به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، آمریکا به طور جدی در حال سرعت بخشیدن به استخراج مواد معدنی کمیاب و حیاتی در آسیای مرکزی است و تحولات اخیر به وضوح از این رویکرد پرده برمیدارد.
حضور همزمان مقامات بلندپایه وزارت امور خارجه، شورای امنیت ملی، شرکت تامین مالی توسعه بینالمللی (DFC) و وزارت بازرگانی آمریکا به همراه نمایندگان بیش از 20 شرکت بزرگ آمریکایی در آستانه برای شرکت در کنگره بینالمللی معدن و متالورژی، گواهی بر این مدعاست.
رسانههای قزاقستانی گزارش دادند که «سرجیو گور»، فرستاده ویژه رئیسجمهور آمریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی که رهبری این هیئت استراتژیک را بر عهده داشت، توسط «قاسم جومارت توکایف»، رئیسجمهور قزاقستان به حضور پذیرفته شد.
در این دیدار، دو طرف درباره جنبههای عملی اجرای پروژههای مشترک تجاری، اقتصادی و سرمایهگذاری و همچنین چشمانداز همکاری در حوزههای اولویتدار، بهویژه مواد معدنی حیاتی گفتگو کردند.
علاوه بر این، فرستاده ویژه ترامپ در گفتگوهای چندجانبه فرمت «C5+1» درباره مواد معدنی حیاتی شرکت کرد؛ نشستی که هدف آن تعمیق همکاریهای واشنگتن با هر پنج کشور آسیای مرکزی در زمینه تامین پایدار مواد خام استراتژیک است.
قزاقستان؛ شریک کلیدی آمریکا در تامین مواد استراتژیک
با نگاهی به جغرافیای این رویدادها مشخص میشود که واشنگتن، قزاقستان را به عنوان شریک کلیدی خود در حوزه مواد معدنی کمیاب در نظر گرفته است؛ کشوری که دارای بزرگترین و متنوعترین پایگاه منابع معدنی در منطقه است.
در قزاقستان بیش از 9500 منبع معدنی شناسایی شده که بیش از 100 مورد از آنها حاوی عناصر نادر خاکی و دیگر مواد استراتژیک هستند. گامهای نخست در این مسیر نیز برداشته شده است؛ شرکت ملی قزاقستان به نام «تائو-کن سامروک» قراردادی را برای فروش 70 درصد از سهام معدن «کاتفار شمالی» در استان قراغندی به شرکت سرمایهگذاری آمریکایی Cove Kaz Capital Group امضا کرده است.
کارشناسان بینالمللی معتقدند این اقدام آغاز یک چرخش بزرگ در پازل انرژی منطقه است.
استراتژی ترامپ برای مهار توسعهطلبی پکن در منطقه
«آندری بکر»، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی آمریکایی، معتقد است سفر این هیئت عالیرتبه به آستانه و رایزنی با مقامات آسیای مرکزی، گامی بسیار حیاتی از سوی دولت ترامپ است.
او میگوید: «استراتژی سیاسی آمریکا در آسیای مرکزی، عنصری کلیدی در مسیر بسترسازی برای سلطه سیاسی و اقتصادی واشنگتن در آسیا و در نمایی بزرگتر، رقابت جهانی با چین است که اکنون تقریباً تمام قارهها را در بر گرفته است.»
به گفته بکر، آسیای مرکزی برای طرف آمریکایی از جهت ژئوپلیتیک و لجستیکی اهمیت بالایی دارد، چرا که این منطقه هممرز با چین بوده و از طریق خطوط حملونقل و انرژی به آن متصل است. حضور شرکتهای آمریکایی در اقتصاد این منطقه، ریسکهای رقابتی جدی برای پکن ایجاد میکند. نکته دوم به استخراج منابع مربوط میشود؛ همکاری با آمریکا در زمینه مواد معدنی کمیاب، تا حدودی نفوذ چین در منطقه و نیازهای شدید پکن به منابع را تعدیل میکند.
بکر میافزاید: «بزرگترین مأموریت رئیسجمهور آمریکا تغییر این روند و حاکم کردن روندهای اقتصادی واشنگتن بر منطقه است. پروژه مسیر ترامپ (TRIPP) بخشی جداییناپذیر از این استراتژی برای انتقال مواد معدنی آسیای مرکزی است و جمهوری آذربایجان نیز نقشی کلیدی در آن ایفا میکند.»
تلاش واشنگتن برای سوار شدن بر قطار در حال حرکت
در مقابل، «شاریپ ایشموخامدف»، کارشناس مسائل سیاسی و اقتصادی، بر این باور است که هدف اصلی آمریکا دستیابی به حداکثر نتایج در استخراج مواد معدنی حیاتی و تلاش برای پشت سر گذاشتن چین است، هرچند که دستیابی به مورد دوم بعید به نظر میرسد.
وی تشریح میکند: «چین در حال حاضر بازار جهانی عناصر نادر خاکی را قبضه کرده و 70 درصد استخراج و 90 درصد فرآوری جهانی را کنترل میکند. در این زمینه، آمریکا، اتحادیه اروپا و غولهای فناوری مانند ژاپن و کره جنوبی قافیه را به پکن باختهاند. بنابراین، اقدام امروز آمریکا تلاش برای سوار شدن بر قطار در حال حرکت و تصاحب آن دسته از منابع و معادلاتی است که هنوز در دسترس هستند و تنها منطقه باقیمانده با چنین ظرفیتی، آسیای مرکزی است.»
به گفته این کارشناس، اطلاعات مربوط به ذخایر مواد معدنی حیاتی در این منطقه هنوز تا حد زیادی بر پایه نقشهها و اکتشافات دوران اتحاد جماهیر شوروی استوار است که اکنون بسیار قدیمی شدهاند. همین عدم قطعیت، منطقه را برای بازیگران جهانی جذابتر میکند، چرا که پیشبینیها نشان میدهند حدود 60 درصد از معادن منطقه هنوز کشف نشدهاند و بسیاری از نقاط مستعد، مالک یا توسعهدهنده بلندمدت ندارند. آمریکا میخواهد پیش از شکلگیری رقابت نهایی، جای پای خود را محکم کند.
کریدور میانی و مسیر ترامپ؛ شریانهای لجستیک مدنظر آمریکا
ایشموخامدف معتقد است که برای تحقق اهداف واشنگتن، تنها مشارکت در استخراج کافی نیست، بلکه باید یک سیستم لجستیکی کامل برای انتقال این مواد به بازارهای جهانی ایجاد شود.
او میگوید: «سخن از انتقال عناصر فرآوریشده از طریق "کریدور میانی" (کریدور ترانس خزر) به جمهوری آذربایجان و سپس احتمالاً از طریق "مسیر ترامپ" و خاک ترکیه به بازارهای جهانی و آمریکا در میان است. توسعه این شریان ترانزیتی به دلیل تحولات خاورمیانه اهمیت استراتژیک مضاعفی برای آمریکا یافته است.»
وی در پایان اشاره میکند که هدف بلندپروازانهتر واشنگتن میتواند ایجاد یک کلاستر تولیدی پیشرفته در منطقه شامل تولید باتری خودروهای برقی و صنایع الکترونیک و حتی نظامی (مانند پهپادها) باشد تا بدین ترتیب وابستگی غرب به زنجیره تامین چین به حداقل ممکن برسد؛ اقدامی که توازن قوا در قلب اوراسیا را دگرگون خواهد کرد.
انتهای پیام/