به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در ادامه سلسله گفتوگوهای «سال نهم جنگ» با محور بازخوانی بلوغ اجتماعی ایرانیان،اشکان ممبینی، کارشناس مسائل بینالملل، در گفتوگویی تفصیلی به بررسی نسبت میان مقاومت، مذاکره، واقعگرایی سیاسی و اخلاق سیاسی در ایران معاصر پرداخت.
وی با اشاره به تحولات جنگ دوازدهروزه و جنگ چهلروزه اظهار کرد: یکی از برداشتهای مهم از این تحولات آن است که آمریکا و رژیم صهیونیستی ابتدا تلاش کردند از مسیر مذاکره به اهداف خود دست یابند؛ مسیری که در نگاه آنها بیش از آنکه مبتنی بر گفتوگو باشد، بهمعنای تحمیل اراده و تسلیمسازی طرف مقابل بود.
ممبینی افزود: جمهوری اسلامی ایران هیچگاه چنین رویکردی را نپذیرفته و دیپلماسی را صرفاً در چارچوب عزت، منافع ملی و احترام متقابل دنبال کرده است. از همینرو، هنگامی که مسیر مذاکره به نتیجه مطلوب آنها نرسید، به گزینه جنگ متوسل شدند.
وی ادامه داد: در جریان جنگ دوازدهروزه، دشمن با ترور فرماندهان و دانشمندان و اعمال فشار نظامی تلاش کرد پروژه فروپاشی را پیش ببرد، اما بهسرعت مشخص شد که ایران از نظر توان دفاعی، پشتوانه مردمی و ریشهداری اجتماعی، در موقعیتی قرار دارد که چنین سناریویی را ناکام میگذارد.
این کارشناس با تأکید بر اینکه هدف اصلی حذف نقش ایران در معادلات منطقهای بود، تصریح کرد: این هدف محقق نشد و حتی در مقاطعی، شرایط بهگونهای پیش رفت که آمریکا برای جلوگیری از فروپاشی رژیم صهیونیستی ناچار به مداخله و درخواست آتشبس شد.
وی افزود: پس از این مرحله، بار دیگر مسیر مذاکره فعال شد، اما تجربههای پیشین، بهویژه بدعهدیهای آمریکا، سطح بیاعتمادی را افزایش داده بود. با این حال، ایران همچنان در چارچوب سیاست اصولی خود، باب گفتوگو را نبست و بر رویکرد مبتنی بر منافع ملی تأکید کرد.
ممبینی با اشاره به تداوم این روند در حوادث دیماه گفت: در این مقطع نیز تلاش شد از طریق بیثباتسازی داخلی، پروژه فشار تکمیل شود، اما با هوشیاری مردم و مدیریت نهادهای مسئول، این سناریو نیز ناکام ماند.
وی ادامه داد: در مرحله بعد، حملات مجدد با شدت بیشتری دنبال شد و حتی هدفگیری سطوح عالی نظام در دستور کار قرار گرفت؛ اقدامی که مبتنی بر این تصور بود که با حذف رأس، ساختار فرو خواهد پاشید. این در حالی است که مکتب مقاومت، مبتنی بر تداوم و انتقال قدرت درونی است و با حذف افراد از میان نمیرود.


این تحلیلگر تصریح کرد: برخلاف برآورد دشمن، نهتنها فروپاشی رخ نداد، بلکه انسجام داخلی تقویت شد و هماهنگی میان ارکان مختلف نظام مجدداً تثبیت گردید.
وی با اشاره به اهمیت همافزایی میدان و دیپلماسی گفت: یکی از ویژگیهای برجسته این دوره، پیوند مؤثر میان توان میدانی و تحرک دیپلماتیک بود. قدرت نظامی در میدان، پشتوانهای برای تثبیت مواضع سیاسی در عرصه بینالمللی فراهم کرد و این هماهنگی در جنگ چهلروزه بهوضوح قابل مشاهده بود.
ممبینی افزود: همین وضعیت موجب شد که طرف آمریکایی بار دیگر از طریق واسطهها به مسیر مذاکره بازگردد. با وجود بیاعتمادی، گفتوگوها ادامه یافت، اما همزمان، مخالفت رژیم صهیونیستی با این روند و تلاش برای اخلال در آن نیز مشهود بود.
وی خاطرنشان کرد: آنچه در نهایت حاصل شد، تفاهمی اولیه است که هنوز به مرحله نهایی نرسیده و تحقق آن، نیازمند اثبات اراده واقعی طرف مقابل در عمل است، نه صرفاً در سطح تعهدات کاغذی.
در بخش دیگری از این گفتوگو، ممبینی به نسبت میان واقعگرایی و آرمانخواهی پرداخت و اظهار کرد: بدبینی افکار عمومی نسبت به آمریکا، ریشه در تجربههای عینی بدعهدی و فشار دارد و این بیاعتمادی، امری طبیعی و قابل درک است.
وی افزود: در عین حال، تصمیمگیری در سطح کلان، بر اساس ملاحظات جامعتری انجام میشود و تحقق آن نیازمند همراهی اجتماعی است. همان انسجام و همدلی که در میدان شکل گرفت، در حوزه دیپلماسی نیز باید استمرار یابد.
این کارشناس با اشاره به بازتابهای بینالمللی تحولات اخیر تصریح کرد: بر اساس رصد رسانهها، بخش قابل توجهی از تحلیلهای خارجی، آمریکا و رژیم صهیونیستی را در دستیابی به اهداف خود ناکام ارزیابی کردهاند.
وی ادامه داد: واقعیت میدانی نیز مؤید همین مسئله است؛ نه توان دفاعی ایران کاهش یافته و نه پروژه فروپاشی محقق شده، بلکه برعکس، سطح انسجام اجتماعی افزایش یافته است. حضور گسترده و مستمر مردم در حمایت از کشور، یکی از شاخصهای مهم این وضعیت است.
ممبینی افزود: این تحولات موجب شده جایگاه ایران در منطقه نیز ارتقا یابد و بهعنوان یک قدرت تعیینکننده در معادلات منطقهای شناخته شود؛ واقعیتی که دیگر بازیگران ناگزیر از پذیرش آن هستند.

در بخش پایانی، وی به مسئله اخلاق سیاسی پرداخت و گفت: رشد سواد سیاسی و رسانهای جامعه، زمینهساز شکلگیری تدریجی اخلاق سیاسی بهعنوان یک الگوی کنشگر شده است، نه صرفاً واکنشی.
او تصریح کرد: افزایش حساسیت جامعه نسبت به سرنوشت کشور و درک عمیقتر از تحولات، موجب شده اخلاق سیاسی نیز از سطح شعار عبور کرده و به یک مؤلفه مؤثر در رفتار اجتماعی تبدیل شود.
ممبینی در پایان تأکید کرد: جامعه ایران در مسیر تثبیت واقعگرایی سیاسی و ارتقای اخلاق سیاسی، گامهای معناداری برداشته و تداوم این روند، میتواند به تقویت بنیانهای تصمیمگیری عقلانی در سطوح مختلف اجتماعی و سیاسی منجر شود.
انتهای پیام/