خبرگزاری تسنیم ـ محمد حائری شیرازی*؛ در هندسه معرفتی و نظام فکری اسلام ناب محمدی(ص)، مفهوم شهادت صرفاً یک پایان فیزیکی بر حیات مادی یک انسان نیست؛ بلکه نقطه عزیمتِ یک جریان سیال تاریخی است که معادلات قدرت را در مقیاس تمدنی دگرگون میسازد. در این منظومه، خون به ناحق ریختهشدهی اولیای الهی، دارای شعور، اراده و تکوینی است که پایههای طواغیت را به لرزه درمیآورد. شهادت قائد شهید، پرچمدار مبارزه با استکبار جهانی، حضرت آیتالله العظمی امام سید علی خامنهای، بار دیگر امت اسلامی و پژوهشگران معارف قرآنی را در برابر یک مفهوم راهبردی قرار داده است: مکتب خونخواهی و تطبیق آن با انگارهی مهدوی «أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاء».
نگاشته پیشرو، با تکیه بر مبانی علوم قرآن و حدیث، تلاش میکند تا نشان دهد چگونه خونخواهیِ یک رهبر الهی در دوران معاصر، از سطح یک انتقام یا قصاص فردی فراتر رفته و به یک پروژه عظیم تمدنساز برای زمینهسازی ظهور تبدیل میشود.
فقه تمدنساز
در حقوق کیفری اسلام و فقه فردی، برای قتل یک انسان، حکم قصاصِ قاتل تشریع شده است تا عدالت در سطح جامعه برقرار شود. اما هنگامی که مقتول، تجلی تام و تمام جبهه حق و قاتل، نماینده و نماد جبهه باطل یعنی آمریکا خبیث و اسرائیل جنایتکار باشد، ماجرا از یک پرونده جنایی تقلیلیافته، به یک رویارویی همهجانبهی تمدنی تغییر ماهیت میدهد.
قرآن کریم در ترسیم این سنت لایتغیر الهی میفرماید: «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا؛ و هر کس مظلوم کشته شود، به سرپرست وی قدرتی دادهایم، پس نباید در قتل زیادهروی کند، چرا که او یاری شده است (الإسراء/ 33).
در منابع متقن روایی شیعه، ذیل این آیه شریفه تطبیقی جالب صورت گرفته است. امام باقر(ع) در تفسیر این آیه، مصداق اتمّ مقتول مظلوم را حضرت سیدالشهدا(ع) و مصداق ولیّ و صاحبِ سلطان را حضرت بقیةالله الأعظم(عج) معرفی میفرمایند. واژه سلطان در اینجا بسیار کلیدی است. این قدرت اعطا شده به ولیدم، صرفاً برای به هلاکت رساندن یک یا چند شخص جنایتکار نیست؛ بلکه قدرتی ساختارشکنانه برای برچیدن تفکر، مکتب و سیستمی است که قاتلان انبیاء و اولیاء را تولید و بازتولید میکند.
بنابراین، خونخواهی قائد مجاهد و رهبر شهید ما نیز، در امتداد همین آیه شریفه تفسیر میشود. خونخواهی او یک پروژه تمدنی برای خشکاندن ریشههای ظلم در جهان معاصر است. انتقام این خون پاک، با شلیک چند موشک یا حذف فیزیکی چند مهرهی استکباری محقق نمیشود، بلکه نیازمند اعمال همان سلطان برای در هم کوبیدن هژمونی نظام سلطه است.
راهبرد «این الطالب»
هنگامی که امت اسلامی در صبحگاهان جمعه، همنوا با دعای شریف ندبه فریاد برمیآورند: «أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ» (کجاست آن که خون شهید کربلا را طلب میکند؟)، در واقع در حال تبیین یک دکترین راهبردی برای جبهه مقاومت هستند. واژه «طالب» در لغت عرب و در ادبیات روایی، تنها به معنای خواهنده یا آرزومند نیست؛ بلکه به معنای پیگیریکنندهای است فعال، با برنامه و خستگیناپذیر که تا رسیدن به نتیجه نهایی و استیفای کامل حق، از پای نمینشیند.
باید به این نکته مهم تاریخی و حدیثی توجه کرد که خونخواهی امام حسین(ع) با قیام جناب مختار ثقفی و کشته شدن مباشران جنایت عاشورا (نظیر عمر سعد، شمر و حرمله) پایان نیافت. چرا؟ زیرا عامل اصلی آن جنایت، اشخاص نبودند؛ بلکه ساختار فاسد طاغوتیِ حاکم بر جهان اسلام بود که توانست عاشورا را رقم بزند. تا زمانی که آن ساختار اموی، عباسی و در دوران معاصر، ساختار لیبرال-سرمایهداریِ استکباری آمریکا و رژیم صهیونیستی پابرجاست، خونِ سیدالشهدا(ع) جوشان و طلبکننده است.
امروز نیز در ماجرای غمبار و در عین حال حماسهسازِ شهادت رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی، تقلیل دادن مفهوم خونخواهی به انتقامهای سطحی، خطایی راهبردی و به دور از منطق روایی اهلبیت(ع) است. خون این رهبر شهید، امتداد تاریخی و تمدنی خون مقتول کربلاست. طاغوت زمان برای خاموشکردن نور خدا، ولیّ خدا را به شهادت رساند؛ اما غافل از آنکه جریانِ طَلَب، به کمتر از زوال کامل ساختار استکبار جهانی راضی نخواهد شد.
ثاراللهی شدنِ خونِ ولیّ
در زیارت عاشورا که از منظر سند و محتوا، مانیفستِ سیاسی ـ اعتقادی شیعه محسوب میشود، خطاب به ساحت امام حسین(ع) عرضه میداریم: «و اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ؛ و از خدا میخواهم که خونخواهیِ تو را در رکابِ امامی یاریشده، روزیِ من گرداند».
واژه «ثار» در فرهنگ عرب جاهلی به خونی اطلاق میشد که ولیدمِ آن هرگز از انتقام آن کوتاه نمیآمد و تا خون نمیریخت، آرام نمیگرفت. اسلام این واژه را از جاهلیت ستاند و به آن بار معنایی الهی و مقدس بخشید. «ثار الله» یعنی خونی که صاحبعزا و ولیدمِ آن، ذات اقدس پروردگار است.
هنگامی که فقیه، نایب عام امام عصر(عج) و پرچمدار توحید و ولایت در عصر جاهلیت مدرن به شهادت میرسد، خون او به مدار ثاراللهی متصل میگردد. در این مکتب، شهادت آیتالله العظمی امام خامنهای، خون ایشان را از چارچوبهای ملی و منطقهای خارج کرده و به یک ثروت عظیم و پشتوانهی معنوی برای کل جهان اسلام تبدیل میکند. در این حالت، ولیدمِ اصلی این خون، حضرت ولیعصر(عج) به عنوان امامِ منصور است و امت اسلامی، به عنوان کارگزاران و سربازان این امام، مأموریت پیگیری این خونخواهی را بر عهده دارند. این رزق بزرگی است که خداوند به امت شجاع و صبور ما عطا کرده تا شریک در خونخواهی ولایت باشند.
اثر وضعی خون عالم شهید
در معارف حدیثی ما آمده است که «مِدادُ الْعُلَماءِ أَفْضَلُ مِنْ دِماءِ الشُّهَداءِ» (مرکب عالمان از خون شهیدان برتر است). حال پرسش اینجاست: اگر جوهر قلم یک عالم ربانی و مجاهد با خون سرخ شهادت خود او در هم آمیزد، چه طوفانی در عالم تکوین و تشریع به پا خواهد کرد؟
بررسی سنتهای قرآنی نشان میدهد که خون به ناحق ریخته شدهی عالمان الهی (همچون خون یحیی بن زکریا)، موجب قهر شدید الهی و تسریع در سقوط و نابودی طواغیت میشود. قرآن از سنت استدراج و سنت هلاکت مکذبین و ظالمین سخن میگوید. دشمن احمق صهیونیستی و آمریکایی گمان میکند با ترور و حذف فیزیکی رهبران، میتواند حرکت پرشتاب قطار انقلاب اسلامی را متوقف کند؛ اما متون روایی ما به روشنی گواهی میدهند که ریخته شدن خون یک رهبر الهی، نه یک پایان، بلکه آغازگر یک طوفانِ تطهیرکننده است.
فرهنگ خونخواهی در مکتب ما، یک واکنشِ عصبی، از سر یأس و انفعال نیست؛ بلکه یک کنش کاملاً عقلانی، حماسی، امیدوارانه و رو به جلو است. خون شهید، حجابهای تزویر دشمن را پاره میکند، امت را از خواب غفلت بیدار میسازد و صفوف مقاومت را متراکمتر مینماید.
اکنون رسالت ما امروز آن است که نشان دهیم شهادت قائد شهید ما، نقطه پایان مسیر نبود، بلکه نقطه جوش اراده امت اسلامی برای ورود به مرحلهی نوینی از رویارویی با استکبار جهانی به ویژه صهیونیسم خبیث است. تا زمانی که نظام سلطه و غده سرطانی اسرائیل در جهان نفس میکشد، پرچم و طنینِ «أَیْنَ الطّالِبُ» بر زمین نخواهد افتاد.
خونخواهی تمدنی، نیازمند ساخت اقتصادی قوی، پیشرفت علمی، اتحاد امت اسلامی و تقویت بیامان جبهه مقاومت است. رسالت امروز ما، تبدیل کردن داغ این فقدان عظیم، به موتور محرکهای برای تحقق همان آرمانهایی است که قائد شهید، عمر بابرکت خویش را بیوقفه وقف آنها کرد. انتقام ما، برچیدن بساط ظلم و برپایی تمدن نوین اسلامی جهت طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنا فداه) است؛ و این وعده تخلفناپذیر خداوند است که جبهه حق، منصور و مظفر خواهد بود.
*دکتری علوم و معارف نهجالبلاغه
انتهای پیام/