خبرگزاری تسنیم ـ عباس نورزائی، فعال سیاسی و اجتماعی | این روزها محرم است و در گوشه و کنار ایران، هیئتها و مجالس عزاداری حسینی برپا شدهاند. یکی از پدیدههای قابل تأمل آن است که بخشی از جوانان با شور و اشتیاق در سینهزنی و مراسم عزاداری حضور مییابند، اما هنگامی که نوبت به منبر و سخنرانی میرسد، مجلس را ترک میکنند. این رفتار، اگرچه از ارادت آنان به سیدالشهدا(ع) نمیکاهد، اما پرسشی مهم را پیش روی فعالان فرهنگی و مبلغان دینی قرار میدهد: آیا میتوان شور حسینی را بدون شعور حسینی پایدار نگه داشت؟
رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار روحانیان و مبلغان، در تبیین اهمیت منبر، نکتهای بنیادین را مطرح کردهاند: «من به منبر خیلی عقیده دارم. امروز اینترنت، ماهواره، تلویزیون و ابزارهای گوناگون ارتباطی فراوان هست، اما هیچکدام از اینها منبر نیست؛ منبر یعنی روبهرو و نفسبهنفس حرف زدن.» این سخن، تنها یک توصیه تبلیغی نیست، بلکه بر یک اصل شناختهشده در علوم تربیتی و ارتباطات انسانی استوار است.
مطالعات علوم رفتاری نشان میدهد که یادگیری انسان صرفاً از طریق انتقال اطلاعات صورت نمیگیرد. بخش مهمی از یادگیری، در بستر ارتباط عاطفی، مشاهدهی مستقیم، همدلی و تجربهی جمعی شکل میگیرد. به همین دلیل، آموزش حضوری همچنان جایگاه خود را در کنار پیشرفتهترین فناوریهای ارتباطی حفظ کرده است. منبر نیز دقیقاً از همین ویژگی برخوردار است؛ مخاطب نه فقط سخن را میشنود، بلکه گوینده را میبیند، احساسات جمع را درک میکند و در یک تجربهی مشترک معنوی و اجتماعی مشارکت مییابد.
از منظر جامعهشناختی، منبر تنها ابزار آموزش فردی نیست؛ بلکه سازوکار «یادگیری فرد در جمع» است. فرد در میان جمع عزاداران، مفاهیم دینی، ارزشهای اجتماعی، هویت مذهبی و مسئولیتهای فردی و اجتماعی را فرا میگیرد. به همین دلیل، منبر در طول تاریخ تشیع صرفاً محل بیان احکام نبوده، بلکه مدرسهای برای تربیت نسلها، انتقال فرهنگ مقاومت و حفظ هویت دینی جامعه محسوب شده است.
نکتهی مهم دیگری که آن قائد اعظم بر آن تأکید کردهاند، ضرورت هنرمندی در تبلیغ است. اگر بخشی از جوانان از منبر فاصله میگیرند، راهحل آن حذف منبر نیست؛ بلکه ارتقای کیفیت منبر است. زبان روزآمد، پرداختن به مسائل واقعی زندگی مردم، پاسخ به پرسشهای نسل جوان، استفاده از مثالهای ملموس و رعایت اختصار و جذابیت در بیان، از عواملی است که میتواند پیوند جوانان با منبر را تقویت کند. همانگونه که ایشان فرمودند: «هنرمندی در نحوه.ی بیان است.»
در همین چارچوب، هشدار رهبر شهید دربارهی غلبهی صرفِ بشارت بر انذار نیز قابل تأمل است.
ایشان با استناد به دعای صحیفهی سجادیه تأکید میکنند که باید خوف و رجاء را توأمان به دلها دمید و حتی خوف را بیشتر مورد توجه قرار داد. جامعهای که تنها از رحمت الهی بشنود و از مسئولیت، تکلیف، حسابرسی و پیامدهای غفلت آگاه نشود، ممکن است گرفتار نوعی «معنویت توهمی» شود؛ معنویتی که احساس دینداری را تقویت میکند، اما الزاماً به عمل دینی و مسئولیتپذیری اجتماعی نمیانجامد.
نهضت عاشورا نیز صرفاً یک حادثهی عاطفی نیست. اشک بر امام حسین(ع) مقدمهی شناخت راه امام حسین(ع) است. اگر سینهزنی، دلها را به کربلا پیوند میدهد، منبر باید ذهنها را با پیام کربلا آشنا کند. شور، موتور حرکت است و شعور، چراغ راه. جامعهای که این دو را در کنار هم حفظ کند، میتواند پیام عاشورا را به نسلهای آینده منتقل کند.
از این رو، حفظ و تقویت جایگاه منبر، یک انتخاب سنتی نیست، بلکه یک ضرورت تربیتی، فرهنگی و اجتماعی است. در عصر انفجار اطلاعات و گسترش رسانههای نوین، همچنان هیچ ابزاری نتوانسته است جایگزین کامل ارتباط مستقیم، چهرهبهچهره و تأثیرگذار منبر شود؛ همان میراث ارزشمندی که قرنها فرهنگ عاشورا را زنده نگه داشته است.
انتهای پیام/