به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، فرزاد جهانبین استاد دانشگاه شاهد و معاون فرهنگی و دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی در یادداشتی نوشت:
1 . قدرت؛ فراتر از ابزارهای سخت
این ترم درسی دارم با عنوان «نظریههای مطالعات راهبردی و سیاست بینالملل». در این درس به دانشجویان عرض میکنم که قدرت، مفهومی تکساحتی و صرفاً نظامی نیست. در ادبیات کلاسیک روابط بینالملل، قدرت را با شاخصهایی همچون توان نظامی، اقتصاد، فناوری و موقعیت ژئوپلیتیکی میسنجند؛ اما تجربه تاریخ نشان داده است که بسیاری از قدرتهای بزرگ، در برابر ملتهایی شکست خوردهاند که از «اراده اجتماعی» و «روح مقاومت» برخوردار بودهاند.
در مطالعات راهبردی، قدرت ملی صرفاً به داشتن منابع محدود نمیشود، بلکه به توان فعالسازی آنها در لحظه تاریخی وابسته است. جامعهای که در شرایط حساس دچار انفعال و بیتفاوتی شود، حتی با امکانات فراوان نیز آسیبپذیر خواهد بود. در مقابل، جامعهای که آماده حضور و دفاع از هویت و منافع خود باشد، از یک مزیت راهبردی بزرگ برخوردار است.
2. خیابان زنده؛ سرمایه راهبردی جمهوری اسلامی
از همین منظر، «خیابان زنده» را باید یکی از مؤلفههای مهم قدرت جمهوری اسلامی دانست. خیابان در منطق انقلاب اسلامی، صرفاً یک معبر شهری نیست؛ بلکه عرصه ظهور اراده عمومی و تجلی سرمایه اجتماعی است.
هرگاه انقلاب اسلامی با تهدیدی جدی مواجه شده، این حضور مردم در خیابان بوده که معادلات را تغییر داده است. دفاع مقدس، تشییع شهدا، حضورهای میلیونی و امدادرسانیهای مردمی در بحرانها، همگی نشان میدهد که یکی از مهمترین منابع قدرت جمهوری اسلامی، جامعهای است که هنوز قدرت حضور دارد.
دشمن میتواند توان نظامی و اقتصادی یک کشور را محاسبه کند؛ اما حضور مردمیِ مبتنی بر ایمان و احساس مسئولیت تاریخی، قابل محاسبه کامل نیست. جامعهای که در لحظه خطر آماده حضور در خیابان باشد، بهراحتی مهار نخواهد شد.
3. جنگ شناختی و پروژه خاموش کردن خیابان
یکی از اهداف اصلی جنگهای ترکیبی و شناختی امروز، خاموش کردن همین «خیابان زنده» است؛ یعنی تبدیل مردم به تودههایی منزوی، خنثی و صرفاً مصرفکننده.
در ادبیات انقلاب اسلامی، خیابان صرفاً یک جغرافیا نیست؛ بلکه محل اتصال آگاهی، ایمان و مسئولیت اجتماعی است. جامعهای که خیابان را ترک کند، بهتدریج دچار فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش قدرت مقاومت خواهد شد. ازاینرو، حفظ خیابان زنده فقط یک مسئله سیاسی یا امنیتی نیست، بلکه بخشی از حفظ حیات تمدنی انقلاب اسلامی است.
4. روح تجافی؛ آمادگی دائمی برای حضور
البته این سخن به معنای نفی زندگی عادی نیست. جامعه نیازمند آرامش، پیشرفت و زیست طبیعی است؛ اما در عین حال نباید دچار رخوت و عافیتزدگی شود.
در سنت دینی ما تعبیر «تجافی» بسیار معنادار است؛ یعنی انسان اگرچه در جایی قرار گرفته، اما آمادگی برخاستن و حرکت را از دست نداده است. جامعه انقلابی نیز باید دارای روح تجافی باشد؛ ممکن است به خانه بازگردد و به زندگی روزمره مشغول شود، اما روحیه حضور و آمادگی دفاع از انقلاب و منافع ملی باید همواره در آن زنده بماند.
جامعهای که روح تجافی دارد، در عین آرامش، بیدار است؛ در عین اشتغال به زندگی، آماده حضور در خیابان؛ و در عین بهرهمندی از امنیت، مهیای دفاع از هویت جمعی.
5. آرامش اجتماعی یا رخوت اجتماعی؟
تفاوت مهمی میان «آرامش اجتماعی» و «رخوت اجتماعی» وجود دارد. جامعه مطلوب، جامعهای آرام اما بیدار است؛ جامعهای که پیشرفت میکند، اما احساس مسئولیت تاریخی خود را نیز حفظ میکند.
ملتهای بزرگ تنها با اقتصاد و تجهیزات قدرتمند نمیشوند؛ بلکه با حفظ روح مسئولیت اجتماعی و آمادگی تاریخی ماندگار میمانند. پیروزی در بزنگاههای بزرگ نیز فقط محصول فناوری و تجهیزات نیست، بلکه حاصل حضور مردمی است که خود را صاحب انقلاب و شریک سرنوشت کشور میدانند.
راز ماندگاری جمهوری اسلامی را باید در همین پیوند میان «نظام» و «جامعه آماده حضور» جستوجو کرد؛ در زنده بودن خیابان و در بقای روح تجافی در جامعهای که هر زمان لازم باشد، میتواند دوباره به خیابان بازگردد.
انتهای پیام/