به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، طاها رمضانی، کارشناس و پژوهشگر اقتصاد مقاومتی، در گفتوگو با تسنیم با اشاره به پیوند میان «اقتصاد»، «استقلال» و «رشد انسان» اظهار کرد: در منطق انقلاب اسلامی و قانون اساسی، مسئله اصلی اقتصاد بهمعنای صرفِ رشد اقتصادی نیست، بلکه استقلال اقتصادی برای تحقق رشد انسان است. به باور او، این تفاوت بنیادین سبب شده است که تلقی رایج در برخی محافل دانشگاهی و کارشناسی، با مبانی انقلاب اسلامی فاصله داشته باشد.
وی با بیان اینکه در دانشگاهها عمدتاً «رشد اقتصادی» تدریس میشود، نه «استقلال اقتصادی»، افزود: در این فضا، هرجا سخن از استقلال اقتصادی مطرح میشود، بلافاصله با واژههایی مانند «جهانیسازی»، «تعامل» و عبارات مثبتنمایانهای مواجه میشویم که در عمل، نوعی پذیرش سلطه را در قالبی خوشواژه عرضه میکنند. رمضانی تأکید کرد که این مسئله پنهان نیست و کاملاً آشکار است؛ بهویژه در سازوکارهای آموزشی و استخدامی که براساس همان آموزشهای غیر بومی شکل گرفتهاند.
این پژوهشگر ادامه داد: بسیاری از افرادی که در وزارتخانهها و نهادهای مرتبط مشغول به کار میشوند، بر اساس رشتهای که خواندهاند وارد این مسیر شدهاند؛ اما همان چیزی را که آموختهاند، در خدمت مبانی انقلاب اسلامی قرار ندادهاند. او گفت: آنچه در این آموزشها غلبه دارد، تسهیلگری برای نظم اقتصادی مسلط است، نه تولید دانش اقتصادی متناسب با نیازهای کشور. به گفته رمضانی، حتی امکان نگاه انتقادی نسبت به این محتواها در دانشگاهها وجود داشته، اما به دلایل مختلف از جمله فضای رسانهای و گفتمانی، این نقدها مجال بروز پیدا نکردهاند.
وی با اشاره به فضای رسانهای حاکم بر اقتصاد ایران تصریح کرد: اگر کسی از قوتها، دستاوردها و موفقیتهای اقتصاد ایران سخن بگوید، بهجای آنکه جدی گرفته شود، غالباً با برچسبهایی مانند «بیاطلاع از واقعیت»، «درسنخوانده» یا «ناآشنا با اقتصاد» مواجه میشود. در مقابل، سخن گفتن از مشکلات اقتصادی ایران به یک رویه پذیرفتهشده تبدیل شده است. رمضانی این وضعیت را حاصل فضایی دانست که اجازه نداده است نگاه تازهای به اقتصاد ایران در این 47 یا 48 سال اخیر شکل بگیرد و کارنامه مثبت انقلاب در حوزه اقتصاد نیز دیده شود.
او افزود: همین فضا سبب شده برخی جریانهای غربگرا با اطمینان ادعا کنند که مشکلات اقتصادی کشور ناشی از خودِ انقلاب اسلامی است. به گفته او، بخشی از این وضعیت به دانشگاه و بخشی دیگر به رسانه بازمیگردد؛ چراکه نه در دانشگاه بازنگری لازم در مبانی صورت گرفته و نه رسانه توانسته است این فضای یکسویه را بشکند.
نیاز به انقلاب علمی
رمضانی با اشاره به سخن رهبر انقلاب درباره ماهیت برخی علوم انسانی در دانشگاهها گفت: ایشان تصریح کردهاند که برخی از این علوم مفید نیستند، بلکه مضرند. به گفته او، ما در آغاز انقلاب فرهنگی، دانشگاه را تعطیل کردیم چون به محملی برای فعالیت ضدانقلابی تبدیل شده بود؛ اما امروز نیز نیازمند نوعی «انقلاب علمی» هستیم تا علوم انسانی را متناسب با نیازهای ایران بازتعریف کنیم.
وی توضیح داد: نیاز ایران، رشد انسان است و برای رشد انسان، استقلال اقتصادی لازم است، نه صرفاً رشد اقتصادی. به اعتقاد او، چون ایران میخواهد آزاد باشد، به مقاومت نیاز دارد و چون جناح سلطه اجازه این آزادی را نمیدهد، ناچار باید به منطق مقاومت متوسل شد. او تأکید کرد که در برخی متون دانشگاهی حتی واژه مقاومت نیز بهحاشیه رانده میشود و در نهایت بهجای آن از «تابآوری» سخن گفته میشود؛ در حالی که روح اصلی مسئله، مقاومت است.
این پژوهشگر ادامه داد: دانشگاه و رسانه در این زمینه عملاً دست به دست هم دادهاند تا آنچه برای سیاستگذاری اقتصادی کشور لازم است، به دست ما نرسد. با این حال، به باور او هیچ پنهانکاری پیچیدهای در کار نیست و مسئله کاملاً روشن است؛ یعنی معلوم است که چرا این ادبیات در کشور جا نیفتاده و چرا بسیاری از نهادهای رسمی نیز با آن بیگانهاند.
تولید علم بومی
در بخش دیگری از گفتوگو، رمضانی در پاسخ به پرسشی درباره میزان تولید علم بومی برای عبور از مدلهای غربی گفت: بررسی دستاوردهای انقلاب اسلامی خود میتواند منبع تولید دانش باشد. او توضیح داد: همانطور که در غرب نیز دانش از آسمان نازل نشده، بلکه تجربهها و موفقیتهای خود را مدون کرده و به درس و درسنامه تبدیل کردهاند، ما هم باید موفقیتهای خود را در حوزه اقتصاد، سیاستگذاری و حکمرانی استخراج و نظاممند کنیم.
وی تأکید کرد: منابع دینی ما سرشار از آموزههای عمیقتر و دقیقتری نسبت به منابع غربی است. او با اشاره به دقت فقهی در بررسی یک حدیث یا روایت گفت: در سنت علمی ما، دهها متخصص علم رجال و درایه یک روایت را از نظر سند، راوی، شرایط صدور و اعتبار بررسی میکنند؛ دقتی که در بسیاری از علوم غربی به این شکل وجود ندارد. از اینرو، به باور رمضانی، علمی که در حوزههای علمیه و متون دینی وجود دارد، از حیث تعهد به صحت و دقت، بسیار قوی است.
او گفت: مهمترین سند اقتصادی کشور، قانون اساسی است؛ سندی که حاصل تجربه تاریخی ملت ایران و نه صرفاً آرمانگرایی انتزاعی است. به گفته او، ملت ایران غرب و شرق را آزموده و سپس با شعار «نه شرقی، نه غربی» قانون اساسی را تدوین کرده است. او افزود: ملت ایران، هم سلطه غرب و هم سلطه شرق را چشیده و پس از عبور از آن تجربهها، به این نتیجه رسیده است که باید مسیر مستقل خود را انتخاب کند. از اینرو، اصول 43 و 44 قانون اساسی، بهزعم او، قاموس سیاستگذاری و برنامهریزی اقتصادی بومی کشور بهشمار میآیند.
رمضانی ادامه داد: پس از قانون اساسی، انتظار میرفت مباحثی مانند اقتصاد اسلامی به قاعده اصلی اداره اقتصاد کشور تبدیل شوند، اما این اتفاق به دلایل مختلف رخ نداد. او با اشاره به نقش رهبر شهید انقلاب در یک و نیم دهه اخیر گفت: ایشان سالها مباحث قانون اساسی، اقتصاد اسلامی و اندیشههای شهید صدر، شهید مطهری، حضرت امام و دیگر علمای اقتصاد را تبیین کردند و آن را در قالب «اقتصاد مقاومتی» به جامعه ارائه دادند.
وی خاطرنشان کرد: اقتصاد مقاومتی میراث دانش اقتصادی انقلاب و اسلام است و در مقدمه آن نیز تصریح شده که هدف، ارائه الگویی الهامبخش از نظام اقتصادی اسلام است. از این منظر، به باور رمضانی، ما دانش لازم را داریم، اما این دانش ترویج نشده، به متن آموزش و پژوهش وارد نشده و بهصورت نظاممند در فضای علمی کشور جریان نیافته است.
دانش جاری نشده
وی با تشبیه دانش به آب گفت: دانش باید جاری شود تا دیگران بتوانند از آن استفاده کنند، اما آنچه امروز در دانشگاهها جریان دارد، گاهی بهجای آب، سم است؛ و این سم، به اهداف انقلاب اسلامی آسیب میزند. او با صراحت از نیاز به «شورای عالی انقلاب علمی» سخن گفت و افزود: همانطور که شورای عالی انقلاب فرهنگی برای ساماندهی فرهنگ در دانشگاهها شکل گرفت، امروز نیز به نهادی مشابه برای تحول در علوم نیاز داریم.
رمضانی تأکید کرد: این انقلاب علمی بهویژه در علوم انسانی ضروری است، اما حتی در علوم فنی و مهندسی نیز میتواند آثار خود را نشان دهد. او با اشاره به دستاوردهای جمهوری اسلامی در عرصه دفاعی گفت: کشوری که سالها تحت تحریم بوده، چگونه توانسته به این سطح از دانش و توانمندی برسد؟ پاسخ روشن است: اتکا به ظرفیتهای بومی و تجربهمحور.
وی افزود: در سالهای اخیر اسناد و برنامههای متعددی در حوزه اقتصاد مقاومتی تولید شده و تقریباً هیچ دستگاهی را نمیتوان یافت که در این زمینه سندی نداشته باشد. با این حال، مسئله اصلی در مرحله اجرا رخ میدهد؛ جایی که کارشناسانی که بر پایه آموزشهای غیر بومی تربیت شدهاند، میگویند ما سواد اجرای این برنامهها را نداریم، چون چیز دیگری خواندهایم. به گفته او، این مسئله قابل درک است، اما بهانهای برای توقف تحول نیست.
او تصریح کرد: وقتی از کارشناس بپرسیم اقتصاد مردمی یا درونزایی چیست، بسیاری از آنان آن را با ادبیات رایج دانشگاهی توضیح نمیدهند، بلکه اساساً آن مفاهیم را خارج از منطق اقتصاد مرسوم میدانند. در حالی که از منظر او، درست همان مفاهیم باید مبنای کار قرار گیرد. رمضانی افزود: حتی در موضوع حضور زنان در اقتصاد نیز، نگاه رایج دانشگاهی با نگاه انقلاب اسلامی تفاوت دارد. او گفت: در ایران میلیونها زن خانهدار وجود دارند که در تربیت سرمایه انسانی نقش دارند، اما در برخی شاخصها بهعنوان جمعیت غیرفعال اقتصادی معرفی میشوند، در حالی که از نگاه او، این یک خطای مفهومی است.

ظرفیت تعاون
رمضانی در ادامه گفت: قانون اساسی در اصل 43 بر کار و تولید و در اصل 44 بر توزیع مالکیت و سهگانه بودن بخشهای اقتصادی تأکید دارد. به گفته او، بخش خصوصی، دولتی و تعاونی هر سه در قانون اساسی پیشبینی شدهاند و حتی بخش خصوصی نیز در نسبت با بخش تعاونی و دولتی تعریف شده است. با این حال، در عمل بیشتر بر خصوصیسازی تأکید میشود و بخش تعاون تقریباً نادیده گرفته شده است.
وی با انتقاد از این رویکرد گفت: چرا در کنار سازمان خصوصیسازی، سازمان تعاونیسازی نداریم؟ چرا هیچگاه تعاونی بهعنوان یک الگوی موفق جدی گرفته نشده است؟ او افزود: در سیاستهای کلی اصل 44، نیمی از ظرفیتها مربوط به تعاون است، اما در گفتمان رسانهای و کارشناسی، کمتر کسی از این بخش سخن میگوید ب. ه باور او، این غفلت، بخشی از همان بیتوجهی به اقتصاد بومی و مردمی است.
رمضانی توضیح داد: خصوصیسازی بهخودیخود نفی نمیشود، اما بخش خصوصی باید واقعاً «خصوصیت» داشته باشد؛ یعنی دانش، مدیریت و توان اداره را در اختیار داشته باشد. او گفت: تصور اینکه هرکس سودمحورتر است، الزاماً مدیریت بهتری دارد، خطای محاسباتی است. چهبسا سودمحوری، افراد را به سمت فعالیتهای غیرمولد سوق دهد. از این رو، تعاونی میتواند هم مردم را شریک کند و هم سرمایه اجتماعی ایجاد کند
دولت ناظر
وی درباره نقش دولت نیز اظهار کرد: دولت نباید لزوماً کوچک شود، بلکه باید تصدیگریاش کاهش یابد تا بتواند نقش نظارتی خود را تقویت کند. رمضانی توضیح داد: دولت در کشوری به بزرگی ایران، نمیتواند با الگوهای دولتهای کوچک اروپایی سنجیده شود. او تأکید کرد که دولت باید از تصدیگری خارج شود تا بتواند منابع را در اختیار مردم قرار دهد و بر روند تولید نظارت کند.
به گفته او، دولت باید منبع را در اختیار مردم بگذارد، اما به شرط تولید. اگر تولید رخ نداد، دولت باید آن منبع را پس بگیرد و به فرد یا مجموعهای بسپارد که توان تولید دارد. رمضانی افزود: هرچه دولت از تصدیگری فاصله بگیرد، فرصت بیشتری برای نظارت خواهد داشت. او تصریح کرد که قدرت واقعی دولت در نظارت است، نه در تملک فیزیکی منابع.
وی در ادامه گفت: در بسیاری از موارد، دولت برای ساختوساز، هزینههای عمرانی و توسعه فیزیکی بودجه دارد، اما برای نظارت بودجه کافی ندارد. این در حالی است که نظارت، به دانش بهروز و نیروی انسانی متخصص نیاز دارد. او افزود: نظارت مؤثر یعنی دولت باید از متخلف جلوتر باشد و برای این کار، بهجای سرمایهگذاری صرف بر منابع فیزیکی، باید در پایگاه داده، فناوری اطلاعات و دانش نظارتی سرمایهگذاری کند.
رمضانی تأکید کرد: اگر مسئله نظارت باشد، دولت باید بیشتر به سمت داده، فناوری و دانش برود تا به سمت ساختمان، زمین و داراییهای ثابت. او گفت: با تقویت قدرت نظارتی، دولت میتواند منابع را با اطمینان بیشتری در اختیار عموم مردم قرار دهد و تولید را بهدست خود مردم بسپارد.


دولت پیشران
رمضانی درباره ضرورت بازتعریف نقش دولت از «ناظر» به «پیشران» در اقتصاد جنگی گفت: حتی در کشورهایی با اقتصاد سرمایهداری نیز در شرایط جنگی، دولتها به سمت مدیریت متمرکز و هدایت منابع رفتهاند، اما در کشور ما مسئله فراتر از این قیاسهاست. او توضیح داد: جنگ جهانی دوم، محصول نوعی نظم اقتصادی و انتقال قدرت بود؛ اما جنگ امروز ایران با آمریکا، جنگی تمدنی و وجودی است. بنابراین، نسخههای متعارف جنگیِ جهان سرمایهداری، لزوماً برای ما قابل نسخهبرداری نیست.
وی افزود: ما باید ببینیم چه سیاستهای اقتصادی تمدنی برای ایران لازم است؛ سیاستهایی که در چارچوب اقتصاد مقاومتی معنا پیدا میکنند: مردمی، مولد، درونزا، برونگرا و دانشبنیان. به گفته او، در این مدل، دولت و مردم از هم جدا نیستند و مشارکت عمومی در اقتصاد، اصل اساسی است.
رمضانی در پایان تأکید کرد: اقتصاد مقاومتی را نباید صرفاً متعلق به «شرایط جنگ» دانست؛ بلکه این اقتصاد، نسخهای برای گذشته، حال و آینده است. او گفت: انقلاب اسلامی از سالها پیش وارد جنگ تمامعیار اقتصادی شده و رهبر انقلاب نیز از سال 1392 این واقعیت را صریحاً بیان کردهاند. از نگاه او، در شرایطی که دشمن در پی سلطه اقتصادی است، ضرورت پیادهسازی اقتصاد مقاومتی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
انتهای پیام/