به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز، شهادت سردار حسین سلامی فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در 23 خرداد 1404، بیتردید یکی از تلخترین اما پرمعناترین رویدادهای تاریخ انقلاب اسلامی است.
رژیم صهیونیستی که از نفوذ معنوی روزافزون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در معادلات منطقه به ستوه آمده بود، در اقدامی کوردلانه و تروریستی، فرماندهی حکیم و ولایتمدار سپاه پاسداران و جمعی از فرماندهان ارشد کشور را هدف قرار داد. اما این ضربت، نه تنها خللی در اراده جبهه مقاومت ایجاد نکرد، بلکه ثابت کرد دشمن از قدرت نفوذ معنوی چنین شخصیتهایی به هراس افتاده است. شهادت سردار سلامی، برگ زرین دیگری در کارنامه پرافتخار شهادتطلبی ایرانیان رقم زد.
از گلپایگان تا جبهههای حق
سردار حسین سلامی در سال 1339 در شهرستان گلپایگان، در خانوادهای متدین و انقلابی چشم به جهان گشود. او همزمان با اوجگیری موجهای انقلاب اسلامی در سال 1357، در دانشگاه علم و صنعت در رشته مهندسی مکانیک پذیرفته شد.
با آغاز جنگ تحمیلی در آبان 1359، تحصیل را رها کرد و به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست تا از مرزهای اعتقادی و خاکی میهن دفاع کند. پس از پایان هشت سال دفاع مقدس، هرگز از علم و دانش فاصله نگرفت؛ دوره دانشکده فرماندهی و ستاد (دافوس) را با موفقیت گذراند، مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مدیریت دفاعی دریافت کرد و همزمان در دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه تدریس میکرد.
همچنین از همان دانشگاه علم و صنعت که سالها پیش در آن تحصیل را آغاز کرده بود، فارغالتحصیل شد. این تلفیق نادر از دانش آکادمیک، تجربه میدان نبرد و تربیت معنوی، او را به الگویی تمامعیار برای نسل جوان انقلاب تبدیل کرده بود.
سردار سلامی در طول دوران جنگ در کردستان و عمدتاً در جبهه جنوب در مسئولیتهای رزمی و مختلف در لشکرهای 25 کربلا، 14 امام حسین(ع) و قرارگاه دریایی نوح در کنار رزمندگان اسلام بودهاست
ولایت مداری از اصول اخلاقی و اعتقادی شهید سلامی بود
شهید سلامی را به حق «تندیس اخلاق، ادب، عرفان و اخلاص» نامیدهاند. او باوری عمیق و ریشهدار به ولایت فقیه داشت؛ باوری که نه از روی تکلیف خشک، بلکه مبتنی بر عشق و اراده قلبی به امام امت بود.
روایت است که هیچگاه بدون فتوا، حکم یا فرمان امام گامی برنمیداشت و تمام توجه و دلسپردگیاش را معطوف ایشان کرده بود. در جلسات خصوصی و عمومی، همواره از امام با تعابیری سرشار از ارادت یاد میکرد و این عشق را به شاگردان و همرزمانش نیز منتقل مینمود.
همین ویژگی بزرگ -یعنی تبعیت محض از ولی فقیه- او را از بسیاری از فرماندهان همطراز خود متمایز ساخته و در چشم دشمنان انقلاب، به خطری استراتژیک تبدیل کرده بود، چراکه میدانستند چنین فرماندهای با هیچ تطمیع و تهدیدی از مسیر ولایت خارج نخواهد شد.
فرماندهی حکیمانه در تراز قرآن و اهل بیت
سبک فرماندهی شهید سلامی بر سپاه پاسداران، حکیمانه، عالمانه و کاملاً مبتنی بر دین، قرآن و سیره اهل بیت(ع) بود. او معتقد بود مدیریت در تراز انقلاب اسلامی نمیتواند صرفاً تکنوکراتیک و سکولار باشد، بلکه باید رنگ و بوی الهی داشته باشد.
از این رو، همه کارهای خود را برای خدا انجام میداد و هر اقدامی را با حکمت الهی برنامهریزی میکرد. در کنار مدیریت دقیق، حسابشده و تابعیت کامل از ولایت فقیه، هیچگاه از مسیر اخلاص خارج نشد.
او مدیری بود که هم سختکوش و انقلابی بود و هم ربانی و عارف. در تصمیمگیریهای کلان سپاه، نخست به سراغ قرآن و آموزههای دینی میرفت و سپس با مشورت فرماندهان جوان و باتجربه، بهترین گزینه را برمیگزید. همین نگاه فرازمانی و فرامکانی، سپاه را در دوران فرماندهی او به اوج اقتدار بازدارنده رساند.
شهادت سردار سلامی، به هیچ وجه پایان راه نیست؛ بلکه برگ زرین دیگری در کارنامه افتخارات سپاه و محور مقاومت محسوب میشود.
رژیم صهیونیستی که بارها با ترور فرماندهان میدانی و معنوی جبهه مقاومت مواجه شده، گمان میکند این بار نیز میتواند جبهه مقاومت را تضعیف کند. اما تاریخ سیاه این رژیم و تاریخ درخشان انقلاب اسلامی ثابت کرده است که خون پاک سردارانی از جنس سلامی، نهال انقلاب را تنومندتر، ریشههای مقاومت را عمیقتر و اراده ملت ایران را مصممتر خواهد کرد.
امروز، جوانان سپاه و بسیج با افتخار راه او را ادامه میدهند و انتقام این خون، دیر یا زود، در میدانهای مختلف از دشمن صهیونیستی گرفته خواهد شد. سردار سلامی رفت، اما راه حکیمانه، ولایتمدارانه و عارفانه او تا ظهور حجت بن الحسن(عج) ادامه دارد.
انتهای پیام