به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سلسله نشستهای تبیینی و نخبگانی با موضوع «امر ملی و پساجنگ» امروز در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد. این نشست با حضور جمعی از استادان دانشگاه، پژوهشگران و فعالان حوزه اندیشه و سیاست، به بررسی الزامات و اقتضائات دوره پساجنگ و نسبت آن با منافع ملی، سیاست خارجی و آینده حکمرانی در کشور اختصاص داشت.
در این نشست، محمد محمودیکیا، استاد علوم سیاسی پژوهشکده امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی، به تبیین برخی از مهمترین الزامات سیاستگذاری در شرایط جدید منطقهای و بینالمللی پرداخت و بر ضرورت بازنگری در شیوه مواجهه با تحولات جهانی تأکید کرد.
محمودی کیا اظهارداشت: جنگ رمضان نشان داد که آمریکا دیگر توان و جایگاه سابق خود را در پاسداری از نظم تکقطبی جهان ندارد و کنشگران بینالمللی به دنبال خلق روابط و شبکههای معنایی جدید در عرصه جهانی هستند.
وی گفت: علت اصلی شکلگیری چنین وضعیتی، عدم قطعیت در تشخیص نیتهاست. امروز هرگونه اقدام در سیاست خارجی، از روابط با عربستان گرفته تا مواضع در قبال بحرانهایی مانند اوکراین، ممکن است از سوی سایر بازیگران بهعنوان رفتاری تهاجمی تفسیر شود. این مسئله کشورها را به سمت رقابتهای پرهزینه و چارچوبهای ذهنی مبتنی بر تهدید سوق میدهد.
وی افزود: امروز بازیگرانی در عرصه بینالمللی حضور دارند که در قالب دولتهای کلاسیک تعریف نمیشوند اما بخشهایی از قلمرو جغرافیایی را در اختیار دارند و نقش مؤثری در تحولات منطقهای ایفا میکنند. نمونههایی از این وضعیت را میتوان در سودان، یمن، سوریه و حتی عراق مشاهده کرد. این مسئله تشخیص تهدید را بسیار پیچیدهتر کرده است.
این پژوهشگر حوزه سیاست خارجی خاطرنشان کرد: ابزارهای قدرت نیز دچار تحول شدهاند. اگر در گذشته سیاستگذاری خارجی عمدتاً بر ابزارهای سنتی استوار بود، امروز از جنگهای شناختی، بازدارندگی نامتقارن و ابزارهای نوین قدرت سخن میگوییم.
وی ادامه داد: تفاوت دیگر این است که در گذشته پیامد معمای امنیت معمولاً افزایش تنش تا سطح جنگ بود، اما در دوره معاصر گاهی با کاهش ناگهانی تنشها نیز مواجه میشویم. برای مثال، در سال 2015 و در اوج تنش میان ایران و عربستان، شاهد نوعی فروپاشی ناگهانی در روند تخاصم بودیم.
محمودیکیا اظهار کرد: سیاست خارجی ایران در یک دهه گذشته از نوعی برداشت خاص از امنیت پیروی کرده است، اما این مفهوم امنیت بهگونهای صورتبندی نشده که پژوهشگران سیاست خارجی بتوانند چارچوب نظری روشنی برای تبیین رفتار دستگاه دیپلماسی کشور ارائه دهند.
محمودیکیا گفت: در چنین شرایطی به یک سازه نظری نیاز داریم که بتواند در فضای آنتروپی فزاینده جهانی، راهنمای عمل سیاست خارجی کشور باشد. در این چارچوب، از مفهومی با عنوان «رئالیسم هوشمند» استفاده کردهام که پیشتر نیز در قالب یک مقاله علمی منتشر شده است.
وی توضیح داد: رئالیسم هوشمند بر مبانی رئالیسم کلاسیک استوار است، اما یک گام فراتر از رئالیسم نئوکلاسیک حرکت میکند؛ زیرا علاوه بر مؤلفههای قدرت، هنجارها و عناصر سازهانگارانه را نیز وارد تحلیل میکند و نوعی سنتز نظری ارائه میدهد.
این پژوهشگر علوم سیاسی تأکید کرد: نخستین اصل در رئالیسم هوشمند، «حداقلسازی ریسک» است. بر این اساس، هرگونه تعامل خارجی باید بهگونهای طراحی شود که هزینههای امنیتی آن از مجموع منافع اقتصادی، سیاسی و فناورانهاش کمتر باشد.
وی افزود: چنین رویکردی مانع ورود کشور به ماجراجوییهایی میشود که پیامدهای امنیتی آن میتواند هزینههای سنگینی را بر منافع ملی تحمیل کند. از این رو، تا پیش از جنگ رمضان نیز یکی از اصول مهم سیاست خارجی باید حرکت در مسیر حداقلسازی ریسک و افزایش منافع ملی باشد.
این پژوهشگر حوزه سیاست خارجی با اشاره به اصل «اجتماعیسازی مقاومت» گفت: مقاومت صرفاً با کمکهای تسلیحاتی پایدار نمیماند و چنین رویکردی در برابر شوکهای بیرونی شکننده است.
وی افزود: نمونه این مسئله را در سوریه مشاهده کردیم. ایران و نیروهای همپیمان توانستند با کمک نیروهای نیابتی و جریانهای همسو، سوریه را از یک فروپاشی ساختاری نجات دهند، اما بخش مهمی از عوامل حفظ ساختارهای موجود، بیرون از جامعه سوریه قرار داشت.
محمودیکیا تصریح کرد: زمانی که منطق مقاومت در درون جامعه و اراده ملتها نهادینه و اجتماعی نشود، پایداری لازم را نخواهد داشت. سقوط سریع ساختارهای سیاسی در سوریه نشان داد که مقاومت زمانی ماندگار است که به یک امر اجتماعی و درونی تبدیل شود.
وی افزود: اصول رئالیسم هوشمند به سیاستگذار کمک میکند تا متناسب با هر بازیگر و هر موقعیت، راهبرد متفاوتی طراحی کند. در چنین شرایطی ارزیابی دقیق هزینههای سیاست خارجی اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا هر اقدام خارجی میتواند پیامدهای داخلی گستردهای نیز به همراه داشته باشد.
محمودیکیا خاطرنشان کرد: برای هر نوع تهدید و اقدام، باید طیفی از پاسخها وجود داشته باشد و نمیتوان صرفاً به یک الگوی ثابت تکیه کرد. آنچه در جریان جنگ رمضان و تحولات اخیر مشاهده شد، نمونهای از همین مدیریت هوشمند بحران بود.
انتهای پیام/