به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، نگاهی به روزنامهها، سایتهای خبری و رسانههای ترکیه نشان میدهد که سخنان مشاور نزدیک اردوغان درباره نامزدی مجدد او، دردسرساز شده است.
مهمت اوچوم که به عنوان یکی از مهمترین مشاورین سالیان اخیر رئیس جمهور ترکیه شناخته شده، آشکارا به این اشاره کرده که مهمترین راهبرد فعلی دولت و حزب حاکم ترکیه، این است که با برداشتن موانع حقوقی و سیاسی، زمینه برای برگزاری انتخابات پیش از موعد فراهم شود تا اردوغان بتواند یک بار دیگر بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند.
بخشی از جملات مهمت اوچوم که خشم مخالفین را به دنبال آورده این است: «رئیس جمهور ما نیازی به انتخاب مجدد ندارد. این ترکیه است که به تمدید ریاست او محتاج است. ترکیه نیازمند آن است که باز هم او در پست ریاست جمهوری بماند».

روزنامه دیریلیش، اظهارات اوچوم را مهم ارزیابی کرده و همچنین روزنامه ملی گازته چاپ آنکارا نوشته است: «سخنان مهمت اوچوم، مشاور ارشد رئیس جمهور درباره انتخابات مهم است. فرمول او، نه یک انتخابات زودهنگام، بلکه تجدید انتخابات است. در سیستم فعلی، جلو انداختن انتخابات به هیچ وجه آسان نیست. برای تصویب این تصمیم، حداقل 360 عضو پارلمان یعنی اکثریت سه پنجم باید موافقت کنند. اگر پارلمان تصمیم بگیرد انتخابات را زودتر از تاریخ معمول 7 مه 2028 برگزار کند، راه را برای رئیس جمهور اردوغان باز میکند تا برای آخرین بار برای تصدی این سمت نامزد شود. سخنان اوچوم، کدهای مهمی دارد و مشخص است که حزب و دولت روی آن کار کرده است. طبق قانون انتخابات ریاست جمهوری، اگر بیست و هشتمین دوره پارلمان تصمیم به تمدید دوره خود بین 9 تا 15 فوریه 2028 بگیرد، انتخابات در اولین یکشنبه 60 روز بعد، طبق قانون، برگزار خواهد شد. این تاریخِ پیشنهادی، متقارن با یازدهمین سالگرد همهپرسی تغییر نظام سیاسی ترکیه از پارلمانی به ریاستی است. برای حزب حاکم، این روز به معنای تأیید مجدد سیستم در صندوقهای رأی است، در حالی که برای مخالفان، فرصتی برای تسویه حساب فراهم میکند».

بسیاری از احزاب سیاسی ترکیه به سخنان مهمت اوچوم واکنش نشان داده و این اقدام را نشانه ای از زوال دموکراسی و تکمیل روند تمامیت خواهی آکپارتی در ترکیه دانستند.
بوغرا کاونجو سخنگوی حزب ملی گرای راست افراطی ایی پارتی، اعلام کرد: «کار آکپارتی به جایی رسیده که سرنوشت کشور را با آینده سیاسی یک فرد، گره میزند. سخنان اوچوم، بازتابی از یک طرز فکر متکبرانه است. معنای دقیق حرف اوچوم این است: حالا که ترکیه نیازمند تداوم مسئولیت ایشان است، اعلیحضرت با لطف تصمیم گرفتهاند که باز هم بر ترکیه حکومت کنند! باور کنید چنین تکبری هرگز در تاریخ ترکیه دیده نشده است. آن هم در شرایطی که نیازهای واقعی ترکیه، دموکراسی، حاکمیت قانون و ثبات اقتصادی است. یادتان باشد دولت اردوغان، همین حالا به خاطر ناکارآمدی، بحران اقتصادی، تورم بالا، بدرفتاری و اعمال فشار سیاسی بر مخالفان، مورد انتقادات گستردهای است. اینکه مدل حکمرانی ترکیه به یک رژیم قیممآبانه تبدیل شده و سازوکارهای مشابهی در بسیاری از مناطق، از شهرداریها گرفته تا شرکتها، اجرا شده است».

سخنگوی ایی پارتی در ادامه میگوید: «ترکیه را نمیتوان با این طرز فکر اداره کرد. این طرز فکر ترکیه را به آستانه فاجعه خواهد رساند. دور زدن قانون برای تداوم اقتدار اردوغان، به معنای کج فهمی از روح قانون است. گفتن اینکه انتخابات باید یک ماه قبل از تاریخ انتخابات عمومی برگزار شود، به سخره گرفتن هوش این ملت است. این وضعیت به معنی نادیده گرفتن روح قانون برای هموار کردن راه برای یک نفر است».
ایرادِ کار کجاست؟
زمانی که مصطفی کمال در سال 1923 میلادی جمهوری ترکیه را تاسیس و نظام خلیفه – سلطانی عثمانی را منحل کرد، نوعی از سیستم سیاسی جدید را بنیاد نهاد که به مدت چند دهه، تک حزبی و تمامیت خواه بود و خود او تا زمان مرگ یعنی تا سال 1938 میلادی و به مدت 15 سال تمام، رئیس جمهور بود. اما از سال 1950 میلادی، ترکیه وارد نظام چندحزبی شد و از این گذشته، بیشترین میزان قدرت سیاسی – اجرایی کشور در دست نخست وزیر و پارلمان بود. زمانی که حزب عدالت و توسعه در سال 2002 میلادی به قدرت رسید، احمد نجدت سزر حقوقدان سکولار بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زده بود. او تا سال 2007 به فعالیت خود ادامه داد و سپس عبدالله گل این مقام را در اختیار گرفت. او نیز تا سال 2014 و به مدت 7 سال رئیس جمهور ماند و اردوغان نخست وزیر بود. اما از سال 2014 به این سو، اردوغان به مدت 12 سال متمادی رئیس جمهور بوده و اگر قرار باشد در سال 2028 میلادی باز هم برای یک دوره 5 ساله انتخاب شود، جمع دوران مسئولیت او به 17 سال خواهد رسید و رکورد مصطفی کمال آتاترک را نیز خواهد شکست.

منتقدین میگویند: نظام ریاستی در ترکیه، یک ساختار من درآوری است که شباهتی به هیچکدام از نظامهای سیاسی – اجرایی ریاستی در جهان ندارد و حالا اردوغان، اختیارات و قدرتی دارد که حتی بیشتر از میزان قدرت دونالد ترامپ در آمریکا است. آنان بر این باورند که اردوغان عملاً اصل تفکیک قوا را از میان برده است. به این معنی که پارلمان ترکیه را با ششصد کرسی از مدار تصمیمات مهم خارج کرده و حتی درباره جزئیترین مسائل نهادها و وزارتخانهها، شخصاً تصمیم میگیرد. علاوه بر این، با نفوذ و اختیاراتی که در شورای دادستانها و قضات دارد، توانسته قوه قضاییه را به ابزاری برای تضعیف، حبس و حذف مخالفین تبدیل کند.
چرا با وجود تمام این انتقادات و علیرغم خستگی، فرسودگی و کهولت نمایان اردوغان، حزب عدالت و توسعه باز هم خواهان نامزدی اوست؟ پاسخ این پرسش را باید در دو دلیل مهم جستجو کرد: اول این که در داخل حزب عدالت و توسعه اختلافاتی جدی برای معرفی جایگزین وجود دارد و هیچکدام از افراد مطرحی مانند هاکان فیدان، ابراهیم کالین و سلجوق بیرقدار، کاریزما و نفوذ حزبی – اجتماعی بالایی ندارند که بتوانند با اتکا به آن، جای اردوغان را بگیرند.
مساله دیگر این است که از دید طرفداران اردوغان و شریک سیاسی او در ائتلاف جمهور یعنی دولت باغچلی رهبر حزب حرکت ملی گرا، این فقط اردوغان است که میتواند پروژههای مهم صنایع دفاعی ترکیه را ادامه دهد و در سیاست خارجی، طرفدار موازنه بین شرق و غرب باشد و در صورت کنار رفتن او، دولت و حزب حاکم، هم در سیاست خارجی دچار مشکل خواهد شد، هم در مقابله با مخالفین و منتقدین داخلی.
انتهای پیام/