به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمان، باد آرام شبانه در میان نخلهای میدان تعزیهخوانی مسجد مقدس حضرت جوادالائمه(ع) دهزیار جریان داشت و عطر اسپند و کندر، فضای مجلس را آکنده از معنویت کرده بود. صدای طبل و شیپور در تاریکی شب میپیچید و شبیهخوانان، بار دیگر پردهای از تاریخ عاشورا را پیش روی هزاران چشم مشتاق به تصویر میکشیدند.
در چهارمین شب از سیزدهمین سوگواره ملی تعزیه دهزیار، مجلس تعزیه شهادت وهب نصرانی توسط هیئت تعزیهخوانی یزد اجرا شد؛ مجلسی تأثیرگذار و جانسوز که با استقبال گسترده مردم همراه بود و یکی از زیباترین روایتهای عاشورا را به نمایش گذاشت؛ روایت جوانی که حقیقت را شناخت، دل به آن سپرد و برای دفاع از آن از جان خود گذشت.
در میان شهدای ماندگار کربلا، نام وهب بن عبدالله کلبی جایگاهی متفاوت دارد. او نه از خاندان بنیهاشم بود و نه سالها در مکتب اسلام پرورش یافته بود. وهب جوانی مسیحی بود که همراه مادر و همسرش در مسیر حرکت کاروان امام حسین(ع) قرار گرفت. اما آنچه او را در تاریخ جاودانه کرد، نه پیشینه خانوادگی و قومی او، بلکه انتخاب آگاهانه و شجاعانهای بود که در کوتاهترین زمان ممکن انجام داد.
تعزیهخوانان یزدی در این مجلس، به زیبایی مسیر تحول روحی وهب را به تصویر کشیدند؛ جوانی که با شنیدن سخنان امام حسین(ع)، حقیقت را دریافت و دریافتن حقیقت را به تأخیر نینداخت. او پس از شناخت راه حق، همه تعلقات دنیوی را کنار گذاشت و به کاروان امام پیوست.
این بخش از روایت عاشورا، یکی از مهمترین پیامهای خود را به انسان امروز منتقل میکند؛ اینکه حقیقت، انحصاری نیست و راه هدایت به روی همه انسانها باز است. آنچه سرنوشت انسان را رقم میزند، نه گذشته او، بلکه انتخابی است که پس از شناخت حقیقت انجام میدهد.
وهب نصرانی در عاشورا نشان داد که گاهی یک انتخاب درست، میتواند انسان را از گمنامی به جاودانگی برساند. او فرصت را از دست نداد، تردید نکرد و هنگامی که حق را شناخت، در کنار آن ایستاد؛ حتی اگر بهای آن جانش باشد.
صبح عاشورا، وهب با شجاعتی مثالزدنی راهی میدان نبرد شد و پس از نبردی دلاورانه، به شهادت رسید. اما آنچه داستان او را ماندگارتر میکند، تنها شهادتش نیست؛ بلکه خانوادهای است که در کنار او ایستادند و درس دیگری از عاشورا را به تاریخ آموختند.
مادری که فرزندش را به سوی حقیقت فرستاد
در میان صحنههای تأثیرگذار این مجلس، نقش مادر وهب بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفت؛ بانویی که نه تنها فرزندش را از حضور در میدان بازنداشت، بلکه او را به دفاع از امام حسین(ع) تشویق کرد.
مادر وهب یکی از درخشانترین چهرههای عاشوراست. او نشان داد که ایمان حقیقی تنها در شعار خلاصه نمیشود، بلکه در لحظه آزمون معنا پیدا میکند. هنگامی که فرزندش برای دفاع از امام زمان خود راهی میدان شد، او نه از سر دلبستگیهای دنیوی، بلکه با بصیرت و ایمان، رضایت خود را در رضایت خداوند جستجو کرد.
اوج این ایمان در آن لحظه تاریخی آشکار شد که دشمن سر بریده وهب را به سوی خیمهها پرتاب کرد. مادرش سر فرزند را برداشت و دوباره به سوی دشمن افکند و جملهای گفت که قرنهاست در تاریخ طنینانداز است: «ما چیزی را که در راه خدا دادهایم، باز پس نمیگیریم.»
این جمله تنها یک واکنش احساسی نبود؛ بلکه تجلی بلندترین مرتبه ایمان و یقین بود. ایمانی که انسان را از وابستگیهای دنیوی رها میکند و او را در مسیر رضای الهی استوار نگه میدارد.
درسهای امروز از روایت وهب نصرانی
شاید مهمترین پیام تعزیه شهادت وهب نصرانی برای جامعه امروز، اهمیت «بصیرت» و «انتخاب آگاهانه» باشد.
تاریخ عاشورا مملو از کسانی است که سالها در جامعه اسلامی زندگی کردند اما حق را نشناختند یا پس از شناخت، از یاری آن سر باز زدند. در مقابل، وهب تنها در مدت کوتاهی حقیقت را شناخت و به یکی از درخشانترین شهدای کربلا تبدیل شد.
این روایت به ما یادآوری میکند که فاصله میان هدایت و گمراهی، گاهی تنها یک تصمیم است؛ تصمیمی که انسان در لحظه شناخت حقیقت میگیرد.
وهب نصرانی همچنین نشان میدهد که راه امام حسین(ع) محدود به جغرافیا، قومیت، نژاد و پیشینه نیست. مکتب عاشورا، مکتب همه آزادگان جهان است؛ مکتبی که هر انسان آزادهای، فارغ از خاستگاه خود، میتواند در آن جایگاهی پیدا کند.
دهزیار؛ روایتگر پیامهای ماندگار عاشورا
سیزدهمین سوگواره ملی تعزیه دهزیار این روزها تنها محل اجرای مجالس تعزیه نیست؛ بلکه به دانشگاهی بزرگ برای بازخوانی مفاهیم عاشورا تبدیل شده است. هر شب، یکی از جلوههای ایمان، وفاداری، بصیرت و ایثار در برابر چشمان مردم روایت میشود و مخاطبان را به تأمل در جایگاه خود در برابر حق و حقیقت دعوت میکند.
اگر در شب شهادت حضرت مسلم(ع)، درس وفاداری و پرهیز از بیبصیرتی مردم کوفه مطرح شد و در شب طفلان مسلم(ع)، قساوت و دنیاطلبی دشمنان به تصویر کشیده شد، در شب وهب نصرانی این حقیقت یادآوری شد که برای پیوستن به جبهه حق هیچگاه دیر نیست؛ به شرط آنکه انسان حقیقت را بشناسد و پس از شناخت، شجاعت ایستادن در کنار آن را داشته باشد.
مجلس تعزیه شهادت وهب نصرانی در چهارمین شب سوگواره ملی تعزیه دهزیار، تنها روایت شهادت یک جوان تازهمسلمان نبود؛ بلکه بازخوانی داستان انسانی بود که حقیقت را شناخت و بهای آن را با جان خود پرداخت.
وهب و مادرش به تاریخ آموختند که ارزش انسان به پیشینه او نیست، بلکه به انتخاب اوست. آنان نشان دادند که ایمان واقعی در لحظههای سخت آشکار میشود و راه حق، راهی است که باید با بصیرت، آگاهی و استقامت پیمود.
شاید مهمترین پیام این شب برای همه حاضران این بود که در هر عصر و زمانهای، انسانها در برابر انتخابی بزرگ قرار دارند؛ انتخاب میان حقیقت و منفعت، میان سکوت و مسئولیت، میان ماندن و ایستادن. و تاریخ، همواره کسانی را جاودانه میکند که مانند وهب، پس از شناخت حقیقت، در کنار آن میایستند.
انتهای پیام/511/