به گزارش گروه عبری خبرگزاری تسنیم، ایتمار ایشنر تحلیلگر ارشد روزنامه یدیعوت آحارانوت در مقالهای که شامگاه یکشنبه روی خروجی وب سایت وای نت متعلق به این رسانه پرسید: از کدام پیروزی قاطع سخن میگویید؟ اکنون بیش از دو سال و نیم است که ما در حال جنگ هستیم و همچنان تمام جبههها (عرصه ها) شاهد درگیری هستند.
وی با اشاره به شکست عملیات آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران اعتراف کرد: از همان اولین لحظات حمله به ایران وعدههای زیادی در اسرائیل به ما داده شد اما تا به امروز هیچ چیزی تغییر نکرده است، نظام ایران همچنان قدرتمند است و تعداد بسیار زیادی موشک در اختیار دارد، تکاپو برای پیشبرد پرونده هستهایاش ادامه داشته و این مسئله همچنان در دستورکار است، در بعد سیاسی اسرائیل از مذاکرات طرد شده و نگاه جامعه جهانی هم به آن این است که تلآویو، ترامپ را برای ورود به یک جنگ بی دلیل و عبث فریب داده است.
این تحلیلگر صهیونیست در این رابطه افزود: با وجود تمایل به حذف برنامههای هستهای و موشکی ایران و وعدههای بیشماری که از زمان آغاز عملیات (جنگ 39 روزه) در اسرائیل داده شده است، تغییر چندانی حاصل نشده است.
مردم اسرائیل، از جمله وعدههای تغییر رژیم، پایان حمایت از گروههای نیابتی و هماهنگی بیسابقه سیاسی و نظامی با ایالات متحده را بسیار شنیدهاند.
با این حال، با وجود اقدامات نظامی بیسابقه و ترور چندین مقام عالیرتبه ایرانی، رژیم ایران بدون تغییر باقی مانده است، موشکهای زیادی هنوز در اختیار تهران هستند و برنامه هستهای همچنان یک احتمال است.
در مورد نظام، در شرایط فعلی در تهران، همچنان با همان کارایی سابق به فعالیت خود ادامه میدهد، بدون هیچ نشانهای مبنی بر از دست دادن کنترل وجود ندارد.
برنامه هستهای در طول جنگ آسیب دید، اما اورانیوم غنی شده کاملاً تحت کنترل ایران باقی مانده است و مشخص نیست که راهاندازی مجدد تأسیسات فرآوری و غنیسازی چقدر طول خواهد کشید.
تخمینها تقریباً دو سال را نشان میدهد. با وجود کاهش تعداد موشکهای بالستیک، تعداد قابل توجهی از آنها همچنان قادر به ایجاد تهدیدات مؤثر علیه اسرائیل و کشورهای خلیج فارس هستند.
ظرفیت تولید متوقف نشده است. برعکس، صنعت موشکی موفق شد بین (جنگ 12 روزه) و (جنگ 39 روزه) تولید خود را افزایش دهد و ذخایر را با موشکهای کافی برای حمله و وارد کردن خسارت به تأسیسات اسرائیلی و آمریکایی پر کند، در حالی که همزمان ذخایر موشکهای رهگیر در اسرائیل و ایالات متحده را به طور قابل توجهی کاهش یافته اند.
در مورد نیروهای نیابتی؟ آنها مقاوم و در حال بهبود هستند. حماس جمعیت را کنترل میکند و مانع استقرار نیروهای حافظ صلح تحت طرح ترامپ میشود. حزبالله با ارتش اسرائیل میجنگد و تلفات و خساراتی را در منطقه شمالی وارد میکند، در حالی که حوثیها به دلخواه آتش میگشایند.
علاوه بر این، ایران با بستن تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را خفه میکند و حوثیها به طور متناوب تنگه باب المندب را میبندند. ایران به آرامی و عمداً مذاکره میکند، گویی هیچ چیز اشتباهی وجود ندارد و موفق میشود از ترامپ امتیاز بگیرد.
تهران از تهدیدات رئیس جمهور آمریکا نگران نیست؛ بلکه کاملاً برعکس این ترامپ است که نگران بوده و به همین دلیل اسرائیل از مذاکرات کنار گذاشته شده است
در رسانهها و افکار عمومی در سراسر جهان، اسرائیل به عنوان طرفی که ترامپ را به یک جنگ غیرضروری و غیرقابل درک کشانده، باعث ویرانی و مرگ غیرقابل توجیه شده و همچنان در لبنان به این کار ادامه میدهد، معرفی میشود.
همه نظرسنجیها نشان میدهد که اسرائیل در حال حاضر جزو منفورترینها در جهان است که منجر به تحریم های مردمی و تظاهرات ضد اسرائیلی در همه جا شده است، این روند به ویژه بعد از جنگ غزه شدت گرفته است.
در مواجهه با این تناقض، نتانیاهو روایتی از پیروزی را ترویج میدهد. او ادعا میکند که اسرائیل از همیشه قویتر است، ایران از همیشه ضعیفتر است و اسرائیل چهره خاورمیانه را تغییر داده است - تصمیمی که او در 7 اکتبر گرفت - و ترورهایی را که انجام داده است فهرست میکند. در واقع، اسرائیل همیشه بر این اصل عمل کرده است که آنچه را نمیتوان با زور به دست آورد، میتوان با زور بیشتر به دست آورد. با این حال، این در خاورمیانه راهگشا نیست؛ چون یک حرکت دیپلماتیک قاطع هم مورد نیاز است. در عین حال، در همه جبههها، چیزی حل نشده و به پایان نرسیده است؛ اوضاع و شرایط به همان شکل جنگی ادامه دارد در حالی که نفرت نسبت به اسرائیل در جهان افزایش مییابد. نتانیاهو خود را متقاعد کرده است که نیازی به تبلیغات نیست و فقط افراد قوی در خاورمیانه مورد احترام هستند.
نتانیاهو تمام امید خود را به ترامپ بست و اسرائیلیها تحت تأثیر او قرار گرفتند و او را طرفدارترین رئیس جمهور اسرائیل تا به امروز دانستند. در واقع، او گامهای تاریخی مهمی برداشت: انتقال سفارت آمریکا به قدس ، به رسمیت شناختن بلندیهای جولان و تضمین آزادی گروگانها و... را انجام داد.
اما هنگام همکاری با یک ابرقدرت، باید احتمال وضعیتی را در نظر گرفت که منافع آن طرف با منافع آمریکا همسو نباشد.
انتهای پیام/