به گزارش خبرگزاری تسنیم از زاهدان، راهآهن زاهدان ـ ایرانشهر با سرمایهگذاری سنگین به مرحله بهرهبرداری رسیده، اما پرسش اصلی این است که چه سهمی از حمل کالاهای اساسی برای این محور تعریف شده است؟ اگر قرار باشد غلات وارداتی از بندر چابهار همچنان عمدتاً با کامیون به مرکز کشور منتقل شود، بخش مهمی از ظرفیت ریلی جنوبشرق کشور عملاً کماستفاده خواهد ماند.
توسعه بندر چابهار و تکمیل محور ریلی ایرانشهر- زاهدان، فرصت تازهای برای بازآرایی مسیر حمل کالاهای اساسی در جنوبشرق کشور ایجاد کرده است. با این حال، تا زمانی که اتصال کامل ریلی چابهار به ایرانشهر به بهرهبرداری نرسیده، نمیتوان منتظر تکمیل همه اجزای کریدور ماند. راهحل عملی در این دوره گذار، استفاده از ظرفیت حمل ترکیبی جاده ـ ریل با محوریت محوطه لجستیکی راهآهن ایرانشهر است.
غلات وارداتی از بندر چابهار، به دلیل حجم بالا، ارزش راهبردی و حساسیت نسبت به هزینه حمل، یکی از مناسبترین کالاها برای انتقال از الگوی جادهمحور به الگوی ترکیبی است. حمل کامل این کالا با کامیون از بندر تا مراکز مصرف در مرکز کشور، به معنای مصرف بالای سوخت، استهلاک جادهها، افزایش تردد ناوگان سنگین، بالا رفتن ریسک سوانح و رشد هزینه نهایی لجستیک است. در مقابل، حمل ریلی بار در مسیرهای بلند، از نظر مصرف انرژی و هزینه تمامشده مزیت جدی دارد؛ تا جایی که در برخی برآوردها، مصرف سوخت ناوگان ریلی برای حمل بار حدود یکهفتم ناوگان جادهای عنوان میشود.
در این میان، محوطه لجستیکی راهآهن ایرانشهر میتواند نقش گره عملیاتی را ایفا کند؛ یعنی غلات از بندر چابهار تا ایرانشهر با کامیون حمل شود و پس از تجمیع، توزین، کنترل کیفیت، دپو و آمادهسازی، از طریق واگنهای باری به سمت زاهدان و سپس شبکه ریلی کشور منتقل شود. این مدل، نه جایگزین توسعه کامل خطآهن چابهار- زاهدان است و نه راهحل موقت بیاهمیت؛ بلکه پلی عملیاتی برای استفاده از سرمایهگذاری انجامشده در محور ایرانشهر- زاهدان تا زمان تکمیل اتصال ریلی چابهار به ایرانشهر است.
بیتوجهی به این ظرفیت، یک خطر جدی دارد: تبدیل سرمایهگذاری عظیم راهآهن زاهدان–ایرانشهر به زیرساختی کمبازده. تجربه توسعه در ایران نشان داده که ساخت پروژه، پایان کار نیست؛ آغاز مسئله بهرهبرداری است. اگر برای این محور بار تعریف نشود، اگر صاحبان کالا به سمت استفاده از ریل هدایت نشوند و اگر محوطه لجستیکی ایرانشهر به پایانه فعال حمل غلات تبدیل نشود، خطآهن عملاً در نقشه حملونقل حضور خواهد داشت، اما در اقتصاد واقعی کالا نقش محدودی ایفا خواهد کرد.
از همین رو، نقش سازمان جهاد کشاورزی سیستان و بلوچستان اهمیت پیدا میکند. این سازمان میتواند با وزارت جهاد کشاورزی وارد مذاکره جدی شود و برای اختصاص سهم مشخصی از حمل غلات وارداتی از بندر چابهار به مسیر ریلی ایرانشهر چانهزنی کند. بدون چنین سهمی، طبیعی است که الگوی جادهمحور موجود ادامه پیدا کند؛ چون بازار حملونقل، برخلاف شعارهای توسعهای، خودش بهتنهایی به سمت استفاده از زیرساخت تازه نمیرود مگر آنکه مشوق، الزام یا قرارداد مشخصی وجود داشته باشد.
همزمان، سرمایهگذاری شرکت راهآهن برای نرمالسازی مسیر ریلی زاهدان- میرجاوه نیز باید در همین تصویر بزرگتر دیده شود. این اقدام، ظرفیت ژئواکونومیک شبکه ریلی سیستان و بلوچستان را افزایش میدهد و امکان پیوند بهتر میان چابهار، زاهدان، میرجاوه و شبکه ریلی کشور را فراهم میکند. اما این ظرفیت زمانی معنا پیدا میکند که بار واقعی، برنامه حمل منظم و هماهنگی میان بندر، راهآهن، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان جهاد کشاورزی استان، صاحبان کالا و شرکتهای لجستیکی شکل بگیرد.
بنابراین مسئله اصلی امروز صرفاً افتتاح مسیر یا اعلام پیشرفت پروژه نیست. مسئله این است که دولت از هماکنون برای استفاده عملی از راهآهن ایرانشهر در حمل غلات تصمیم بگیرد. محوطه لجستیکی ایرانشهر میتواند به یکی از حلقههای مهم امنیت غذایی کشور تبدیل شود؛ به شرط آنکه از سطح ظرفیت بالقوه خارج و وارد برنامه واقعی حمل کالاهای اساسی شود.
انتهای پیام/