به گزارش خبرگزاری تسنیم از شهرکرد، یک جمله بود که سردار سپهبد شهید حسین سلامی بارها و بارها تکرار میکرد؛ نه در قالب شعار، بلکه در قالب یک باور عمیق که رگهای تفکرش را پر کرده بود و آن این بود که : «برای بقا، اقتدار و امنیت باید قوی باشیم.» این جمله ساده، کلید فهمیدن تمام اندیشه سردار بود. از نگاهش به اقتصاد گرفته تا تأکیدش بر موشک و پهپاد، از دلتنگیاش برای نخبگان مهاجر تا حرفهایش با دانشجویان؛ همه و همه، شاخههای یک درخت بودند با یک ریشه: قوی شدن از درون.
سردار سلامی هرگز ضعف را به حساب تحریم نمیگذاشت. سردار در آیین اختتامیه اولین رویداد ملی اقتصاد مقاومتی گفته بود: «تحریمهای ناجوانمردانه دشمن به عرصه جنگ تبدیل شده است و نسخهای برای به تسلیم کشاندن مردم ایران بود.» اما مسئله این بود که صرفاً تسلیم نشدن برای او کافی نبود، او میخواست ایران از دل فشار، قویتر بیرون بیاید.
در نگاه سردار سلامی، تحریم میتوانست به معلم بدل شود. او چندین بار این جمله را گفت که چون دشمن دانشمندانمان را ترور کرد، ماهواره ساختیم؛ چون تحریم اقتصادی کرد، تمام نیازهایمان را خودمان ساختیم. این نگاه، نگاهِ یک فیلسوفِ ایستادگی بود که سختی را به سکوی پرتاب تبدیل میکند.
تکیه ویژه سردار سلامی به اقتصاد مقاومتی برای رفع مشکلات اقتصادی
در همین جهت بود که سردار تکیهای ویژه بر اقتصاد مقاومتی داشت. برای او اقتصاد مقاومتی، مسیری عملیاتی بود برای اینکه آسیبپذیری به قدرت تبدیل شود. معتقد بود تا وقتی اقتصاد کشور به خارج وابسته است، دشمن میتواند با یک تصمبم جان ملتی را به لرزه دربیاورد. لذا در همین پازل بود که پاسخ این مشکل را در ساختن میدید.
این اعتقاد در حوزه نظامیامنیتی هم بازتاب مستقیمی داشت. در جلسه غیرعلنی مجلس شورای اسلامی، که سخنگوی کمیسیون امنیت ملی آن را بازگو کرد، سردار سلامی صراحتاً اعلام کرد که: «مقاومت امروز خودکفا شده است» و «قدرت ایران کم نشده است.» این جملات در دهان فرمانده کل سپاه، گزارش یک روند بلندمدت بود.
شاید روشنترین جلوه این تفکر را بتوان در توجه ویژه سردار به نیروی هوافضا و صنعت موشکی دید. سردار سلامی در دوران فرماندهیاش، توسعه منظومه موشکی و پهپادی کشور را از اولویتهای راهبردی میدانست. آنچه او دنبال میکرد، ساختن بازدارندگی واقعی بود، قدرتی که کشور را در برابر تهدیدات خارجی مصون کند.
لذا ایشان در اولین سخنرانی سردار سلامی در جایگاه فرمانده کل سپاه که داشت، تأکید کرده بود: «دشمنان ما جز قدرت نظامی چیزی نمیفهمند.» این جمله نشاندهنده یک بینش راهبردی بود، یک واقعبینی از طبیعت نظام بینالملل. کشوری که قوی نباشد، حتی حرف حقاش هم شنیده نمیشود.
تأکید شهید سلامی بر قدرت ملی و انسجام درونی
اما نگاه درونگرای سردار به مرزهای نظامی ختم نمیشد. معاون سپاه که سالها با او همراه بود، گفته بود که سردار سلامی در آخرین جلسات پیش از جنگ، تحلیلهایی از وضعیت داخلی کشور ارائه میداد که روح حاکم بر آنها، تأکید بر قدرت ملی و انسجام درونی بود.لذا برای او بازدارندگی فقط موشک نبود، یکپارچگی ملت هم بخشی از آن بود.
یکی از مصادیق مهم این نگرش، موضع سردار درباره نخبگان بود. چند ماه پیش از شهادتش، در نشست صمیمی با نخبگان علمی کشور، با لحنی که آمیخته به نگرانی بود، از خروج جوانان مستعد از کشور سخن گفت و صراحتاً از نخبگان خواست که برگردند و در ساختن ایران سهیم شوند.
از نگاه سردار، اگر اقتصاد مقاومتی یعنی ساختن توان داخلی، اگر صنعت موشکی یعنی بازدارندگی بومی، پس علم و دانش هم باید در خدمت همین چرخه درونزا باشد. برای او رفتن نخبگان، شکافی بود در همان دیواری که سالها برایش سنگ روی سنگ گذاشته بود.
ریشه این تفکر را شاید باید در همان اولین روزهای حضور سردار در جبهههای جنگ تحمیلی جستوجو کرد. جنگی که ایران در آن تقریباً تنها بود. او با چشمانش دید که وقتی جهان پشتت نیست، تنها چیزی که باقی میماند توان درونی است. آن تجربه، تئوریِ تمام زندگیاش شد که هر مشکلی را باید از درون حل کرد، وگرنه تبدیل به ابزار فشار از بیرون میشود.
سردار سلامی دلسوز دانشجویان به عنوان آیندهسازان کشور بود
رحیمپور ازغدی، اندیشمند و استاد دانشگاه، پس از شهادت سردار، در نشست دانشجویی گفت که سردار سلامی «مشکلات و تهدیدها را هم نعمت خدا میدانست.» این نگاه عمیقاً با ذهنیتِ «قوی شو» همخانواده است، کسی که مشکل را نعمت بداند، از آن فرار نمیکند و در آن میماند تا از دلش قدرت بسازد.
با این حال آنچه سردار سلامی را از یک فرمانده صرف متمایز میکرد، این بود که «قوی شدن» در نگاه او جنگافروزانه نبود، بلکه دفاعی بود. همسر شهید نقل کرده که حتی در جریان اعتراضات سال 1401، سردار معتقد بود نباید با دانشجویان برخورد قهری کرد؛ چون دانشجو سرمایه آینده کشور است. این، تصویری است از فرماندهای که قدرت را در ساختن میدید.
روز 23 خرداد 1404، سردار سلامی در همان جایی بود که همیشه بود؛ پشت میز فرماندهی، در حال انجام مأموریت. موشک دشمن، پیکر او را شهید کرد اما نه تفکرش را، نه راهبردش را.
یادداشت از حسین رفیعی، فعال رسانه و مدیر دفتر خبرگزاری تسنیم در استان چهارمحال و بختیاری
انتهای پیام/7540