به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، چون هلالِ عید، سر از افقِ جان برکشید، و بانگِ «الله اکبر» از مؤذنانِ عشق در کائنات پیچید، عیدِ سعید قربان، عیدِ رهایی از خود و پیوستن به معبود، فرا میرسد.
این آیینِ کهن که ریشه در ابراهیمِ خلیل دارد، از مرزهایِ مناسکِ صرف درگذشته و چون رودخانهای زلال، به دریایِ سیاست و اجتماع جاری شده است.
آنگاه که حضرت ابراهیم، در برابرِ امرِ الهی، از بتانِ اجداد و سنتهایِ جامعهٔ جاهلی برید و چون «حنیفی» یگانه، سر بر آستانِ توحید سُود، مگر نه آنکه پایهگذارِ یک «هویتِ سیاسیِ» نو در پهنهٔ دین شد و آنگاه که اسماعیل را به قربانگاهِ عشق برد، این نه فقط اطاعتِ از امرِ خدا، که الگویی برایِ «ولایت» و «حاکمیتِ حق» شد.
اما ابراهیم، جز بندهٔ مطیعِ محض نبود؛ از آن آزمونِ سخت، چونانِ زرِ ناب بیرون آمد و آموخت که اطاعتِ حقیقی، نه کور، که همراه با بصیرت و عقلانیتی است که از مشیتِ الهی سرچشمه میگیرد و همین بصیرت او را در برابرِ هر امرِ ناصوابی، چونانِ کوهی استوار میساخت.
امروز، چونانِ حجِ ابراهیمی، اجتماعِ مسلمانان در موسمِ قربان، تجلیِ «وحدتی» است که از تفرقهٔ امت، چون شبنمی در آفتاب، میگریزد و این آیین، «قدرتِ نرمی» است که از زبانِ مشترکِ ایمان، «دیپلماسیِ معنوی» را در گوشِ جهان زمزمه میکند و پیامِ برادری و یگانگی را، بیهیاهویِ لشکرکشی، به قلبِ تمدنها میرساند.
در عصرِ شکافهایِ عمیق، این «سرمایهٔ نمادین» میتواند پلی میانِ فرهنگها و ادیان باشد و دریچهای به گفتوگو و تفاهمِ بینالمللی بگشاید و اما در بطنِ این آیین، «قربانی» نه فقط برایِ خدا، که برایِ «رهایی» است.
آنکه جان و مالِ خود را در راهِ معشوق فدا میکند، از بندِ «غیرِ خدا» میرهد و این رهایی، همان «استبدادستیزی» است که ریشه در عمقِ ایمان دارد و کسی که آموخته است در برابرِ امرِ حق، فروتن باشد، چگونه در برابرِ امرِ ناحقِ حاکمانِ خودخوانده، سر خم خواهد کرد؟!
عید قربان، ندا میدهد که «جز الله، نباید کسی را سجده کرد»، و این خود، پایهگذارِ «سیاستِ رهاییبخش» است؛ عید قربان، تنها قربانی کردنِ گوسفند نیست، بلکه قربانی کردنِ نفس، غرور، و هر آنچه مانعِ رسیدن به حقیقت بوده، است.
این آیین، در شریانِ زندگیِ مسلمانان، از «توحیدِ ناب» آغازیده و به «وحدتِ امت»، «عدالتِ اجتماعی»، و «سیاستِ آزادگی» جاری میشود و تحلیلِ این ابعاد، فهمِ ما را از چیستیِ دین، جامعه و سیاست در جهانِ اسلام، ژرفتر و روشنتر میسازد.
یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی
انتهای پیام/804