به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، رسانههای منطقه و جهان، آخرین تحولات مربوط به مقدمات توافق بین ایران و آمریکا را به دقت رصد میکنند. در این میان، رسانههای ترکیه که در دوران جنگ نیز به طور گسترده به اخبار مربوط به ایران میپرداختند، حالا درباره احتمال توافق دیپلماتیک نیز به شکل گسترده، اظهارنظر و سناریوپردازی میکنند.
محفی اغیلمز از مشهورترین اقتصاددانان و تحلیلگران بازارهای مالی ترکیه، امروز درباره توافق اخیر مطلبی نوشته که در جراید و رسانههای آنکارا، بازتاب گستردهای پیدا کرده است. یادداشت این اقتصاددان و تحلیلگر مالی را با هم مرور میکنیم:

برندگان و بازندگان تنگه هرمز
در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، انسداد تنگه هرمز عملاً به یک بحران جهانی بزرگ تبدیل شد. بحران تنگه هرمز نه تنها بر عبور نفتکشها، بلکه بر موازنه قدرت جهانی نیز تأثیر گذاشت. سؤالی که امروز مورد بحث است این نیست که چه کسی قویتر است.
پرسش اصلی این است: چه کسی مزایای سیاسی، اقتصادی و استراتژیک بیشتری به دست آورده است. با نگاهی به تصویری که در دوره گذشته پدیدار شده، میتوانیم به وضوح ببینیم که تعادل نسبتاً پیچیدهای بین برندگان و بازندگان ایجاد شده است.
ایران چه کرد؟
در این جنگ و حتی دوره قبل از آن، ایران به دلیل فشار نظامی، تحریمها و هزینههای اقتصادی، هزینه سنگینی پرداخت کرد. با این حال، باید این واقعیت روشن را نیز بیان کنیم که دولت تهران تسلیم نشد و توانست به عنوان یک بازیگر کلیدی در میز مذاکره باقی بماند.
اگر توافقنامه 19 ژوئن طبق انتظار امضا شود و ایران بخشی از کاهش صادرات نفت را دوباره به دست آورد، تهران میتواند بخشی از فشار اقتصادی را که مدتهاست با آن مواجه است، کاهش دهد.
طبق گزارشها، پیشنویس توافقنامهها شامل معافیت از تحریمها، اجازه فروش نفت و آزادسازی داراییهای مسدود شده است. بنابراین، اگرچه ایران متحمل خسارات نظامی و اقتصادی شده، اما به نظر نمیرسد کشوری باشد که از نظر سیاسی کاملاً باخته باشد.
آمریکا، اعتباری که رفت
تصویری که در طول بحران پدیدار شد نشان داد که واشنگتن نمیتواند تمام تحولات منطقه را آنطور که میخواهد هدایت کند. این وضعیت، پرسشها و تردیدهای فراوانی در مورد بازدارندگی ایالات متحده، به ویژه در میان متحدان به وجود آورد.
حتی اگر توافق با موفقیت اجرا شود و تنگه هرمز دوباره امن شود، به نظر نمیرسد که ایالات متحده بتواند در کوتاه مدت به طور کامل اعتبار از دست رفته خود را بازیابی کند. این موضوع نه تنها در سطح بینالمللی، بلکه در داخل آمریکا نیز مورد سوال است. چرا که تأثیر افزایش قیمت انرژی بر تورم، انتقاد از دولت ترامپ را افزایش داده است.
بنابراین، میتوان گفت که ایالات متحده بازیگری است که بیشترین ضرر را متحمل شده است. نه تنها از نظر نظامی، بلکه از نظر اعتبار سیاسی و درک جهانی در مقطع پساجنگ و بعد از بحران، اعتبار فراوانی را از دست داد.

اسرائیل، سرگردان بین اهداف نظامی و نتایج سیاسی
اسرائیل قصد داشت نفوذ منطقهای ایران را محدود کند. با این حال، تصویر حاصل نشان میدهد که ایران منزوی نشده و جایگاه خود را در مرکز مذاکرات بینالمللی حفظ کرده است. بنابراین، اگرچه میتوان گفت که اسرائیل به برخی دستاوردهای نظامی دست یافته، اما قطعاً به هدف سیاسی بلندمدت خود نرسیده است.
روسیه، برنده اقتصادی بحران
برای روسیه، تصویر کاملاً مثبت است. چرا که افزایش قیمت نفت در طول بحران، درآمدهای انرژی مسکو را افزایش داد. علاوه بر این، تمرکز مجدد بر خاورمیانه، برخی از فشارهای بینالمللی بر روسیه را به حاشیه راند. بسیاری از کشورها و مفسرانی که روسیه را به خاطر جنگ اوکراین مورد انتقاد قرار دادند، اکنون برخی از انتقادات خود را متوجه ایالات متحده کردهاند. اگر توافق ایالات متحده و ایران، موفقیتآمیز باشد و نفت ایران به بازار بازگردد، مزیت مالی روسیه به تدریج کاهش خواهد یافت.
چین، آرام و عمیق
چین یکی از بزرگترین اقتصادهایی است که بیشترین وابستگی را به تنگه هرمز دارد. بنابراین، این بحران یک خطر جدی برای امنیت انرژی پکن ایجاد کرد. با این حال، چین درسهای مهمی نیز از این فرآیند آموخت. پکن گامهای مهمی برای تنوع بخشیدن به مسیرهای تأمین انرژی، توسعه کریدورهای تجاری جایگزین و ایجاد جایگزینهایی برای نظم امنیتی محور ایالات متحده برداشت.
بنابراین، ارزیابیها به طور فزایندهای تقویت میکنند که چین کشوری است که در طول بحران کمتر مورد بحث قرار داشت، اما با این حال، در درازمدت بیشترین مزیت استراتژیک را به دست آورده است.

اروپا، باشگاه بازندگان
کشورهای اروپایی، در درجه اول آلمان، اولین ضرر بزرگ خود را با جنگ روسیه و اوکراین تجربه کردند.
هنگامی که جریان گاز طبیعی از روسیه متوقف شد، هزینهها به سرعت افزایش یافت و فشارهای تورمی را افزایش داد و به رقابتپذیری به شدت آسیب رساند. در حالی که اثرات این ضربه شدید ادامه داشت، بحران هرمز باعث افزایش شدید قیمت نفت شد. این امر به طور مشابه هزینهها و در نتیجه تورم را به سمت بالا سوق داد. میتوان گفت که هر دو بحران، حتی اگر مستقیماً درگیر نبودند، سختترین ضربه را به اروپا وارد کردند.
ترکیه، فشار اقتصادی و ارزش استراتژیک
ترکیه مانند سایر کشورهای واردکننده نفت، به طور مستقیم و منفی تحت تأثیر قیمت بالای نفت قرار گرفت. افزایش هزینههای انرژی بر تورم و تراز تجارت خارجی فشار وارد کرد. با این حال، در عین حال، اهمیت ترکیه به عنوان یک کریدور انرژی، مرکز لجستیک و بازیگر دیپلماتیک افزایش یافت. چرا که با عمیقتر شدن بحران، ارزش ژئوپلیتیکی ترکیه به طور فزایندهای قابل مشاهده شد.
قیمت نفت پس از 19 ژوئن به کجا خواهد رسید؟
بازارها تا حد زیادی بر امضای توافقنامه تأثیر گذاشتهاند. این انتظار دلیل اصلی کاهش اخیر قیمت نفت از اوج خود در زمان جنگ بود. نفت خام برنت تقریباً 79 دلار در هر بشکه معامله میشود.
سه سناریوی اصلی در این مرحله برجسته هستند:
(1) اگر توافق موفقیتآمیز باشد، تنگه هرمز به تدریج برای عبور و مرور باز شود، نفت ایران به بازار بازگردد و هزینههای بیمه و حمل و نقل کاهش یابد، در این صورت، میتوان انتظار داشت که نفت برنت در محدوده 70 تا 80 دلار تثبیت شود.
(2) اگر توافق امضا شود اما اجرای آن دشوار باشد، تنگه هرمز باز شود اما عبور و مرور به آرامی بازگردد، خطرات امنیتی همچنان پابرجا باشد و نفت ایران کندتر از حد انتظار وارد بازار شود، در این صورت، احتمالاً قیمتها در محدوده 80 تا 90 دلار باقی خواهند ماند. تحلیلگران میگویند که عادیسازی میتواند ماهها طول بکشد.
(3) اگر توافق از هم بپاشد، تنشها دوباره افزایش مییابد، خطرات جدیدی در هرمز پدیدار میشود و نگرانیها در مورد بازگشت عرضه انرژی افزایش مییابد. در این صورت، تعجبآور نخواهد بود که نفت دوباره به بالای 100 دلار افزایش یابد.
اگر احتمال تغییر نظر ترامپ در هر لحظه را نادیده بگیریم، به نظر میرسد اولین سناریو بیشتر محتمل است.
نتیجهگیری
دوباره سوال کنیم: برنده واقعی کیست؟ با نگاهی به وضعیت فعلی، میتوان گفت کشوری که بیشترین سود اقتصادی را برده، روسیه و کشوری که بیشترین سود استراتژیک را برده، چین است.
با وجود فشارهای سنگین، ایران جایگاه خود را در میز مذاکره حفظ کرده و آن را در موقعیتی قرار داده که به هیچ وجه نمیتوان تهران را به عنوان طرف بازنده قلمداد کرد. ترکیه اهمیت ژئوپلیتیکی خود را افزایش داده و در عین حال با هزینههای اقتصادی روبرو شده است.
اسرائیل نه تنها در دستیابی به نتایج مطلوب خود شکست خورده، بلکه با هزینههای قابل توجهی نیز روبرو شده است. کشورهای اروپایی بیشترین ضرر را از نظر افزایش هزینهها و رکود اقتصادی متحمل شدهاند، در حالی که ایالات متحده بیشترین ضرر را از نظر وجهه بینالمللی و اعتبار سیاسی متحمل شده است.
انتهای پیام/