خبرگزاری تسنیم ـ علی عسگری*؛ وقتی تاریخ را ورق میزنیم و به صفحات اول رنسانس میرسیم، چیزی را مییابیم که تحولات سیاسی و اجتماعی غرب را دگرگون ساخته است؛ انسان!
انسان مسألهی جدیدی نبود که غرب تازه آن را کشف کرده باشد. انسان، همواره موضوع اصلی هدایت انبیا بود و انسانیت شعار تاریخی مصلحان اجتماعی؛ اما آنچه که انسان غربی را به قبل و بعد از رنسانس جدا میکرد، عینکهایی بود که آن را مینگریستند. عینکی که روزی انسان را بر مسند عقل نشانید تا وحی را انکار کند و روز دیگر میان جنگل او را گرگ نامید تا قوانین سوداگرانهی خویش را حاکم سازد؛ اما کدامشان واقعیت را میگفتند؟
وقتی به فراز و نشیبهای تاریخ نگاه میکنیم با تهدیدها و فرصتهایی مواجه میشویم که زندگی انسان را تحت تأثیر خود قرار داده بودند. رویدادهایی که هریک ریشه در شناخت متفاوت از انسان داشتند. گاهی سودجوییِ انسان، زمینهی بروز جنگها و خیانتها میشد و گاهی حکمت و اندیشهاش مانع برده شدن وی میگشت و انسان را درس ایستادگی و عزت میآموخت. به همین مناسبت تاریخ شاهد جدال میان دو انسان است؛ انسانی که میخواهد انسان بماند و انسانی که حیوانیت را برگزیده است، و این جدال در زیست جوامع بشری پایان نخواهد یافت؛ بلکه از زمانی به زمان دیگر منتقل میشود.
شاید اگر از تاریخ بپرسیم کدام انسان در مسیر درست گام برمیداشت و کدام انسان راه غلط را طی میکرد؟ پاسخ مناسبی نداشته باشد و همچون سایر مورخان، تکراری ترین استدلال را بیاورد که «تاریخ را فاتحان نوشتهاند»؛ اما وقتی به گوشهای از همین تاریخ مراجعه میکنیم، رخدادی را خواهیم یافت که از فتح سخن میگوید. ولی نه برای فاتحان میدان؛ بلکه برای آنان که مصیبتها دیدهاند و خونها بذل کردهاند؛ عاشورا!
در عاشورا جنگ بود، نیزه و شمشیر بود و در ظاهر شکست قاطعانهی سپاهی بود که تعداد نفراتش از 72 نفر تجاوز نمیکرد؛ اما این چگونه شکستی بود که روایتهای تاریخی بر پیروزی سربازان، فرماندهان و رهبرش گواهی میدهند و بیش از هزار و چهارصد سال است که حقطلبان را زیر بیرق خود دعوت کرده است و ظالمان را در هر زمان و مکانی که باشند، رسوا میسازد؟ به راستی رمز این قیام چه بود که هم جریانسازی کرد و هم جریانهای پیش و پس از خود را شناساند؟
به نظر آنچه شایستهی توجه است فطرت است. همان عنصری که انسانیت را از گزند انحرافهای نظری و عملی محافظت میکند و آنچه را توصیه میکند که خداپسند است. کسی در تاریخ یافت نمیشود که ظالم را مدح کند؛ مگر آنکه بردهی او شده است و کسی در تاریخ نیست که عدل را تقبیح کند، مگر مصلحت دیگری را قربانی منفعت خود کرده باشد. اینجاست که فطرت بر میخیزد و مذمتکنندگان عدالت را به محافظهکاری معرفی میکند تا جایی که رهروان راستین حق را بشناساند و از سوی دیگر، مداحان ظلم را در برابر مردم، عیان میکند تا لقمههای حرام و فساد تشکیلاتیشان تبیین کند. اینجاست که مرز انسان آزاده و انسان اسیر روشن میشود و به همین جهت میتوان عاشورا را قیام فطرت نامید. قیامی که پرده از نفاق و ریاکاری برداشته و واقعیت انسان را آنچه هست بیان میکند، نه آنچه دیگران میخواهند. و چه جریانسازی دقیقتر از عاشورا؟!
بنابراین قیام فطرت منحصر در زمان و مکان نیست؛ چراکه فطرت انسانی و ارزشهای برخاسته از آن چنین محدودیتی ندارند. تا دنیا، دنیا است، ظلم مذموم است و عدل مدح خواهد شد. همانطور که در سال 57 فطرت بار دیگر علیه ظلم خروشید. انقلابی که نهضت بیداری انسان از خواب بود؛ چراکه لالاییهای عشوهگون جهان مدرن، میرفت تا انسان را به خوابی ابدی فرو برد؛ اما قیام امام خمینی(ره) با الگوگیری از حادثهی عاشورا عقل فطری را در برابر عقل ابزاری قرار داد تا نشان دهد جریانشناسی عاشورا کارکردی ابدی دارد.
انقلابی که در برابر انحرافهای فکر و عملی ایستاد. در برابر چپ و راست قد علم کرد و راه اسلام را معرفی کرد. راهی که معتقد بود ظالم، ظالم است و فرقی میان یزید و اسرائیل نیست!
برخی از استادان، رمز مانایی انقلاب اسلامی را چنین تعبیر میکردند: «انقلابی که خمینی الحدوث بود و خامنهای البقاء» به راستی چه نگاه زیبایی است. بذری که امام راحل کاشت، قریب به چهل سال با اندیشهی امام شهیدمان آبیاری شد. اندیشهای که با خوانش سکولاری از عاشورا مقابله کرد و راز مقاومت و حماسه را در اشک بر سیدالشهدا و عبرت از عاشورا میدانست.
اندیشهای که هیچگاه زیر بار خواست دشمنان نرفت و تفکیکی میانشان قائل نشد، تا سازش با یکی را حرام و با دیگری را مباح اعلام کند. امامی که برای جذب حداکثریاش، لباس محافظهکاری بر تن نکرد و با صراحت فتوا به حرام شرعی و سیاسی بودن کشف حجاب داد. امامی که دشمن را بارها و بارها معرفی کرد و در برابر سادهلوحی آشانایان سکوت اختیار کرد تا تاریخ بر صحت فرماندهیاش شهادت دهد. و چه شهادتی بهتر و محکمتر از خوناش که ثابت کرد تا دنیا دنیا است، ظالم ظلم میکند و زیر بیرق پرچم توحید نمیرود.
*پژوهشگر علوم اجتماعی
انتهای پیام/