به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، نشست علمی «نسبت عرفان و عقلانیت مدرن با رویکرد تمدنی انقلاب اسلامی» از سلسله نشستهای پیشهمایش «امتداد اجتماعی عرفان در ساحت تمدنی و نسبت آن با جمهوری اسلامی؛ چالشها و فرصتها» برگزار شد. در این کرسی علمی که با هدف واکاوی جایگاه عرفان در حکمرانی دینی و تمدنسازی اسلامی تشکیل شد، جمعی از صاحبنظران و اساتید برجسته حوزه و دانشگاه به ارائه دیدگاههای خود پرداختند.
در ابتدای این نشست، حجتالاسلام محمدحسین علیجانزاده روشن، دبیر علمی جلسه، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی، به تبیین ضرورت برگزاری این سلسله نشستها پرداخت. وی با اشاره به اهمیت نقش عرفان در ساحت تمدنی، هدف این گفتوگوهای علمی را بررسی چالشها و فرصتهای پیشروی حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران از منظر معنویت و عرفان اصیل اسلامی عنوان کرد.
بخش نخست نشست به طرح پرسشهای بنیادین در حوزه نسبت میان عقل و شهود اختصاص یافت. دبیر نشست با طرح این مسأله که آیا عرفان اسلامی برآمده از یک دستگاه عقلانی منسجم است یا خیر، بر لزوم تفکیک میان «عرفان ناب» و «عرفانهای عزلتگزین» تأکید کرد. وی منقحسازی مبانی عرفان اسلامی در مواجهه با عقلانیت مدرن را از اولویتهای این پژوهش تمدنی دانست و بر بررسی امکان امتداد عرفان در ساحت اجتماعی و حکمرانی تأکید کرد.
در ادامه، دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی، استاد برجسته عرفان اسلامی و عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین(ع)، به تشریح دیدگاههای خود درباره نسبت عرفان با عقلانیت و رویکرد تمدنی انقلاب اسلامی پرداخت.
وی با تأکید بر اصالت آفرینش و جایگاه حقیقت محمدیه سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: اصل آفرینش یک فکرت است؛ جمله عالم صورتند و او حقیقت. این عالم به این پیچیدگی و عظمت، صورتی از «اول ما خلق الله» است؛ لذا نمیتوان حقیقت محمدیه را از وحدانیت الهی جدا دانست.
تلازم عقل و عشق؛ از حقیقت محمدیه تا عقل وحیانی
منصوری لاریجانی با استناد به روایات، «عقل» را رسول حق معرفی کرد و گفت: وقتی خداوند عقل را آفرید، به عزت و جلالش قسم یاد کرد که موجودی محبوبتر از آن نیافریده است. این نشان میدهد که در ذات عقل اصیل، عشق نهفته است.
وی با نقد تقابلانگاری میان عقل و دل، نسبت دادن مفاهیمی چون عشق در برابر عقل یا عرفان گوشهگیرانه را خارج از دایره آثار عرفای اصیل دانست و بر یگانگی این دو ساحت در متون کهن تأکید کرد.
عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین(ع)، با اشاره به کتاب «تطور عرفان اسلامی بر اساس متون»، به بررسی متون کهنی همچون «قوتالقلوب» ابوطالب مکی پرداخت و بیان کرد که نمیتوان تنها با تکیه بر ظواهر، به درک عمیق عرفان دست یافت؛ چرا که عرفان اصیل، ابعاد گسترده و عقلانی را در بر میگیرد.
سیر تطور عرفان اسلامی و تجلی پیوند برهان، عرفان و قرآن
این استاد عرفان اسلامی به دوران تکامل عرفان در قرن چهارم و سپس ظهور اندیشههای محیالدین ابنعربی اشاره کرد و گفت: کتاب فتوحات مکیه، با وجود پیوند با عرفان نظری، حاوی مباحث دقیق عقلانی است که پیوند میان برهان و عرفان را مستحکم کرده است.
وی همچنین به آثار شارحان شیعی ابنعربی همچون سید حیدر آملی اشاره کرد و افزود: این آثار بر همنشینی کشف، نقل و عقل بهعنوان سه رکن اساسی رسیدن به حقیقت تأکید دارند.
به گفته دکتر منصوری لاریجانی، جانمایه این مباحث قرآن کریم است که همواره بر تلازم «تفکر» و «ذکر» تأکید دارد. وی مفهوم «اولوا الالباب» را کلید فهم این نسبت دانست و توضیح داد که آنان کسانیاند که عقل و عشق را توأمان در خود جمع کردهاند.
وی با اشاره به نقش طهارت باطنی در تقویت قوه عاقله گفت: انسان با عباداتی همچون نماز و کسب طهارت، قدرت تفکر عمیقتری پیدا میکند. همچنین تفاوت فلسفه و عرفان را در زبان بیان آنها دانست و تصریح کرد که حکیم با زبان استدلال و عارف با ساحت شهود سخن میگوید.
عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین(ع) در ادامه، با تجلیل از مقام صدر المتألهین بیان کرد: اگر افکار و اندیشههای ملاصدرا بهدرستی به جهان معرفی شود، بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی مرتفع خواهد شد؛ چرا که حکمت متعالیه ظرفیت بالایی برای حاکمیت اخلاق دارد.
عرفان سیاسی امام خمینی(ره)؛ مانیفست تمدنسازی و حکمرانی توحیدی
وی در بخش دیگری از سخنانش به مفهوم «حریم عشق» پرداخت و آن را مرحلهای والاتر از درک متعارف دانست که نیازمند گذشتن از خود و «جان در آستین داشتن» برای درک حقایق هستی است.
منصوری لاریجانی با اشاره به مباحث کتاب «حکمت علوی»، به پیوند اندیشههای امام راحل(ره) با انقلاب اسلامی پرداخت و گفت: مانیفست انقلاب ما اندیشههای امام بود؛ ایشان جامع علومی همچون کلام، اخلاق، فلسفه و عرفان بودند.
وی تصریح کرد: امام خمینی(ره) حدود و گستره علوم را در آثار خود تبیین کردهاند؛ آثاری که همزمان دربرگیرنده عرفان، فلسفه، سیاست و اخلاق است و حتی دقیقترین مسائل روابط اجتماعی را بر اساس مبانی حکمی شامل میشود.
وحدت کلمه؛ زبان مشترک فطرت و بازگشت به حقیقت هستی
این استاد برجسته عرفان اسلامی با اشاره به تأکیدات مکرر امام خمینی(ره) بر «وحدت کلمه»، این مفهوم را فراتر از انسجام سیاسی دانست و آن را به معنای وحدت در اندیشه و شهود حقایق توحیدی تفسیر کرد که باید در تمام ارکان جامعه متجلی شود.
در پایان، منصوری لاریجانی «بسمالله الرحمن الرحیم» را عصاره تمام حقایق هستی و نقطه آغاز و پایان معرفت دانست و تأکید کرد که فهم عمیق این حقیقت، بهشت را در همین دنیا و در قلب انسان متجلی میسازد.
در بخش دوم این نشست که در مؤسسه حکمت علوی برگزار شد، حجتالاسلام والمسلمین سیدعباس موسوی مطلق، استاد حوزه و دانشگاه، با تسلیت شهادت «امام شهید»، به تبیین نسبت میان عرفان و ساحتهای اجتماعی پرداخت.
وی با اشاره به هدف آفرینش که «خداشناسی» است، بیان کرد: سابقه حکومت دینی به درازای عمر بشر است؛ چرا که نخستین انسان یعنی حضرت آدم(ع)، هم خلیفه الهی و هم حاکم بوده و دین و حکومت از بدو خلقت با فطرت بشر گره خوردهاند.
از عقلانیت فطری تا حکومت انبیا؛ بازخوانی مفهوم جاهلیت
وی ضمن کالبدشکافی مفهوم «جاهلیت» با تأکید براینکه در تاریخ بشریت، جاهلیت نه به معنای فقدان علم، بلکه به معنای تعطیلی عقل بوده است، خاطرنشان کرد: اعراب دوران جاهلیت با وجود برخورداری از دانش ادبی، به دلیل فاصله گرفتن از عقلانیت توحیدی دچار انحراف شدند.
این استاد حوزه با رد هرگونه دوگانگی میان عقل و عشق اظهار داشت: این دو در حقیقت یک واقعیت واحد را بیان میکنند. اگر در روایات عقل به عنوان «اول ما خلق الله» معرفی شده، در سوی دیگر عبودیت بهعنوان جوهر ربوبیت مطرح شده است که نشان میدهد عقل حقیقی در نهایت به وصال با حقیقت منتهی میشود.
یگانگی عقل و عشق؛ عرفان به مثابه موتور محرک تمدنسازی
وی با استناد به حدیث امام موسیبنجعفر(ع) درباره دو حجت الهی گفت: خداوند دو حجت دارد؛ حجت ظاهری که انبیا هستند و حجت باطنی که همان عقل است.
حجتالاسلام موسویمطلق افزود: «جاهلیت دوم» در عصر حاضر نیز ناشی از فاصله گرفتن جوامع از این عقلانیت متصل به وحی است.
وی در ادامه، با اشاره به مفهوم «امتداد اجتماعی عرفان» تصریح کرد: عرفان نباید در ساحت فردی محدود بماند، بلکه باید در متن جامعه حضور یابد. وی افزود: تمدنسازی پیش از آنکه یک پروژه بیرونی باشد، نیازمند تحول درونی انسانهاست.
استاد حوزه و دانشگاه همچنین تأکید کرد که اگر تحول اجتماعی از درون انسانها آغاز شود، عرفان اصیل اسلامی بهعنوان دانش تحول قلب، مهمترین پشتوانه برای پیشبرد اهداف تمدنی خواهد بود و بدون این پشتوانه، ساختارها در عمل کارآمد نخواهند بود.
هویتسازی اخلاقی؛ عبور از عرفان تشریفاتی به سوی تمدن توحیدی
وی با استناد به بیانات رهبر معظم انقلاب، هویت واقعی یک ملت را در ساحت اخلاق آن دانست و اظهار داشت: شاکله اخلاقی، سازه اصلی اجتماع است.
حجتالاسلام موسویمطلق همچنین با انتقاد از نگاه تشریفاتی به عرفان، بر ضرورت حضور آن در متن تصمیمگیریها تأکید کرد.
وی با طرح پرسشی درباره جایگاه مبانی عرفانی در سیاست خارجی، به مفاهیمی چون عزت، نصرت الهی و توکل بهعنوان عناصر برخاسته از عرفان اشاره کرد که باید در مدیریت کلان تجلی یابند.
این استاد برجسته حوزه در پایان، تنه اصلی تمدن را «اخلاق عرفانبنیان» توصیف کرد و گفت: عدالت اجتماعی، اقتصاد سالم و فرهنگ متعالی، شاخههایی هستند که بر این بنیان رشد میکنند. وی هشدار داد که تمدن نوین اسلامی بدون بازخوانی عرفان در منطق اخلاق اجتماعی، به بازتولید الگوهای غیرتوحیدی خواهد انجامید.
مباحث مطرحشده در این نشست علمی نشان داد که نسبت میان عرفان و عقلانیت مدرن، نه یک تقابل بنیادین، بلکه عرصهای برای بازتعریف و تکامل در چارچوب اندیشه اسلامی است. تأکید سخنرانان بر پیوند وثیق عقل، عشق و وحی، ضرورت بازخوانی عرفان بهعنوان یک ظرفیت راهبردی در مسیر تمدنسازی انقلاب اسلامی را برجسته ساخت. بر این اساس، امتداد اجتماعی عرفان و حضور آن در ساحتهای حکمرانی، اخلاق و زیست جمعی، میتواند بهعنوان یکی از ارکان اساسی تحقق تمدن نوین اسلامی مورد توجه جدی قرار گیرد.
انتهای پیام/