اکبر معصومی کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، در خصوص تحلیل شرایط پس از جنگ تحمیلی 40روزه و شکست دشمن، اظهار داشت: اگر پیامدهای جنگ را بخواهیم بررسی کنیم، در مرحله اول این جنگ باعث شکست هیمنه آمریکا و از بین رفتن تصویر ابرقدرت بودن آمریکا در دنیا شد و امروز جهان آن را بهعینه میبیند. دوم اینکه ما در جهان غرب شاهد یک شکاف عجیب هستیم بین آمریکاییها و اروپاییها و بهتعبیری جنگ تحمیلی رمضان، جهان متحد سنتی غرب را از هم فروپاشید و باعث شد امروز هم آمریکاییها و هم اروپاییها بهدنبال زیست جدا از هم باشند، بهخصوص اروپاییها بهدنبال این هستند که امنیت و انرژی خودشان را خارج از اراده و چارچوب آمریکاییها اداره کنند.
معصومی گفت: سومین پسآمد جنگ این بود که رژیم صهیونیستی با یک مانع فرساینده و مقاومی بهنام مقاومت روبهرو شد و دیگر امکان اینکه بتواند بهراحتی در منطقه روندهای سیاسی ـ امنیتی خودش را دنبال کند، وجود ندارد.
امروز ایران در جایگاه بسیار بالاتری قرار دارد و نتیجه این پیامدها این شد که یک ایران قدرتمندتر، منسجمتر و بانفوذتر در ابعاد بینالمللی ظهور کرد، بهگونهای که نگرانی امروز واشنگتن مبنی بر توان تهران برای تبدیل تنگه هرمز به یک اهرم ژئوپولیتیکی تأثیرگذار بر امنیت انرژی جهان وجود دارد و این ترس، برای همیشه در دل آمریکاییها مانده است.
اعترافات گسترده به شکست و تلاش برای فرار از پذیرش واقعیت
این کارشناس مسائل بینالملل با تأکید بر اینکه محور صهیونیستی ـ آمریکایی در جنگ بهاعتراف کل دنیا از جمهوری اسلامی شکست خورده است، عنوان کرد: یعنی هم در خود آمریکا و اروپا، هم در اندیشکدهها و میان نخبگان سیاسی، امنیتی و اطلاعاتی، و حتی داخل سرزمینهای اشغالی، همگی به این شکست اعتراف کردهاند.
وی ادامه داد: اما به دو دلیل، دولت آمریکا و ترامپ و نتانیاهو تلاش میکنند با روایتسازی و مطرح کردن گزارههای انحرافی، از پذیرش شکست از جمهوری اسلامی ایران طفره بروند؛ دلیل اول در آمریکاست؛ اگر آمریکاییها شکست را بپذیرند، دولت ترامپ بهشدت مورد هجمه دموکراتها و حتی بخشی از جمهوریخواهان قرار خواهد گرفت و فضای داخلی آمریکا علیه ترامپ شکل میگیرد، پس این پذیرش بهمعنای پایان عمر سیاسی ترامپ و شکست راهبردی جناح جمهوریخواه در انتخابات میاندورهای پیشِرو خواهد بود، بنابراین با انتشار مطالب انحرافی در صدد نجات خودشان هستند.
معصومی اضافه کرد: ترامپ وعده داده بود جنگ را در ایران 3روزه تمام میکند، اما امروز پس از حدود 3 ماه به این موفقیت نرسیده است و کنار آن میآید جنگ لیبی را مثال میزند که 19 سال طول کشید یا جنگ عراق را که 8 سال طول کشید؛ میخواهد با طرح این مثالها، یک گفتمان دیگر داخل آمریکا نسبت به خودش و وعدههایی که داده بود ایجاد کند.
هدف دوم روایتسازی: «همراهسازی مخالفان» و «امیدسازی جبهه دشمن»
وی گفت: بعد دیگر روایتسازیها و انتشار مطالب انحرافی این است که بتوانند مخالفان جمهوری اسلامی ایران را با خود همراه کنند؛ از سلطنتطلبان گرفته تا برخی عناصر داخلی. آنها همچنان امید دارند. یکی از اصلیترین اهداف آمریکاییها همان رژیمچنجی بود که میخواستند در ایران اتفاق بیفتد، اما امروز میبینند این اتفاق نیفتاده است و جمهوری اسلامی ایران روز به روز قویتر شده است.
این کارشناس مسائل بینالملل تصریح کرد: بهجای اینکه شکست خودشان را بپذیرند، میآیند حتی موضوعاتی مثل شهادت رسیدن رهبر انقلاب را بهعنوان یک «موفقیت» برای خودشان مطرح میکنند؛ بنابراین بهدنبال تغییر ادبیات هستند تا اهدافشان یعنی امیدوارسازی جبهه دشمنان جمهوری اسلامی را تداوم ببخشند. آنها بهدنبال سوریهسازی ایران بودند؛ نهتنها این اتفاق نیفتاد، بلکه امروز پس از سه ماه از آغاز جنگ تحمیلی رمضان، جمهوری اسلامی ایران بهلحاظ قدرت، حمایتهای مردمی و توان نظامی و ایستادگی مقابل دشمن، در بهترین شرایط ممکن قرار دارد.
تصویر دشمن از ایرانِ شکستخورده ساخته نشد؛ ایران بازیگر اصلی شد
معصومی خاطرنشان کرد: بهلحاظ بینالمللی غربیها میخواستند یک ایران شکستخورده و ضعیف را از دل جنگ رمضان به دنیا معرفی کنند، اما امروز ایران تبدیل به یک بازیگر اصلی و مطرح بینالمللی شده است و میتواند انرژی و اقتصاد جهان را تحتتأثیر قرار دهد. بهنوعی ایرانی که قرار بود منزوی شود، امروز بالاترین قدرت چانهزنی را در سطح بینالمللی چه بهلحاظ اقتصادی و چه سیاسی دارد.
وی با بیان اینکه شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی از ایران شکست قطعی است، گفت: شرایط ایران شرایط خوبی است و باید نهایت استفاده را از این شرایط داشته باشیم. مردم ایران باید بدانند کشورشان به موفقیت رسیده است.
تغییر رفتار بازیگران منطقهای؛ نمونه امارات و «سه جزیره»
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: قبل از آغاز جنگ رمضان، کشورهای منطقه مثل امارات متحده همواره تلاش میکردند ایران را تحت فشار قرار دهند. کشوری مثل امارات با مطرح کردن مباحث مربوط به سه جزیره ایرانی تلاش میکرد به ایران فشار وارد کند تا بتواند جزایر را از ایران بگیرد یا مدیریتی حاکمیتی بر این جزایر داشته باشد، اما امروز شرایط بهنحوی شده است که امارات زیر مدیریت جمهوری اسلامی ایران و پذیرش شروط ایران میتواند نفت بفروشد و اقتصاد و حاکمیتش با روندهای جمهوری اسلامی ایران بالا و پایین میشود.
وی افزود: امروز گزارهای به اماراتیها داده شده است مبنی بر اینکه «تا من نخواهم شما نمیتوانید نفت صادر کنید.»، معنایش این است که ایران تبدیل به یک بازیگر قدرتمند در وسعت بینالمللی و بسیار قدرتمند در وسعت منطقهای شده است، مردم باید این را ببینند.
سرخوردگی کامل اپوزیسیون و فروپاشی پروژههای روانی
معصومی ادامه داد: قبل از این اتفاقات، همواره سلطنتطلبان و مخالفین و تجزیهطلبان برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل به یک معضل شده بودند، تبلیغ میکردند که پیروزی در دسترس است و برای ایران آلترناتیو مطرح میکردند، امروز شاهد هستیم که هم تجزیهطلبان و هم سلطنتطلبان دچار سرخوردگی کامل و ناامیدی شدهاند، این نشان میدهد ایران در این جنگ با سربلندی بیرون آمد و تبدیل به کشوری قدرتمند شد که مخالفینش در حداقلترین شرایط ممکن قرار دارند و حتی امیدوار نیستند که بتوانند وضعیت قبل از جنگ را هم ادامه دهند.
نظم امنیتی جدید منطقه؛ ایران در رأس معادله
کارشناس مسائل بینالملل تأکید کرد: اگر قبل از جنگ مثلاً در هشت اسفند صحبت میکردیم شاید نمیتوانستیم از ایرانِ قدرتمند در ابعاد بینالمللی به این صراحت حرف بزنیم و بیشتر صحبت از ایرانِ تثبیتکننده شرایط بود؛ اما امروز از ایرانی صحبت میکنیم که نظم منطقهای جدیدی را بهوجود آورده و معادله جدید امنیتی را در منطقه حاکم کرده است؛ معادلهای که در رأس آن جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.
وی گفت: تا دیروز اگر رژیم صهیونیستی و آمریکاییها بهعنوان یک منبع امنیتی قابلاتکا برای کشورهای عربی مطرح بودند، امروز اینها هیچ جایگاهی ندارند، این نشان میدهد شرایط منطقه بهنفع جمهوری اسلامی ایران تغییر کرده است. امنیت منطقه منوط به رویکردهای جمهوری اسلامی ایران است؛ امنیت کشورهای منطقه منوط به نحوه بازیگری جمهوری اسلامی ایران است و عملاً پایگاههای آمریکا و ناوهای آمریکایی هیچگونه دستاوردی برای کشورهای حاشیه خلیج فارس نداشتهاند. آنها بیشترین ضربه را از اتکا به آمریکا خوردند. روند بهسمتی میرود که در آینده شاهد خواهیم بود کشورهای عربی با یک چرخش بهسمت جمهوری اسلامی ایران خواهند آمد و خودشان را به ایران وصل خواهند کرد تا بتوانند امنیت خودشان را تأمین کنند.
«اقتصاد منطقه یا برای همه یا برای هیچکس»؛ اهرم هرمز و نبض انرژی
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: تا دیروز تحریم بودیم و اقتصاد منطقه تنها برای کشورهای حاشیه خلیج فارس «نفت» داشت؛ اما امروز شرایط فرق کرده است. مدیریت ایران در تنگه هرمز باعث شده است گزاره «اقتصاد منطقه یا برای همه یا برای هیچکس» تبدیل به یک گزاره اصلی شود و این هم نتیجه میدهد. مدیریتی که در تنگه هرمز داریم باعث شد بهلحاظ سرزمینی و از حیث «حجم حاکمیت»، دامنه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران گسترش پیدا کند و شرایط بهنفع جمهوری اسلامی ایران باشد.
وی اضافه کرد: ایران امروز نبض اقتصادی جهان و نبض انرژی جهان را در دست دارد و هرچه تصمیم بگیرد، در ابعاد بینالمللی خودش را نشان میدهد، مثال میزنم؛ هندیها که تا قبل از آغاز جنگ به فکر مطرحشدن بهعنوان یک قدرت اقتصادی و ابرقدرت بودند، با حمله آمریکاییها به ایران و بستن تنگه هرمز، این ابرقدرتی از دسترس آنها خارج شد، این نشان میدهد ایران یک بازیگر مطرح بینالمللی است.
معصومی تصریح کرد: در یک کلام، زلزله ژئوپولیتیکی بهنفع جمهوری اسلامی ایران در جنگ رمضان اتفاق افتاد و این زلزله ژئوپولیتیکی باعث شد قدرت جمهوری اسلامی ایران در حجم وسیعی خودش را نشان بدهد. گزارشهایی مطرح است که اگر بیشتر از این به ایران فشار بیاورند، ممکن است اقتصاد جهان دچار فروپاشی اساسی شود؛ بنابراین مردم عزیز باید این را هم متوجه باشند.
شکست بیسابقه آمریکا و تغییر ادبیات متحدان غربی
وی با اشاره به جایگاه آمریکا بعد از جنگ گفت: نکته چهارم این است که آمریکاییها در طول تاریخ معاصر در هیچ جنگی بهاندازه جنگ رمضان شکستخورده و سرافکنده نبودند، اینکه آمریکاییها التماس به آتشبس میکنند و اینکه آمریکاییها بهدنبال مذاکره و توافق با جمهوری اسلامی ایران هستند، نشان میدهد اینها از دل جنگ هیچ دستاوردی نداشتند، کشوری که خودش را ابرقدرت جهان میدانست، با دست جمهوری اسلامی ایران بهسمت شکست دردناک، اساسی و تأثیرگذار حرکت میکند.
معصومی افزود: با این شکستی که آمریکا از ایران خورد، ادبیات کشورهای جهان نسبت به آمریکا تغییر پیدا کرده است. نفوذ آمریکاییها نهتنها در کشورهایی مثل متحدان سنتی اروپایی تأثیرگذار نیست، بلکه آنها بهسمت رویکردهایی حرکت میکنند که مقابل سیاستهای آمریکا بایستند، کشورهایی مثل فرانسه، ایتالیا، اسپانیا یا حتی سازوکارهایی مثل ناتو که قبل از این در چارچوب سیاستهای رفتاری ترامپ حرکت میکردند، امروز دیگر این را نمیپذیرند و ادبیاتی بهکار میبرند که نشان میدهد بهدنبال ایستادن مقابل آمریکا و تحت امر آمریکا قرار نگرفتن هستند.
«جنگ اقتصادی» پس از جنگ نظامی/ نسخه پیشنهادی برای کاهش فشار بر مردم
این کارشناس مسائل بینالملل در پایان گفت: با توجه به اینکه ما به یک موفقیت اساسی دست پیدا کردیم، طبیعی است که دشمن جنگ نظامی را به جنگ اقتصادی تبدیل کند. آمریکا و رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای منطقه تلاش میکنند با ایجاد فشار در داخل کشور، مردم را تحتتأثیر قرار دهند؛ از طریق افزایش گرانی و بالا بردن سطح تورم در جامعه، میخواهند حضور مردم در صحنه را تبدیل به ضد خودش کنند.
وی ادامه داد: آمریکاییها فشار بیرونی را میخواهند به یک جنگ داخلی تبدیل کنند تا دوباره فتنه داخلی و وضعیت بد در داخل ایجاد کنند، افزایش قیمتها و فشار به مردم در قالب همین رویکرد قابل تعریف است، انتظار وجود دارد دولت در حوزه اقتصادی رویکرد مشخصی ایجاد کند تا فشار به مردم وارد نشود.
معصومی گفت: برای کنترل مشکلات داخلی، ناهماهنگیهای اقتصادی و گرانیهایی که به مردم تحمیل شده است، سه پیشنهاد دارم؛ اول اینکه با افزایش یارانه بتوانیم مردم را در خرید کالاهای اساسی و تأمین سفره معیشت کمک کنیم. دوم اینکه کالاهای اساسی بهوفور در اختیار مردم قرار بگیرد؛ فراوانی میتواند جلوی گرانی را بگیرد. سوم اینکه نظارت کافی و نظارتهای بیشتری بر بازار از سوی دولت محترم انجام شود تا جلوی سوءاستفادهها گرفته و شرایط بهتری برای مردم ایجاد شود.
انتهای پیام/+