گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- با اعلام خبر دستیابی ایران و آمریکا به یک یادداشت تفاهم اولیه برای پایان جنگ و ازسرگیری مذاکرات هستهای، تفسیرهای متفاوتی از نتیجه این مرحله از تقابل شکل گرفته است. در یک نگاه واقع بینانه و مبتنی بر شواهد عینی میدانی و راهبردی، می توان استدلال کرد که جمهوری اسلامی ایران در این فرآیند، دستاوردهای راهبردی مهمی به دست آورده که آن را در موقعیت «برنده» این دور از منازعه قرار داده است.
این دستاوردها در پنج محور زیر قابل تحلیل است:
شکست راهبرد براندازی تمام عیار
هدف اعلامی جبهه دشمن، تغییر نظام و فروپاشی کامل نظام جمهوری اسلامی ایران بود. عدم تحقق این هدف و تثبیت حاکمیت سیاسی ایران، بزرگترین پیروزی است. برخلاف سناریوهای مشابه در سایر کشورها، نظام سیاسی ایران نه تنها ساختار قدرت خود را حفظ کرد، بلکه توانست بدون تسلیم در برابر هدف دشمن (یعنی براندازی)، خود را اثبات کند. این واقعیت به منزله شکست قطعی طراحان سناریوهای فروپاشی سریع است.
ناکامی در پروژه تجزیه و تشدید بحران های قومی-امنیتی
اقدامات آشکار آمریکا در مسلح کردن گروههای معارض در مناطق مرزی ایران، به ویژه گروههای کرد در اربیل عراق در چارچوب راهبرد جنگ نیابتی برای تجزیه طلبی و بی ثباتسازی عمیق در کشور طراحی شده بود. اما اقدامات نظامی سپاه پاسداران در سرکوب مواضع آنان از یک سو و هوشیاری هموطنان مرز نشین از سوی دیگر، نشان داد که این راهبرد هم محقق نشد. در واقع حاکمیت ایران پر قدرت تر از قبل، بر تمامی قلمروهای خود حفظ شد و پروژه ایجاد ناامنی پایدار و تجزیه ارضی هم به تاریخ پیوست.
نمایان شدن عمق ناکارآمدی ضد انقلاب و اپوزیسیون خارج از کشور
در حوزه سیاسی، مهمترین دستاورد برآمده از دو جنگ دوازده روزه و چهل روزه، نمایش ضعف پشتوانه مردمی جریانهای اپوزیسیون و ضد انقلاب بود. محاسبه دشمن آمریکایی - صهیونی بر این قرار داشت که با اعمال فشار حداکثری و درگیری نظامی در قالب حملات هوایی، نارضایتیهای اجتماعی به شورش سراسری و همسویی مخالفان با دشمن تبدیل شود. اما آنچه رخ داد، اثبات پشتوانه مردمی جمهوری اسلامی (شامل اقشار مختلف، حتی برخی مخالفان سیاسی که در برابر تهدید خارجی واکنش ملی نشان دادند) بود. این پدیده، شکاف در تحلیلهای مراکز مطالعاتی غربی درباره «حامیان بالقوه تغییر نظام» به ویژه هسته محدود وابسته به ربع پهلوی را آشکار ساخت.
قدرت بازدارندگی تهاجمی در برابر قدرتهای هستهای
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توان موشکی و پهپادی خود (به عنوان یک نیروی متعارف غیرهستهای) توانست در برابر دو ارتش دارای سلاح اتمی نه تنها عقب ننشیند، بلکه تا آخرین لحظات درگیری، توان شلیک و ضربه زدن خود را حفظ کند. حفظ توان آفند و بازدارندگی فعال در برابر ابرقدرتهای هستهای، بدون برخورداری از سلاح اتمی، یک پدیده نادر و قابل مطالعه در تاریخ منازعات نظامی معاصر است و اعتبار تئوری «بازدارندگی متعارف در برابر سلاح هستهای» را در مورد ایران تقویت میکند.
تداوم شلیکهای موشکی تا لحظه آتشبس، حکایت اشباع سامانههای پدافندی طرف مقابل و اثبات کارآمدی استراتژی تهاجمی-دفاعی ایران داشت. علاوه بر این، تحمیل اراده سیاسی تهران به واشنگتن در لحظات آخر و دست و پا زدن آمریکایی ها برای عدم حمله ایران به رژیم به دلیل تجاوز به ضاحیه و بیروت که در چارچوب تثبیت تفاهم اولیه، انجام گرفت نیز نشانه دیگری از قدرت بازدارندگی تهاجمی در برابر قدرتهای هستهای است.
تثبیت جایگاه ژئوپلیتیک ایران در غرب آسیا
این منازعه اثبات کرد که از این به بعد، هیچ بازیگری بدون در نظر گرفتن نقش و قدرت ایران نمی تواند نظم امنیتی غرب آسیا را تعریف کند. کشورهای عربی منطقه که پیش از این تصور میکردند میتوانند با تکیه بر تضمینهای آمریکا و ائتلاف با اسرائیل، ایران را به حاشیه برانند، اکنون به این واقعیت رسیدهاند که تنظیم مناسباتشان با تهران یک ضرورت اجتنابناپذیر است.
از این رو، طیفی از کشورهای عربی در حال بازتعریف سیاست خارجی خود در قالب تنشزدایی یا حداقل عدم تقابل با ایران هستند. این تغییر نگاه، یک پیروزی بلندمدت ژئوپلیتیک برای ایران محسوب میشود. در این زمینه حتی شاهد بودیم، امارات به عنوان کشوری که در طول جنگ چهل روزه بارها مورد اصابت موشک های ایران قرار گرفت، نیز به همراه قطر به عنوان بخشی از فرآیند تفاهم خود را تعریف کرد.
مجموعه عوامل پنجگانه فوق نشان میدهد که خروج ایران از یک جنگ تحمیلی و فشار همزمان نظامی- سیاسی در حالی به تفاهم اولیه با آمریکا منجر شده که نه تنها هیچیک از اهداف کلان دشمن (براندازی، تجزیه، فروپاشی اقتصادی ناشی از جنگ، انزوای منطقهای) محقق نشده، بلکه ایران توانسته است بازدارندگی نظامی و نفوذ ژئوپلیتیک خود را به طور عینی ارتقا دهد، هرچند که رئیس جمهور تروریست ایالات متحده بخواهد با بازی با الفاظ و اقدامات رسانه ای همچنان فضای ارعاب و تهدید را حفظ کند. بنابراین در موازنه نهایی این مرحله از منازعه، کفه برد به سمت جمهوری اسلامی ایران سنگینی میکند.
این را هم باید گفت که با در نظر گرفتن عوامل فوق، در صورت بازگشت به میدان نظامی، این باز ایران خواهد بود که برتری خود بیش از پیش به طرف مقابل تحمیل خواهد کرد.
علیرضا پورجعفری پژوهشگر رسانه
انتهای پیام/