خبرگزاری تسنیم ـ مهدی عامری؛ یکی از گسستهای معرفتی در بازخوانی ادبیات دینی، تقلیل دادن مفاهیمی چون «انتقام»، «خونخواهی» و «ثأر» به نزاعهای شخصی، عشیرهای یا تلافیجویانۀ فردی است. این سادهسازیِ تقلیلگرایانه، بسترِ الهیاتیِ یکی از پویاترین و پیشبرندهترین جریانهای تربیتی و حماسی اسلام را به حاشیه میراند. بررسی دقیق کتاب و سنت نشان میدهد که انتقام در منطق وحی، یک «مسأله جریانی، فکری و کلانساختاری» است. فرهنگ خونخواهی، پادزهرِ مطلقِ انفعال، ناامیدی و دچار شدن جامعه به بیتفاوتی در برابر ستم و استکبار است. این فرهنگ، امت اسلامی را از موضعِ انفعال به موضعِ طلبکاریِ تاریخی و جهاد پیشروانه منتقل میکند و عزمها را برای تحقق غایتِ غایاتِ تکوین، یعنی ظهور منجیِ منتقم، جزم میسازد.
دفاعِ ساختاری از دین، شریعت و اجتماع
برخلاف توهمات کلام جدید که از اسلام رحمانی سخن گفته و دین را در صلحکل بودن و رواداریِ خنثی تعریف میکند، متنِ آیات قرآن با صراحتِ تمام فعلِ انتقام را به عنوان یک حقیقتِ جاری به ساحت الهی نسبت میدهد؛ تعابیری چون «فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ» شهادت میدهند که انتقام، گزارهای استعاری نیست، بلکه صفت و فعلی حقیقی از صفات و افعال پروردگار در مقام اجرای عدالت است. اما حقیقتِ این فعل چیست؟ در تحلیل الهیاتی، ساحتی که برای پروردگار و جبهه حق اثبات میشود، فراتر از برخورد با یک شخصِ قاتل یا عقدهگشاییِ فردی برای «تشفّی قلب» است. ساحت قدسِ حق از سود و زیانِ اعمالِ بندگان منزه است. بنابراین، انتقام در ادبیات دینی، یک «امرِ کاملاً اجتماعی و تمدنی» است؛ اقدام و جراحیِ بزرگی است به نفع مردم و مؤمنین برای دفاع از حقوقِ دین، صامت نماندنِ شریعت آسمانی و صیانت از کیانِ جامعه اسلامی.
وقتی مستکبرانِ تاریخ با ترورِ فرماندهان، تحریفِ مکتب و طغیانِ ساختاری، شاهراههای هدایت و حیاتِ مستضعفان را بند میآورند، دستِ انتقام خداوند به عنوانِ نیروی دفاعی نهاییِ جامعه فرود میآید. این انتقام، عینِ «رحمتِ عقلی» به کلِ عالم است؛ چرا که تا غده سرطانیِ مستکبر جراحی نشود، امکانِ جریانِ رحمت برای بشریت فراهم نخواهد شد.
سنت تخلفناپذیر نصرت
این نظامِ دفاعِ اجتماعی در منطق قرآن راهکارهای معینی دارد. خداوند در آیه 47 سوره روم سندِ نصرت جبهه حق را امضا کرده و فرموده است: «وَكَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ»؛ پیروزی و دادخواهی مؤمنان، حقی است که خدا بر عهده خویش گذاشته است. از سوی دیگر، در آیه 38 سوره حج با صیغه مضارع و استمراری میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا»؛ یعنی فرماندهیِ خطِ مقدمِ دفاع از کیان و آبروی امت، به طور مستقیم با خودِ پروردگار است.
اما کلیدِ عینی و میدانیِ فعالشدنِ این تعهدِ غیبی، در دستِ غیرتِ امت است. طبق آیات متعدد قرآن، کسی که در برابر هجمه و جنگ روانیِ دشمن بایستد و از عرض و آبروی جبهه حق دفاع کند، نصرتِ حتمی خدا را جاری کرده است. دشمن پس از حذف فیزیکی و شهادت رهبران مکتب، تلاش میکند با ابزارِ رسانه، مکتب و آبروی آنها را ترور کند. فرهنگِ خونخواهی، خطِ مقدمِ این آفند هویتی است؛ امتی که غیرتِ دفاع از آبروی فرماندهانِ شهید خود را دارد، ارادهاش به اراده مدافع و منتقمِ الهی گره میخورد و پایانِ باطل را رقم میزند؛ عاقبتی که آثار ویرانیاش در دادگاهِ نقدِ دنیا، همواره «لَبِإِمَامٍ مُبِینٍ» بر سر شاهراه تاریخ مایه عبرت است.
فرهنگ خونخواهی به عنوان عامل پیشران جبهه حق
با این نگاه، خونخواهی فراتر از یک واکنش عاطفیِ پسینی پس از وقوع فاجعه است؛ بلکه یک «فرهنگِ پیشروانه و تهاجمی» برای زنده نگه داشتنِ روحیه مبارزه در طول زمان است. تعمیق این الهیات به مجاهدانِ جبهه توحید، افقِ دیدی تاریخی و فراتر از زمانه خودشان میدهد. شاهدِ عینی و تکاندهنده این مدعا، زیستبوم دفاع مقدس و حماسههای معاصر است. رزمندگان ما در خطوط مقدم، با شعارِ «میروم تا انتقامِ سیلیِ زهرا(س) بگیرم» بندِ پوتینهای خود را محکم میکردند. آیا در آنجا مسأله برخورد با یک قاتلِ مشخص در میان بود؟ خیر! رزمنده و مجاهدِ اسلام با این شعار، خود را در فضای یک کارزارِ تاریخیِ ممتد میدید. او میدانست که خطِ انحراف و استکباری که در کوچههای مدینه حق را غصب کرد و با شمشیر بر سر ولایت فرو آمد و بعدها سر خون خدا بر نیزه کرد، همان خطی است که امروز در قالبِ حزب بعث، صهیونیسم و استکبار جهانی و شیطان بزرگ، کمر به نابودیِ شریعت و جامعه اسلامی و حتی مستضعفین جهان بسته است.
این شعار، امت را از پیله زمانِ حال خارج کرده و به یک کلِ منسجمِ تاریخی متصل میکند. این فرهنگ، پویایی و طلبکاریِ تاریخی به رگهای جامعه تزریق میکند تا هیچگاه به صلحِ کل بودن و سازش با جلاد تن ندهد. جلوهی عینی و نمادینِ این استراتژی پویای شیعی، در اهتزازِ مستمر و ابدیِ پرچمهای سرخِ و سبز خونخواهی بر فراز عتبات عالیات و مشاهد مشرفه در کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد تجلی یافته است؛ نمادی قدسی که در هر لحظه، حقیقتِ زنده بودنِ این ثار را فریاد میزند و به جامعهی موحدان یادآور میشود که شیعه، دستِ منتقم و کارگزارِ عینی پروردگار برای برچیدنِ ساختار مجرمان بر روی زمین است.
پیوندِ خونِ کربلا با ظهور
امتدادِ منطقی این جریان فکری و فرهنگِ پیشروانه، مستقیماً به نقطۀ پایانی هندسه تکوین، یعنی مسأله ظهور منجی ختم میشود. صفتِ «ذوانتقام» و فعلِ خونخواهی در ادبیات دینی، غایتی تمدنی دارد که جز با ظهورِ منتقمِ آل محمد(ص) کامل نمیشود. ما در دعای شریف ندبه، ندایِ راهبردی «أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ» را فریاد میزنیم. این پرسش و استغاثه را نباید فقط یک سوگواری عاطفی دانست؛ بلکه یک پیام راهبردی است. خون شهید کربلا، خونِ یک شخص نیست؛ خونِ تمامِ حقیقت، عدالت، شریعت و ارزشهای الهی است که در روز عاشورا به مسلخ رفت. یزیدیانِ زمان خیال کردند با ریختنِ این خون و شهادت سیدالشهدا(ع)، پروندهی حق را بستهاند؛ اما این خون تکویناً در جوشش ماند تا به موتورِ محرکِ تاریخ برای شیعه تبدیل شود.
امام زمان(عج) به عنوان «منتقمِ نهایی»، وقتی با شعارِ «یا لَثاراتِ الحُسَین» ظهور میکند، برای قصاصِ چند تن از قاتلانِ سال 61 هجری که قرنها پیش مردهاند نمیآید؛ بلکه او میآید تا به عنوانِ مجریِ انتقامِ اجتماعیِ پروردگار، با جریانِ استکبار و یزیدیان و فرعونیان زمانه که راهِ رحمت و هدایت را بر بشریت بستهاند، برخورد کند. او میآید تا حقِ شریعت و جامعه اسلامی را پس بگیرد.
از داغِ شهدا تا صبحِ انتصاف
بنابراین، الهیاتِ انتقام پروندهای گشوده در پهنۀ تاریخ است. هر قطره خونی که از فرماندهانِ مقاومت و شهدا بر زمین میریزد، امتدادِ همان خونِ کربلاست و عزمِ امت را برای مبارزه با باطل ساختاری جزمتر میکند. تبلور عینی این کلاناستراتژی تمدنی را میتوان در فراز راهبردی «أَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ» جستوجو کرد؛ جایی که شیعه، خونخواهی و طلب ثار را نه یک هیجان کور مادی، بلکه به عنوان یک «رزق الهی» و مایه حیات جانهای بیدار از حقتعالی تمنا میکند. در این ساحت، «ثار» وجهی جریانی و ادامهدار مییابد که خونِ پاکِ شهدا و مجاهدانِ معاصر را به خونِ کربلا پیوند میزند و افقِ این مجاهدت را به «معیت با امامِ منصور(عج)» گره میزند تا الهیات انتقام، عملاً به یک فرآیندِ کادرسازی، همرکابی و آمادگیِ نهادی برای حکومتِ جهانیِ منجی مبدل شود؛ از این رو، در این کارزارِ مستمرِ تاریخی الی یوم القیامه، همواره زمزمه قلبی، دفاع هویتی و عهدِ پایدارِ جامعه منتظر این است که: طلبِ ثارِکَ بِإمامٍ مَنصور، آرزوی ماست.
امتی که با شعارِ انتقامِ سیلیِ زهرا(س) میجنگد و با ندایِ «أینَ الطّالِبُ بِدَمِ المَقتُولِ بِکَربَلاء» اشک میریزد، هیچگاه دچارِ انفعال و انسداد نمیشود. این جامعه، زنده، پویا، مهاجم و طلبکار، مستکبرانِ زمانه را به سمتِ سقوط هدایت میکند و ثانیهها را برای ظهورِ آن مصلحِ منتقمی شماره میکند که با تکیه بر اسمِ عزیزٌ ذوانتقامِ خدا، جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. فرجامِ این راه، تحققِ حتمیِ وعده الهی و برافراشته شدنِ پرچمِ حق در سراسر گیتی است.
*استاد حوزهی علمیهی تهران
انتهای پیام/