به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، محرم تنها یک مناسبت مذهبی در تقویم مسلمانان نیست؛ بلکه یکی از ماندگارترین و اثرگذارترین جلوههای فرهنگ دینی و اجتماعی در جوامع اسلامی به شمار میرود. آیینهای عاشورایی طی قرنها توانستهاند فراتر از کارکردهای مذهبی، نقش مهمی در انتقال ارزشها، شکلدهی هویت جمعی، تقویت همبستگی اجتماعی و حفظ حافظه تاریخی ایفا کنند.
در روزگاری که تحولات فرهنگی، گسترش رسانههای نوین و تغییر سبک زندگی، فرآیند انتقال ارزشها میان نسلها را با چالشهای جدی مواجه کرده است، بازخوانی ظرفیتهای فرهنگی و هویتی این آیینها بیش از پیش اهمیت مییابد. یادداشت پیش رو با نگاهی به مبانی مدیریت و برنامهریزی فرهنگی، به بررسی نقش آیینهای عاشورایی در بازتولید هویت فرهنگی و تداوم ارزشهای بنیادین جامعه میپردازد.
"هر ساله با فرا رسیدن ماه محرم، یکی از گستردهترین و ماندگارترین پدیدههای فرهنگی جهان اسلام در برابر دیدگان ما تجلی مییابد؛ پدیدهای که اگرچه در ظاهر در قالب مجموعهای از مناسک، آیینها و شعائر مذهبی ظهور میکند، اما در واقع لایههای عمیقتری از حیات فرهنگی، اجتماعی و هویتی جوامع مسلمان را نمایندگی میکند. از این منظر، محرم صرفاً یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه یک «نظام فرهنگی» است که طی قرون متمادی توانسته است حافظه تاریخی، هویت جمعی و ارزشهای بنیادین جامعه شیعی را بازتولید و بازآفرینی کند.
در حوزه مطالعات فرهنگی و مدیریت فرهنگی، همواره این پرسش مطرح بوده است که آیا فرهنگ موجب حفظ و استمرار شعائر دینی میشود یا شعائر دینی عامل حفظ و بازتولید فرهنگ هستند؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند درک ماهیت دوسویه و تعاملی رابطه میان فرهنگ و مناسک است.
فرهنگ در معنای علمی خود، مجموعهای از ارزشها، باورها، هنجارها، نمادها، دانشها، سنتها و شیوههای زیست جمعی است که رفتار و کنش اجتماعی افراد را هدایت میکند. در چنین چارچوبی، شعائر دینی بخشی از نظام نمادین فرهنگ محسوب میشوند و بدون وجود زمینههای فرهنگی مناسب، امکان استمرار و ماندگاری نخواهند داشت. به تعبیر کلیفورد گیرتز، فرهنگ شبکهای از معانی است که انسان در آن تنیده شده و زندگی اجتماعی خود را در پرتو آن معنا میبخشد. از این منظر، مناسک مذهبی نیز در دل همین نظام معنایی شکل میگیرند و تداوم مییابند.
اما آنچه در تحلیلهای معاصر اهمیت بیشتری یافته، نقش مناسک در فرآیند «بازتولید فرهنگی» است. بازتولید فرهنگی مفهومی است که به انتقال ارزشها، باورها و الگوهای فرهنگی از نسلی به نسل دیگر اشاره دارد. هر جامعهای برای حفظ هویت خود ناگزیر از بازتولید مستمر عناصر فرهنگی خویش است و این فرآیند تنها از طریق آموزش رسمی تحقق نمییابد. بخش مهمی از آن در عرصه تجربههای زیسته، نمادها، آیینها و مناسک جمعی شکل میگیرد.
در این میان، آیینهای عاشورایی را میتوان یکی از موفقترین سازوکارهای بازتولید فرهنگی در تاریخ تمدن اسلامی دانست. این آیینها توانستهاند در طول بیش از چهارده قرن، مفاهیمی همچون عدالتخواهی، آزادگی، کرامت انسانی، مسئولیت اجتماعی، ظلمستیزی، ایثار و وفاداری را در حافظه تاریخی جوامع شیعی زنده نگه دارند. به بیان دیگر، عاشورا صرفاً یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه یک «منبع معنایی» است که جامعه شیعی از طریق آن به بازتعریف مستمر هویت خود میپردازد.
از منظر نظریه «حافظه جمعی» موریس هالبواکس، جوامع برای تداوم هویت خویش نیازمند بازخوانی و بازآفرینی مستمر خاطرات و رویدادهای بنیادین هستند. آیینهای محرم دقیقاً چنین کارکردی دارند. هر سال با برگزاری مراسم عزاداری، تعزیه، روضهخوانی، نذر و سایر مناسک عاشورایی، حافظه تاریخی جامعه فعال میشود و روایت عاشورا بار دیگر در ذهن و ضمیر جمعی بازسازی میگردد. این فرآیند موجب میشود که واقعه کربلا از یک رخداد متعلق به گذشته، به عنصری زنده و اثرگذار در زمان حال تبدیل شود.
علاوه بر این، آیینهای محرم نقش مهمی در تولید و تقویت «سرمایه فرهنگی» و «سرمایه اجتماعی» ایفا میکنند. پییر بوردیو سرمایه فرهنگی را مجموعهای از دانشها، نمادها، ارزشها و قابلیتهایی میداند که زمینه مشارکت مؤثر افراد در حیات اجتماعی را فراهم میکند. هیئتهای مذهبی، مجالس عزاداری و اجتماعات محرم، افزون بر کارکرد عبادی، بستری برای انتقال این سرمایه فرهنگی به نسلهای جدید محسوب میشوند. همچنین این مناسک با ایجاد احساس تعلق، اعتماد متقابل و همبستگی اجتماعی، به تقویت سرمایه اجتماعی جامعه کمک میکنند؛ سرمایهای که از مهمترین منابع توسعه فرهنگی و انسجام اجتماعی به شمار میرود.
در ادبیات مدیریت و برنامهریزی فرهنگی، یکی از مهمترین شاخصهای پایداری فرهنگی، توانایی جامعه در انتقال ارزشها و هویت خود به نسلهای آینده است. امروزه با گسترش رسانههای جهانی، فردگرایی فزاینده، تغییر سبکهای زندگی و کاهش مرجعیت بسیاری از نهادهای سنتی، فرآیند انتقال فرهنگی با چالشهای جدی مواجه شده است. در چنین شرایطی، آیینهای مذهبی به ویژه مناسک محرم، همچنان از معدود نهادهای فرهنگی برخوردار از مشروعیت اجتماعی و قدرت نفوذ عاطفی هستند که میتوانند نقش مؤثری در تداوم هویت فرهنگی ایفا کنند.
البته این ظرفیت ارزشمند زمانی میتواند به بهترین شکل عمل کند که از سطح عادتهای تکراری و مناسک صرف فراتر رود و با نیازهای فرهنگی و معرفتی نسل جدید پیوند برقرار کند. مدیریت فرهنگی در عصر حاضر وظیفه دارد ضمن پاسداشت اصالتهای آیینی، زمینه فهم عمیقتر پیامهای فرهنگی و تمدنی عاشورا را فراهم سازد.آینده فرهنگی جامعه نه صرفاً در گرو برگزاری آیینها، بلکه در گرو توانایی ما در تبدیل این آیینها به بستری برای تولید معنا، ارتقای آگاهی و تقویت هویت فرهنگی است.
بر این اساس، میتوان گفت رابطه فرهنگ و شعائر عاشورایی، رابطهای دوسویه و تکمیلکننده است. فرهنگ بستر شکلگیری و استمرار مناسک را فراهم میکند، اما در شرایط معاصر، این شعائر هستند که بیش از هر سازوکار دیگری مسئولیت حفظ، انتقال و بازتولید فرهنگ دینی را بر عهده دارند. اگر فرهنگ را روح جامعه بدانیم، محرم یکی از مهمترین مجاری تداوم و تجلی این روح در حیات اجتماعی است. از این رو، پاسداشت آیینهای عاشورایی تنها حفظ یک سنت مذهبی نیست؛ بلکه صیانت از یکی از مؤثرترین نظامهای بازتولید فرهنگی و هویتی در جهان اسلام است.
لیلا سادات حسینی؛ دانش آموخته مدیریت و برنامه ریزی فرهنگی"
انتهای پیام/