به گزارش خبرگزاری تسنیم، بسیاری از هواداران انتظار یک گرندپری پرحادثه و نفسگیر در موناکو را داشتند؛ هرچند در سالهای اخیر این مسابقه بیش از آنکه هیجانانگیز باشد، به حرکت یکنواخت یک لوکوموتیو شباهت داشته است. این بار مسابقه جذابتر از معمول بود اما نه به خاطر خودروهای جدید یا کیفیت رقابت. مجموعهای از اتفاقات مختلف باعث شد مسابقه بیشتر به یک سیرک شباهت پیدا کند تا یک رقابت حرفهای فرمول یک. شاید این هرجومرج از نسخههای اخیر موناکو سرگرمکنندهتر بود اما در نهایت تنها یک حقیقت را بار دیگر ثابت کرد: مونتکارلو دیگر جایگاهی در فرمول یک مدرن ندارد.

آنتونلی باشکوه بود
فصل 2026 بدون تردید نقطه عطفی در دوران حرفهای کیمی آنتونلی خواهد بود. این راننده ایتالیایی از جایگاه یک تازهکار آیندهدار عبور کرده و حالا در جمع رانندگان طراز اول فرمول یک قرار گرفته است. در مسابقات ابتدایی فصل، او از جورج راسل عقبتر بود اما به مرور نشان داد که نه تنها توانایی رقابت با راننده باتجربه بریتانیایی را دارد، بلکه حتی میتواند از او پیشی بگیرد. گرندپری موناکو بهترین نمونه برای اثبات این ادعا بود.
در مونتکارلو هر اشتباه میتواند آخرین اشتباه باشد اما آنتونلی در تمام طول آخر هفته حتی یک خطای جدی هم مرتکب نشد. او در مرحله تعیین خط، در نبردی نفسگیر مکس فرستاپن را شکست داد. عامل تعیینکننده نیز جسارت بیشتر راننده ایتالیایی در پیچ پس از تونل بود؛ جایی که نسبت به قهرمان چهار دوره جهان ریسک بیشتری پذیرفت.
شروع مسابقه در موناکو همواره با فشار فوقالعادهای همراه است. در کسری از ثانیه میتوان همه چیز را از دست داد اما آنتونلی این آزمون را با موفقیت پشتسر گذاشت؛ آن هم دو بار. نه تنها در شروع اصلی مسابقه، بلکه در شروع مجدد پس از خودروی ایمنی نیز عملکردی بینقص داشت. آن لحظهای که اعصاب هر رانندهای میتواند به هم بریزد و خودروی کنار او نیز دیگر ردبول نبود، بلکه فِراری بود که هنوز به استارتهای قدرتمندش شهرت دارد.
این پیروزی مهمترین دستاورد دوران حرفهای آنتونلی تا امروز محسوب میشود اما واژه کلیدی در این جمله «تا امروز» است. حتی پیش از نخستین حضور او در فرمول یک نیز روشن بود که آیندهای درخشان در انتظار این راننده ایتالیایی است. شگفتی اصلی نه رسیدن او به این سطح، بلکه سرعت رسیدنش به آن است و به نظر میرسد موفقیتهای بزرگتری هنوز در انتظار کیمی باشند.

آیا راسل به تیمش اعتماد ندارد؟
هرقدر آنتونلی در این آخر هفته درخشان ظاهر شد، جورج راسل به همان اندازه ناامیدکننده بود. او در مرحله تعیین خط با مشکلاتی مواجه شد؛ مشکلاتی که خودش آنها را ناشی از عدم هماهنگی با شاسی خودرو میداند. با این حال، در مسابقه اوضاع را بیش از پیش پیچیده کرد و کاملاً محتمل است که ریشه اصلی مشکلاتش را باید در عصبی بودن و از دست دادن تمرکزش جستوجو کرد.
پس از کنار رفتن فرستاپن در دور نخست، راسل به رتبه پنجم رسید و همچنان شانس کسب جایگاهی روی سکو را داشت. زمانی که خودروی ایمنی از مسیر پیتلین عبور میکرد، مهندس تیم به او دستور داد وارد پیت نشود اما جورج این دستور را نادیده گرفت و برای دریافت لاستیکهای تازه راهی پیت شد.
همین تصمیم باعث سردرگمی تیم شد. مکانیکها بلافاصله برای تعویض لاستیکها اقدام کردند، در حالی که باید پنج ثانیه منتظر میماندند. این اشتباه در نهایت به حادثهای منجر شد که راسل را از جمع 10 نفر برتر خارج کرد. اگر مکانیکها زودتر وارد عمل نمیشدند، او میتوانست جلوتر از ایساک هاجار از ردبول و حتی روی سکو قرار گیرد.
رفتار راسل نشان میدهد که اعتماد کاملی به تصمیمات تیم ندارد. در شرایط مسابقه موناکو، استفاده از لاستیکهای نو اساساً تصمیم درستی نبود. در پیستی که سبقت گرفتن تقریباً غیرممکن است، او حتی با لاستیکهای کهنه نیز میتوانست جایگاه خود را حفظ کند. راسل تصمیم استراتژیستها را نادیده گرفت و بهای آن را پرداخت؛ نتیجه نیز اختلاف 68 امتیازی با آنتونلی بود.

لکلرک نیز شکست خورد
حادثه کلیدی مسابقه، تصادف شارل لکلرک در جریان شروع مجدد پس از خودروی ایمنی بود. راننده موناکویی مدعی شد که مشکلات ترمز عامل این حادثه بودهاند؛ مشکلی که به گفته او در تمام طول آخر هفته همراهش بوده است. با این حال، با بررسی دقیقتر، این توضیح بیشتر به یک بهانه شباهت دارد تا یک دلیل قانعکننده.
لکلرک از روز جمعه نسبت به عملکرد ترمزها شکایت داشت و بدون شک مشکلاتی وجود داشت اما اشتباهات او در تعیین خط، ارتباطی با سیستم ترمز نداشت. چرخش در پیچ ماسنه در نخستین تلاش Q3 و برخورد با دیوار در تاباک طی آخرین تلاش، نتیجه اشتباهات رانندگی بودند. شاید بتوان گفت کمبود اعتماد به خودرو او را به اشتباه واداشت، اما در نهایت واقعیت این است که او بیش از حد فشار آورد.
در مورد تصادف مسابقه نیز تردیدهای مشابهی وجود دارد. لکلرک 59 دور کامل زده بود و در تمام این مدت ترمزها مانعی برای او ایجاد نکرده بودند. شاید پشت خودروی ایمنی دمای ترمزها کاهش یافته باشد اما رانندهای در سطح لکلرک باید این موضوع را احساس کند و با احتیاط بیشتری وارد پیچ شود. به ویژه در موناکو؛ جایی که حتی اگر دو یا سه ثانیه کندتر هم رانندگی میکرد، موقعیت خود را از دست نمیداد.
لکلرک برای دومین مسابقه متوالی در تعیین خط مغلوب لوئیس همیلتون شد و برای دومین بار پیاپی نیز مسابقه را پشتسر همتیمیاش به پایان رساند. افزون بر این، او دوباره مرتکب اشتباهات فردی شد؛ همانطور که نیمچرخش او در پیچ پیش از «دیوار قهرمانان» را در مسابقه قبل به یاد داریم.
شارل دیگر شبیه رهبر بلامنازع فراری به نظر نمیرسد و شاید بزرگترین مشکل او نه ترمزها، بلکه همین مسئله باشد.

پرس، کادیلاک را ناامید کرد
کسانی که تصور میکردند کادیلاک ضعیفترین تیم فصل خواهد بود، اشتباه میکردند. در واقع این استون مارتین بود که عنوان بزرگترین ناامیدی را از آن خود کرد، هرچند کادیلاک نیز فاصله چندانی با آن نداشت. در موناکو، خودروهای کادیلاک از آستون مارتین سریعتر بودند و ماهیت پرحادثه مسابقه فرصتی طلایی برای کسب نخستین امتیازات فصل در اختیار تیم آمریکایی قرار داد اما سرجیو پرس این فرصت را از بین برد.
پرس دو بار در موقعیت اشتباه روی خط استارت قرار گرفت؛ یک بار پیش از شروع مسابقه و بار دیگر در شروع مجدد. شاید واکنش پدال گاز کادیلاک بیش از حد حساس بود اما والتری بوتاس توانست با این ویژگی کنار بیاید و خودروی خود را به درستی در محل تعیین شده متوقف کند. پرس که معمولاً از بوتاس سریعتر ظاهر میشود، این بار موفق به انجام چنین کاری نشد. شاید همین اشتباهات کوچک در پایان فصل، نقش تعیینکنندهای در جایگاه نهایی تیمها در جدول سازندگان داشته باشند.
چرا این همه جریمه؟
در طول مسابقه، تقریباً نیمی از رانندگان به دلیل عبور از حد مجاز سرعت در پیتلین جریمه شدند؛ آماری که به سختی میتوان نمونه مشابهی برای آن در تاریخ فرمول یک پیدا کرد. به نظر میرسد مشکل نه از رانندگان بود و نه از تنظیمات محدود کننده سرعت، بلکه بیشتر به سیستم اندازهگیری سرعت و نحوه طراحی ورودی پیتلین مربوط میشد.
تخلفهای ثبت شده بسیار ناچیز بودند؛ در برخی موارد سرعت خودروها تنها چند دهم کیلومتر بر ساعت بیشتر از حد مجاز بود. چنین اختلافی عملاً هیچ مزیت رقابتی ایجاد نمیکند. بنابراین منطقی است که نتیجه بگیریم سیستم اندازهگیری سرعت در این آخر هفته دچار نقص یا عدم دقت بوده است. و اگر چنین باشد، این نیز دلیل دیگری برای زیر سؤال بردن جایگاه موناکو در تقویم فرمول یک مدرن خواهد بود.

نه یک مسابقه؛ بلکه یک سیرک
نمیتوان انکار کرد که گرندپری موناکوی امسال مملو از صحنههای هیجانانگیز بود اما به جای آنکه شاهد یک فیلم اکشن باشیم، بیشتر با یک کمدی پرهرجومرج روبرو شدیم.
انبوه جریمههای سرعت، آسفالتی که در بخشهایی از پیست در حال فروپاشی بود و تاکتیکهای ویلیامز برای کند کردن عمدی جریان مسابقه؛ آیا این همان فرمول یکی است که میخواهیم تماشا کنیم؟!
اگر «آهستهتر رانندگی کردن» به یک تاکتیک سودآور تبدیل شود، یعنی در ساختار مسابقه مشکلی وجود دارد. اگر موناکو با تمام شکوه و ثروتش نتواند آسفالتی استاندارد برای پیست فراهم کند، یعنی برگزار کنندگان وظیفه خود را به درستی انجام ندادهاند و اگر تنها راه هیجانانگیز شدن مسابقه این باشد که لکلرک در شروع مجدد به شکلی غیرمنتظره تصادف کند، شاید اساساً فرمول یک به چنین مسابقهای نیازی نداشته باشد.
موناکو تنها پیستی بود که واحدهای قدرت جدید میتوانستند در آن عملکردی کاملاً متفاوت از خود نشان دهند اما نتیجه نهایی چیزی جز یک سیرک نبود.
انتهای پیام/