به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دانشگاه ادیان و مذاهب میزبان کرسی تخصصی «از نص تا مناسک؛ تحول فهم غدیر در دوره آل بویه» بود. در این نشست، حجتالاسلام والمسلمین احمد فلاحزاده، استاد دانشگاه ادیان و مذاهب، به عنوان ارائهدهنده به تبیین نقش آل بویه در هویتسازی سیاسی غدیر پرداخت و سعید طاووسی مسرور، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در مقام ناقد، این تحلیل را به چالش کشید.
فلاحزاده سخنان خود با مروری بر سرنوشت غدیر پس از وفات پیامبر(ص) آغاز کرد. به گفته وی، غدیر از یک «رخداد اسلامی» به رخدادی «مربوط به بنیهاشم» تبدیل شد و سپس در دوره خلافت حضرت علی(ع) مجدداً ماهیت اسلامی یافت. اما در دوره بنیامیه دوباره به روال قبل بازگشت و بنیعباس نیز با سوءاستفاده از بحث بنیهاشم بودن، خود را حقدار حکومت دانستند. در دوره ائمه(ع)، به ویژه امام هادی و عسکری(ع)، به دلیل تنشهای موجود، بحث غدیر کمتر مورد توجه بود. اما در دوره غیبت، این مسئله به «عنصر هویتساز شیعه» تبدیل شد.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب سپس بر نقش تعیینکننده آل بویه تأکید کرد و گفت: از سال 321 و به ویژه 324 قمری، غدیر به مناسک تبدیل شد و با تلاش کسانی چون کلینی و صدوق، با نگاهی حکومتی مطرح گردید. دولت آل بویه در بغداد تلاش کرد غدیر را به عنوان «حق حاکمیت شیعی» رواج دهد. در این دوران، حاکمیت و مرجعیت شیعه تحکیم یافت و شیخ طوسی به عنوان یک مرجع تمامعیار ظاهر شد. عصر طلایی تدوین حدیث توسط صدوق و شیخ طوسی، نصوص غدیر را به میدان و بازار محلههای شیعهنشین کشاند و علمایی چون شیخ مفید، سیدرضی و سیدمرتضی محوریت تولید نص را بر عهده گرفتند.
فلاحزاده در پایان با تأکید بر اینکه در دوره آل بویه غدیر به «حق حاکمیت سیاسی» تبدیل شد، ادعایی کرد که جای بحث داشت: «تا جایی که غدیر جمهوری اسلامی در مقایسه با دوره آل بویه کمرنگتر به نظر میرسد.» او پیشنهاد داد برای جهانی کردن غدیر، باید آن را در عرصه جهانی به عنوان یک «مناسک و آیین» معرفی کرد.
سعید طاووسی مسرور، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در مقام ناقد، با لحنی صریح به پیشفرضهای این تحلیل تاخت. او گفت: «روش تحلیل مذکور شباهت بسیاری به رویکرد خاورشناسان و متفکران غربی دارد. تقلیل دادن تولید ادبیات غدیر به نیازهای سیاسی دولت آل بویه، رویکردی نادیدهانگارنده است.» به باور وی، علمای برجستهای نظیر شیخ کلینی و صدوق، نصوص و روایات مرتبط با غدیر را بیان کرده و حتی به آن جنبه مناسکی بخشیدند، «فارغ از اینکه این امر پاسخی به نیازهای حکومتی بوده باشد یا خیر».
طاووسی مسرور با اشاره به نظریات «اتان کلبرگ» – خاورشناس معاصر – توضیح داد که برخی محققان غربی معتقدند آل بویه به دلیل تکاپو برای قدرت و همچنین چالشهای کمتر در مکتب تشیع دوازدهامامی (به دلیل غیبت امام و نبود نواب خاص)، به این مذهب روی آوردند. اما او این نوع قضاوت را «تاریخنگاری افراطی» دانست که جنبههای دیگر حقیقت را نادیده میگیرد.
طاووسی مسرور برای اثبات اینکه آل بویه «خالق» مناسک غدیر نبوده، بلکه از ظرفیتهای موجود استفاده کرده است، به شواهد تاریخی متعددی اشاره کرد. نخست، به آثار احمد خامهیار استناد کرد که نشان میدهد «آل اخشید در مصر، پیش از آل بویه، مراسم عاشورا را به صورت حکومتی و رسمی برگزار کرده و حتی بازارها را تعطیل میکردند.» سپس با این پرسش کلیدی مواجه شد: «آیا میتوان با این مدارک ادعا کرد که آل بویه خالق رسمیت غدیر و عاشورا بودهاند؟».
ناقد این نشست با رد دیدگاه اتان کلبرگ که روایات غدیر را ساختههای علی بن ابراهیم و کلینی میداند، تأکید کرد که «نگاه شیعیان به این نصوص متفاوت است.» او با تحلیل نحوه روایتگری در متونی همچون «مصباح»، به کاربرد تعبیر «روی» اشاره کرد که نشاندهنده نقل روایات از طریق مشایخ است؛ بنابراین نمیتوان ادعا کرد که علمای آن دوره این روایات را ساختهاند.
وی سپس به روایاتی از ابوهریره اشاره کرد که در آن، پیامبر(ص) روز غدیر را عید اعلام کرده و اصحاب در آن روز روزه میگرفتند. این امر نشان میدهد که غدیر یک مناسبت شناختهشده اسلامی بوده و نه صرفاً شیعی. برای اثبات این مدعا، طاووسی مسرور به دو شاهد تاریخی قوی استناد کرد: نخست، «اذعان ابوریحان بیرونی در دربار غزنویان» (که با آل بویه در تضاد بودند و علیه آنان جنایات بسیاری کردند) مبنی بر اینکه غدیر یک روز شناختهشده اسلامی بود. دوم، آغاز حکومت «المعز فاطمی» در روز عید غدیر.
طاووسی مسرور در نقد نهایی خود، پیشفرض ارائهدهنده مبنی بر «ایجاد غدیر توسط آل بویه» را مردود دانست و تبیین کرد که شیعیان در دوران خفقان، ناچار به کتمان بزرگداشتهای خود بودند و تنها در دوره آل بویه، به دلیل باز شدن فضای اجتماعی، مناسک خود را بهطور گسترده اجرا کردند.
وی در پایان با یک مثال استدلالی، خطر این رویکرد روششناختی را گوشزد کرد: «اگر رویکرد ارائهدهنده پذیرفته شود، باید به اشتباه گفت که صفویان باور به امامت را ایجاد کردهاند. در حالی که طبق دیدگاه امام خمینی(ره)، صفویان جایگاهی نداشتند که بخواهند چنین باور ریشهداری را ابداع کنند.» به عبارت دیگر، رسمیسازی یک مناسک در دورهای از تاریخ، هرگز به معنای «خلق» آن از هیچ نیست. غدیر، پیش از آنکه آل بویه یا هر دولت دیگری آن را بر فراز منبرها ببرد، در نصوص، در سنت پیامبر(ص) و ائمه(ع) و حتی در حافظه تاریخی اهل سنت (چنانکه روایت ابوهریره نشان میدهد) ریشه داشته است. آنچه آل بویه کردند، «استفاده از موجی» بود که پیش از آن شکل گرفته بود، نه «آفریدن موج» از صفر. و این، تفاوتی بنیادین در تاریخنگاری مناسک شیعی است.
انتهای پیام/