به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، ناکامیهای تیم ملی فوتبال ترکیه در جام جهانی فوتبال 2026 میلادی، علاقمندان فوتبال در این کشور را دلسرد کرد. چرا که بسیاری از آنان انتظار داشتند که ترکیه امسال به مراحل بعدی برود و از تیمهای برتر جام جهانی باشد.
وینچنزو مونتلا، سرمربی ایتالیایی تیم ملی فوتبال ترکیه پس از شکست مقابل پاراگوئه، به نقش شانس در فوتبال اشاره کرد و به همین دلیل مورد انتقاد هواداران فوتبال قرار گرفت. آنها میگفتند تیمشان فاقد استراتژی بوده و با وجود 10 نفره شدن تیم حریف، در تقویت حمله تأخیر داشته است.
با این حال، وینچنزو مونتلا اعلام کرد «میدانستیم مردم ترکیه انتظارات بسیار بالایی از این مسابقات دارند. هم فدراسیون فوتبال و هم بازیکنان در طول این فرآیند فوقالعاده سخت تلاش کردهاند. ما در دو بازی 65 شوت به سمت دروازه حریف زدیم اما نتوانستیم گل بزنیم. فوتبال گاهی اوقات لحظاتی دارد که نمیتوان دلیل آن را فهمید و این وضعیت که در دو مسابقه متوالی رخ داده، بدشانسی محض بوده است. سرنوشت با ما یار نبود».

باخت 2 بر صفر در برابر استرالیا و یک بر صفر در برابر پاراگوئه، از سوی بسیاری از روزنامههای ترکیه به عنوان «کابوس» قلمداد شد. چرا که بسیاری از تحلیلگران فوتبال در ترکیه، پیشبینی کرده بودند که تیم ملی فوتبال این کشور، هر دو بازی را خواهد برد.
شباهتهای فوتبال و سیاست در ترکیه
در چند روز گذشته، بسیاری از تحلیلگران، به مشکلات و آسیبهای تیم ملی فوتبال ترکیه پرداختهاند. یکی از آنها یالچین بایر از تحلیلگران مشهور ترکیه است.
او در مطلبی با عنوان «درس عبرت از جام جهانی فوتبال» در روزنامه حریت چاپ آنکارا نوشته است: «در زمینِ بازی تیم ملی فوتبال ترکیه، استعداد، عزم، هیجان و درخشش فردی دیدیم اما اگر روحیه تیمی وجود نداشته باشد، فوتبال ما رشد نمیکند. توپها را دیر فرستادند، پاسها را پیگیری نکردند و نکته مهمتر این که، بازیکنان ما نمیتوانستند حرکت بعدی حریف را پیشبینی کرده و بر اساس آن بازی کنند. همه میخواهند در لحظه، فقط توان خودشان را نشان دهند و شاید این مشکل اساسی فوتبال ترکیه است. نه تنها در فوتبال، در اقتصاد نیز چنین وضعیتی داریم. اهداف تعیین میشوند، وعدههای زیادی داده میشوند، برنامهها اعلام میشوند، اما خبری از پیگیری، پشتکار و کسب نتیجه نیست».

یالچین بایر در ادامه میگوید: «بر اساس همان نگرشی که در دنیای سیاست داریم، در فوتبال نیز به همین شیوه عمل میکنیم و انتظار داریم که تمام بار، بر دوش یک نفر قرار بگیرد. همه میگویند: بگذار آردا بازی کند، بگذار آردا گل بزند! در سیاست نیز همین است. میگوییم: بگذارید رئیس جمهور اهداف را تعیین کند، بگذار کشور به جلو حرکت کند. اما واقعیتهای دنیای فوتبال، زندگی و حکمرانی و اداره کشور، نشان میدهند که کار فردی، نتیجه بخش نیست. در فوتبال ترکیه، بازیکنانی داریم که وقتی توپ میآید، با تمام توان ظاهر میشوند و در واقع، همیشه منتظرند کسی به آنها پاس بدهد و خودشان نمیدوند! آنها در حمله انتظار تشویق دارند، اما در دفاع، مسئولیت را به شخص دیگری واگذار میکنند! این حالت نه تنها در فوتبال، بلکه در بسیاری از نهادها نیز آشنا است. ترکیه جوانان، کارآفرینان، صنعتگران و بازرگانان خوبی دارد. اما اگر استعداد با نظم و انضباط ترکیب نشود، فقط انرژی هدر میرود و اگر هدف دنبال نشود، به یک شعار، یک سند از یک چشمانداز تبدیل میشود. وقت آن است که یک تیم باشیم، مسئولیت را بر عهده بگیرید و کاری را که شروع کردهاید به پایان برسانید. کسی را که بازی را تعیین میکند تنها نگذارید، مسیر را دنبال کنید، هدف را تکمیل کنید، بگذارید ترکیه برنده شود!»

اشکال اساسی چیست؟
بسیاری از تحلیلگران میگویند: در سالی که پس از غیبت طولانی ترکیه دوباره به جام جهانی فوتبال بازگشت و استعدادهای درخشانی را به کار گرفته بود، انتظار میرفت نتایج خوبی کسب کند. ولی ترکیه در طول دو مسابقه 62 شوت خطرناک بدون گل داشت، که یک رکورد تبدیل غیرمعمول و ضعیف است. انتظار میرفت با ستارههایی مانند آردا گولر، کنعان یلدیز و هاکان چالخان اوغلو ترکیه هر دو تیم استرالیا و پاراگوئه را ببرد. اما در نهایت، این تیم نه همچون یک تیم کاملاً هماهنگ، بلکه به مثابه گروهی ظاهر شد که چند ستاره دارد اما بین آنها ارتباط شبکهای برقرار نیست. تلاشهای ناکام در موقعیتهای دشوار و حضور ناکافی در محوطه جریمه، به علاوه فقدان یک مهاجم مسلط و تمامکننده، در هر دو بازی مشهود بود.
منتقدین میگویند: معلوم نیست آیا ترکیه یک تیم پرسینگ است، صرفاً به دنبال مالکیت توپ است یا یک تیم ضد حمله؟ اما گروه دیگری از کارشناسان میگویند، انتظارات اغراقآمیز مردم و مسئولین از تیم ملی فوتبال ترکیه، در زمین بازی تبدیل به یک فشار روانی شد و تمرکز بازیکنان را گرفت. آن هم تیم جوانی که از لحاظ روانی، تجربه زیادی برای تحمل این میزان فشار روانی را از سر نگذرانده است.
مشکل ساختاری فوتبال ترکیه
برخی از مفسران ترک میگویند که فوتبال ترکیه مشکلات ساختاری دارد و باید بخشی از این مشکلات، قبل از جام جهانی حل میشد. آنها به این موارد مهم اشاره میکنند:
اتکای بیش از حد به جوانان کم تجربه،
وابستگی بیش از حد به بازیکنان خارجی در لیگهای داخلی،
مدیریت باشگاهی کوتاه مدت،
تغییرات مکرر مربی.

از دید مفسران، تیم ملی آینهای از اکوسیستم فوتبال است و به سهولت میتوان دید که در نگرش کلان مسئولان ترکیه درباره فوتبال و رقابتهای جهانی، نگرش واقعبینانه و درازمدت حاکم نیست.
شنول گونش از مفسرین مشهور معتقد است که ترکیه باید با نگرشی بلندمدت، به دنبال بازسازی اعتماد به نفس و بهبود فرهنگ فوتبال، باشد. در همین حال ارطغرل ساغلام میگوید: «ما باید این واقعیت را قبول کنیم که مساله اصلی فوتبال، صرفاً بازیکنان نیستند؛ بلکه سیستم فوتبال است. وقتی که شما در موضوعاتی مانند زیرساخت، دانش مربیگری و برنامهریزی بلندمدت دچار مشکل باشید، انتظار کسب نتایج طلایی، دور از واقعیت است. اینجاست که میفهمیم چرا بازیکنان ما به جای استراتژیک، دنبال بازی احساسی بازی بودند».
از دیگر سو، ناظران فوتبال اروپا میگویند: ترکیه شور و اشتیاق قوی، استعداد فردی خوب و فرهنگ فوتبالی عظیم دارد، اما هنوز به سبک کشورهایی مانند اسپانیا، آلمان یا هلند، مدل نهادی پایدار ندارد. بنابراین شکست ترکیه کمبود استعداد نبود. مساله عمیقتر این بود که ترکیه بازیکنان مستعدی دارد اما هنوز اکوسیستم کامل و رقابتی مداوم را ندارد.
انتهای پیام/