهشتی نیز همین مسیر را دنبال میکرد؛ مسیری که در آن، گاه روایتی با وجود ضعف سند، به دلیل برخورداری از قرائن متعدد، قابلیت استناد پیدا میکند و فقیه میتواند با تجمیع شواهد و قرائن، به وثوق نسبت به صدور حدیث برسد.
این استاد گروه الهیات دانشگاه مفید، در ادامه با اشاره به مباحث جدید درباره «اجتهاد هوش مصنوعی» اظهار داشت که اجتهاد مبتنی بر قواعد کاملاً صوری و صفر و یکی، تا حدودی قابلیت الگوریتمی شدن دارد، اما روش اجتهادی مدرسه قم، بر فهم انسانی، تجربه علمی، ممارست طولانی با متون دینی و قدرت جمع میان ادله استوار است؛ فرآیندی که هنوز نمیتوان برای آن جایگزینی ماشینی تصور کرد. از همین منظر، اجتهاد شهید بهشتی، اجتهادی زنده، پویا و انسانی بود که تنها با انباشت اطلاعات شکل نمیگرفت، بلکه حاصل سالها انس با قرآن، حدیث، تاریخ و واقعیتهای اجتماعی بود.
نریمانی در بخش دیگری از این گفتوگو، به تشریح مهمترین مؤلفههای اندیشه اجتماعی شهید بهشتی پرداخت و تصریح کرد که آزادیخواهی، پرهیز از تحکم، تلاش برای وحدت، جذب حداکثری، احترام به رأی مردم، گفتوگو، مسئولیتپذیری اجتماعی و پاسخگویی به نیازهای انسان معاصر، ارکان اصلی این منظومه فکری را تشکیل میدهند.
به اعتقاد این استاد دانشگاه، شهید بهشتی اعتقاد عمیقی به جایگاه مردم در نظام اسلامی داشت و رأی مردم را صرفاً یک تشریفات سیاسی تلقی نمیکرد. در این نگاه، مشارکت مردم زمانی معنا پیدا میکند که شهروندان نسبت به دلایل و پیامدهای تصمیمات کلان کشور آگاهی کافی داشته باشند. بر همین اساس، مسئولان موظف هستند پیش از اتخاذ تصمیمات مهم اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی، افکار عمومی را اقناع کنند و زمینه فهم مشترک را فراهم آورند؛ زیرا هر اندازه آگاهی عمومی افزایش یابد، همراهی جامعه با سیاستهای عمومی نیز عمیقتر خواهد شد.
نریمانی، احیای فرهنگ گفتوگو و تلاش برای شکلگیری امت واحد اسلامی را نیز از مهمترین آرمانهای شهید بهشتی دانست و خاطرنشان کرد که پرهیز از اختلافات فرسایشی، تأکید بر مشترکات جهان اسلام و تقویت همگرایی میان مسلمانان، بخش مهمی از اندیشه اجتماعی این شهید را تشکیل میدهد. همچنین تلاش برای ارائه پاسخهای روزآمد به مسائل جدید بشر و استخراج ظرفیتهای تمدنی آموزههای اسلامی، از دیگر ویژگیهای برجسته اندیشه شهید بهشتی به شمار میرود.
این پژوهشگر حوزه فقه و حقوق، پیشنهاد «حقوق مشترک اجتماعی مسلمانان» را نیز یکی از نوآورانهترین دیدگاههای شهید بهشتی معرفی کرد و این ایده را نشانهای از نگاه تمدنی، فرامذهبی و آیندهنگر این اندیشمند دانست؛ نگاهی که میکوشید فراتر از مرزهای جغرافیایی و اختلافات مذهبی، زمینههای همزیستی و همکاری جهان اسلام را تقویت کند.
نریمانی در بخش پایانی این گفتوگو، درباره ضرورت صیانت از اندیشه شهید بهشتی هشدار داد که بزرگترین آسیب، مواجهه گزینشی با میراث فکری اندیشمندان است. به اعتقاد این استاد دانشگاه، شخصیتی مانند شهید بهشتی باید در یک «نمای 360 درجه» مورد مطالعه قرار گیرد؛ به گونهای که همه ابعاد اندیشه، اعم از دیدگاههای فقهی، حقوقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، بدون ملاحظات جناحی و سلیقهای در معرض پژوهش قرار گیرد.
به گفته نریمانی، در برخی موضوعات، شهید بهشتی برای تحقق عدالت اجتماعی، اختیارات بیشتری برای حکومت قائل میشود و در برخی دیگر، بر محدود بودن اختیارات حکومت، ضرورت مراجعه به آرای عمومی و نظارت گسترده مردم بر عملکرد مسئولان تأکید میکند. همین جامعیت نشان میدهد که نمیتوان تنها بخشی از آرای این اندیشمند را برجسته و سایر ابعاد منظومه فکری را نادیده گرفت.
این استاد دانشگاه در پایان تأکید کرد که مهمترین راهکار مقابله با تحریف اندیشه شهید بهشتی، مراجعه مستقیم به آثار مکتوب، اسناد تاریخی، سخنرانیها، فیلمها، دستنوشتهها و نیز بهرهگیری از روایت شاگردان، همکاران، اعضای خانواده و نزدیکان این شهید است. هرچه تصویر جامعتر، مستندتر و منصفانهتری از منظومه فکری شهید بهشتی ارائه شود، امکان مصادره، تحریف یا تقلیل این میراث ارزشمند به حداقل خواهد رسید و نسل امروز نیز خواهد توانست با یکی از عمیقترین و اثرگذارترین منظومههای اندیشه سیاسی و اجتماعی انقلاب اسلامی آشنا شود.
انتهای پیام/