به گزارش خبرگزاری تسنیم از بندرعباس، شهادت ملکوتی و جانکاه فرماندهان مقتدر و جانبهکف، فصلی تحولی و پایانی به قاعده بر کتابچه یک عمر مجاهدت، پایمردی و تکامل معنوی است. در ادبیات مقاومت و ساختار عقیدتی پاسداران انقلاب اسلامی، هجرت سرداران از تراز فرماندهی به جایگاه رفیع شهادت، محصول ممارستی طولانی در مسیر خودسازی، چندبعدی بودن شخصیتی و تبعیت کامل از ولایت است.
دریابان شهید علیرضا تنگسیری، فرمانده مقتدر، غیور و خستگیناپذیر نیروی دریایی سپاه پاسداران، نمادی بارز از این مکتب است که صلابت و مهابت نظامی او در آبهای نیلگون خلیج فارس، با چشمه زلال مهربانی در کانون خانواده و تعبد بیلکنت در برابر ولایت پیوند خورده بود؛ جبههای که در آن، غیرت حاکمیتی اجازه مسامحه با مفسدان و دشمنان را نمیداد، اما لبخند برادرانهاش، پناهگاه پرسنل و خانوادههای معظم شهدا بود.
شناخت ابعاد مستتر و زوایای عمیق روحی این فرمانده شهید، نیازمند بازخوانی روایتی بدون واسطه و صادقانه از دل سالها همنشینی و زیست مشترک است؛ روایتی که مرز میان شعار و شعور را در پهنه جهاد تبیین میکند.
حسین تنگسیری، فرزند دریابان شهید علیرضا تنگسیری در گفتوگویی صمیمی و تحلیلی با خبرگزاری تسنیم، به واکاوی ابعاد شخصیتی، مدیریت برادرانه و بیقراریهای این فرمانده دلاور در روزهای سخت بحران پرداخته است که مشروح این گفتوگوی ارزشمند در ادامه میآید:
تکامل روحی و ایدهآلگرایی واقعگرایانه در پهنه سختکوشی
فرزند فرمانده شهید نیروی دریایی سپاه با اشاره به جامعیت ابعاد روحی پدر و رد هرگونه نگاه تکبعدی به شخصیت ایشان اظهار داشت: آدمها وقتی که روحشان بزرگ میشود، ابعاد روحی و وجودی آنها هم بیشتر میشود حاجی (شهید تنگسیری) اصلاً آدم تکبعدی نبود و همواره سعی میکرد در ابعاد مختلف خود را رشد دهد، شهید مدیر منفعلی نبود، بلکه انسانی فوقالعاده فعال و پویا بود.
حسین تنگسیری گفت: من قبلاً هم بارها این موضوع را گفتهام که اگر بخواهم حاجی را پس از 34 سال همنشینی، زندگی و چای قندپهلو خوردن با او در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم او با وجود تمام فعالیتهای سنگینش، سعی میکرد کاری را که بهعهده میگیرد، کاملاً درست و بینقص انجام دهد در واقع یک ایدهآلگرایی بهشکل واقعگرایانه در وجودش بود؛ همیشه صدِ خودش را برای کار میگذاشت و عقیده داشت؛ "اگر ما وظیفهمان را درست انجام دهیم، قطعاً خداوند بقیه کارها را پیش خواهد برد و سرانجامش را درست خواهد کرد".
وی در تشریح چندبعدی بودن این فرمانده دلاور و توازن میان کار و خانواده افزود: اینکه میگویم چندبعدی بود، یعنی با وجود آن فشار کاری شدید، طاقتفرسا و واقعاً سنگینی که در حوزه فرماندهی تحمل میکرد، وقتی پا به خانه میگذاشت، بسیار مهربان و رئوف بود خستگی کار را هرگز به خانه نمیآورد و بروز نمیداد؛ ورزشش را بهموقع انجام میداد و به برنامههایش میرسید اگر قرار بود به خانوادههای معظم شهدا سر بزند، با جدیت این برنامهها را داشت و حتی عاطفیتر برخورد میکرد؛ به ما مثلاً میگفت؛ "بچههاتون رو بیارید تا من ببینمشان". اینقدر انرژی برای خانوادهاش میگذاشت تا حق آنها ضایع نشود و بهواقع، بچهها و پرسنل عاشقش بودند؛ همانطور که فیلمهای این رأفت و مهربانیاش اکنون در فضای مجازی منتشر شده است.
مدیریت برادرانه با چاشنی غیرت نظامی/ مدیری که رئیس نبود
حسین تنگسیری با کالبدشکافی دقیق تراز مدیریتی و غیرت حاکمیتی پدر در محیط کار، تصریح کرد: در عرصه کار و مسئولیت، بسیار باغیرت و محکم بود؛ اگر در جایی متوجه مشکلی یا کاستی میشد، فوراً شخصاً و بدون واسطه وارد عمل میشد و در کارهای نظام اهل هیچگونه مسامحه و کوتاهی نبود، واقعیت این است که با وجود مهربانی بیحدش، آدم سختگیری هم بود، اما نکته زیبا و ماندگار در مدیریت حاجی این بود که اگر کسی را توبیخ یا سرزنش میکرد، فرآیند مدیریتش کاملاً برادرانه بود، نه موضعِ یک رئیس؛ بلافاصله بعد از توبیخ میرفت و از دلِ آن نیرو درمیآورد همین توازن عاطفی و اقتدار باعث میشد پرسنل و نیروها از دست او ناراحت نشوند، حتی اگر مورد توبیخ اداری قرار میگرفتند.
بیقراری علمدار در روزهای سخت جنگ و پرواز به آرزوی دیرینه
فرزند دریابان شهید تنگسیری با بازخوانی سختترین و استراتژیکترین لحظات عمر این فرمانده شهید و اشاره به عشق فراتر از وصف او به ولایت، یادآور شد: بر اساس شناختی که در این سالها داشتم، گرچه بعد از آغاز جنگ دیگر ارتباط مستقیم و حضوری با هم نداشتیم اما میدانم که سختترین و نفسگیرترین زمان زندگی حاجی، همان چند روز جنگ بود او عاشق بااخلاص حضرت آقا (مدّظلّهالعالی) بود و در آن روزها مثل علمداری بود که قبل از خودش، فرمانده و سردارش شهید شده باشد؛ این سوز، اندوه و داغ، حاجی را از درون سوزاند.
وی ادامه داد: حتی کسانی که در آن مقطع حاجی را از نزدیک دیده بودند، وضعیت او را طوری توصیف میکنند که من در تمام این چند دهه زندگی با او، هرگز چنین بیقراری و غمی را در وجودش ندیده بودم، یکی از همراهانش تعریف میکرد که در آن روزها به بغلدستیاش گفته بود "اینطور که حاجی دارد برای خبر شهادت حضرت آقا گریه و بیقراری میکند، فکر نمیکنم زمان زیادی در این دنیا دوام بیاورد".
وی در پایان با تأکید بر اینکه شهادت، پاداش یک عمر زیست پاکباخته این فرمانده بود، خاطرنشان کرد: حقیقت این است که غیرت حاجی اجازه نمیداد بعد از آن فاجعه و جنگ در این دنیا بماند و انگار روحش پر کشیده بود؛ اما باید مأموریتی را که بر دوش داشت به پایان میرساند و این مأموریت حاکمیتی و نظامی را هم الحمدلله بهنحو احسن و بر اساس تکلیف انجام داد و سپس رفت.
حسین تنگسیری گفت: من اهل شعاردادن نیستم و این حرفها شعار نیست؛ حاجی واقعاً شهادتگونه زندگی کرد، او مانند میوهای بود که کمکم روی شاخه درخت مجاهدت رشد کرد، بالید و به تکامل عمیق روحی رسید تا اینکه سرانجام خدا او را چید، شهادت او حاصل یک اتفاق یا یک لحظه نبود، بلکه پاداش قطعی چند ده سال زیستِ پاک، خالصانه و شهادتگونه بود؛ ما امروز برای خودمان ناراحتیم که چنین گوهری را از دست دادهایم، اما حاجی واقعاً به آرزوی دیرینهاش رسید و بهتماممعنا لایق این عاقبتبهخیری و شهادت بود.
انتهای پیام/864+