به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام مهدی رضاوش، استاد حوزه علمیه با حضور در سوگواره یادداشتنویسان حوزه که با عنوان «بعثت خون از کربلا تا تهران» در حال برگزاری است، نوشت: در تاریخ بشر، انسانهای بسیاری زیستهاند، اما تنها اندکی از آنان توانستهاند معنای حقیقی «ایستادن برای خدا» را به نمایش بگذارند. آنان که میان مصلحت و حقیقت، حقیقت را برگزیدند؛ میان جان و ایمان، ایمان را انتخاب کردند و در لحظههای سرنوشتساز تاریخ، با خون خود مسیر هدایت را روشن ساختند. این حقیقت را میتوان در امتداد یک خط نورانی مشاهده کرد؛ خطی که از کربلای سال 61 هجری آغاز شد و تا شهادت رهبری در عصر حاضر امتداد یافت.
حادثه عاشورا صرفاً یک نبرد نظامی نبود؛ تجلی کامل بندگی خدا در برابر طاغوت زمان بود. هنگامی که امام حسین(ع) در برابر حکومت یزید ایستاد، به خوبی میدانست که نتیجه ظاهری این مسیر، شهادت است. اما آن حضرت آمده بود تا به بشریت بیاموزد که ارزش انسان به میزان پایبندی او به حق بستگی دارد، نه به اندازه عمر و قدرت و ثروتش. از همین رو در سختترین لحظات عاشورا نیز عقبنشینی نکرد و با همه وجود فریاد زد که عزت مؤمن در بندگی خداست، نه در سازش با باطل.
راز ماندگاری عاشورا نیز در همین حقیقت نهفته است. امام حسین(ع) نه برای پیروزی نظامی، بلکه برای احیای دین خدا قیام کرد و چون هدفش الهی بود، خون او به سرمایه جاودان تاریخ تبدیل شد. از آن روز تا امروز، هر جا سخن از مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم به میان آمده است، نام حسین بن علی(ع) همچون پرچمی برافراشته در برابر دیدگان آزادگان جهان قرار گرفته است.
در دوران معاصر نیز همین مکتب، مردانی را تربیت کرد که مرگ در راه خدا را نه پایان، بلکه آغاز حیات حقیقی میدانستند. رهبران شهید مقاومت، از جمله رهبر شهید حضرت آیتالله خامنهای و دیگر فرماندهان جبهه مقاومت، در حقیقت شاگردان مکتب عاشورا بودند. آنان در عصری که بسیاری از قدرتهای جهان در برابر زورگویی استکبار سر تعظیم فرود آوردند، ایستادگی را انتخاب کردند و هزینه این انتخاب را با جان خویش پرداختند.
وجه مشترک میان کربلا و مقاومت امروز، ایمان به وعده الهی است. امام حسین(ع) در روز عاشورا تنها نبود؛ او به خدا تکیه داشت. رهبر شهیدمان نیز در میدانهای نبرد، قدرت واقعی را نه در زرادخانهها، بلکه در نصرت الهی میدید. ایشان باور داشتند که «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ»؛ اگر خدا را یاری کنید، خداوند نیز شما را یاری خواهد کرد.
شهادت این مرد الهی نشان داد که فرهنگ عاشورا محدود به یک جغرافیا یا یک دوره تاریخی نیست. این فرهنگ، روحی جاری در کالبد امت اسلامی است؛ روحی که هرگاه ظلم سر برآورد، مردانی از تبار حسین(ع) را به میدان میآورد. دشمنان گمان میکنند با ترور شخصیتها و رهبران مقاومت میتوانند یک جریان را متوقف کنند، حال آنکه تجربه تاریخ خلاف این را ثابت کرده است. شهادت امام حسین(ع) نه تنها موجب خاموشی نهضت او نشد، بلکه آن را به بزرگترین جریان بیداری تاریخ تبدیل کرد. شهادت رهبر انقلاب و دیگر رهبران مقاومت نیز چنین است؛ خون آنان درخت مقاومت را آبیاری میکند و نسلهای جدیدی را برای ادامه راه پرورش میدهد.
امروز جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند فهم این پیام عاشورایی است که کرامت انسان در ایستادگی بر سر ارزشها است. جامعهای که فرهنگ فداکاری، مسئولیتپذیری و مقاومت را از دست بدهد، در برابر فشارها و تهدیدها فرو خواهد ریخت. اما ملتی که از مکتب حسین(ع) درس بگیرد، حتی در سختترین شرایط نیز امید خود را از دست نخواهد داد.
از کربلا تا غزه، از عاشورا تا جبهه مقاومت، یک پیام مشترک شنیده میشود: مردان خدا تا پای جان میایستند، زیرا آنچه برای آنان اهمیت دارد، حفظ حقیقت و رضایت پروردگار است. آنان با خون خود مینویسند که راه خدا با تهدید و تحریم و ترور متوقف نمیشود. این همان درسی است که اباعبدالله الحسین(ع) به تاریخ آموخت و شهادت رهبر شهیدمان در این روزگار آن را بار دیگر معنا کردند؛ ایستادن تا پای جان برای خدا.
عاشورا یک حادثه تاریخی صرف نیست؛ بلکه یک مکتب ماندگار برای همه نسلها است. از کربلای سال 61 هجری تا دوران انقلاب اسلامی، یک حقیقت تغییر نکرده است: مردان خدا در برابر باطل عقبنشینی نمیکنند. امام حسین(ع) با خون خود این راه را گشود و رهبر انقلاب اسلامی با تبیین و پاسداری از فرهنگ مقاومت، استمرار آن را در عصر حاضر رقم زده است. تاریخ گواهی میدهد که هر جا ایمان، بصیرت و استقامت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، جبهه حق ماندگار شده و پرچم حقیقت برافراشته مانده است.
انتهای پیام/