به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در میان مفاهیمی که در پیامهای مکتوب رهبر معظم انقلاب اسلامی تکرار و تعمیق یافته، ایران نه بهمثابه یک نام جغرافیایی بلکه بهعنوان یک نحوه زیستن قابل تأمل است. آنچه میتوان از خلال بیانات ایشان استخراج کرد، ایدهای است که میتوان آن را ایران زیستی نامید؛ ایرانی که در آن ملیت و دیانت، تاریخ و انقلاب، زبان و مقاومت در یک کلّ منسجم معنا مییابند. این ایده صرفاً یک رویکرد سیاسی نیست بلکه طرحی اندیشهای برای بازتعریف سوژه ایرانی در افق تمدنی نو است.
در ادبیات رهبر انقلاب، ایران همواره با صفاتی چون عزتمند، مستقل، یپشرو، مؤمن و امیدوار توصیف میشود. این توصیفها کنار هم نوعی تصویر هنجاری از زیست ایرانی ترسیم میکنند. زیست در اینجا به معنای صرف بودن در یک سرزمین نیست بلکه به معنای نحوه حضور در تاریخ است؛ حضوری آگاهانه، مسئولانه و معنادار میباشد. ایران زیستی، ایرانی است که خود را نه مصرفکننده نظمهای تحمیلی بلکه خالق نظم تازه میداند. اگر به تأکید مستمر ایشان بر بزرگداشت مناسبتهای ملی بنگریم از نوروز و روز درختکاری گرفته تا روز خلیج فارس، روز ارتش و بزرگداشت فردوسی و زبان فارسی درمییابیم که این اهتمام، صرفاً پاسداشت سنتها نیست بلکه این تأکیدها در حکم بازگرداندن حافظه تاریخی به متن زندگی امروز است. در این دستگاه فکری ملت بدون حافظه به تودهای بیجهت بدل میشود؛ اما ملت دارای حافظه میتواند آینده را نیز صورتبندی کند و از اینرو، ایران زیستی، ایرانی است که تاریخش را زندگی میکند نه آنکه آن را در موزهها محبوس سازد.
در ادبیات سید مجتبی حسینی خامنه ای، زبان فارسی جایگاهی ویژه دارد. زبان تنها ابزار ارتباط نیست؛ خانه وجود یک ملت است. وقتی از صیانت و تقویت زبان فارسی سخن گفته میشود، در واقع از پاسداشت امکان اندیشیدن مستقل دفاع میشود. فردوسی در این چارچوب تنها یک شاعر نیست بلکه نماد مقاومت فرهنگی است؛ مقاومتی که نشان میدهد هویت ایرانی توانسته است در برابر طوفانهای تاریخی پایدار بماند و این خوانش، ایران را بهمثابه یک پروژه فرهنگی مستمر معرفی میکند. ایده ایران زیستی در گفتار رهبر انقلاب در پیامهای مکتوب اخیر، با مفهوم اقتدار همراه است، اما این اقتدار صورتی اخلاقی دارد. اقتدار مورد نظر ایشان از دل ایمان و انسجام ملی برمیخیزد. مفهوم پیچ تاریخی که در ادبیات ایشان تکرار شده، افق ایران زیستی را جهانی میکند. ملت ایران در لحظهای قرار گرفته که میتواند با اتکا به سرمایه انسانی عظیم خود در داخل و خارج کشور نقشآفرینی تمدنی داشته باشد و این نگاه، نوعی اعتماد به ظرفیتهای درونی ملت را بازتاب میدهد و برانگیختگی ملی در این چارچوب، نه هیجان مقطع بلکه بیداری یک خودآگاهی تاریخی است.
از منظر اندیشهای، آنچه این رویکرد را متمایز میکند، عبور از دوگانهسازیهای رایج است. در این ادبیات، ملیت در برابر دیانت قرار نمیگیرد بلکه دیانت، روح ملیت را تعالی میبخشد و ملیت، دیانت را در تاریخ مجسم میکند. برای مثال در پیام نوروزی، نوروز در نگاه ایشان تنها آیینی باستانی نیست بلکه فرصتی برای تجدید اخلاق و همبستگی اجتماعی است و روز درختکاری، صرفاً یک حرکت زیستمحیطی نیست بلکه تجلی مسئولیت الهی انسان در قبال طبیعت است و در مجموعه سنتهای ملی در پرتو معنویت بازخوانی میشوند و معنویت در متن زندگی جمعی عینیت مییابد.
ایران زیستی در ادبیات رهبر انقلاب، افقی منطقهای نیز دارد. احیای هویت ملی مقدمهای برای شکلگیری نظمی نو در پیرامون ایران تلقی میشود؛ نظمی که بهجای سلطهگری بر همکاری و عزت متقابل استوار است. در این نگاه، اقتدار ایران تهدیدی برای همسایگان نیست بلکه پشتوانهای برای ثبات منطقهای است و این تلقی، ایران را از یک واحد سیاسی به یک کانون الهام تمدنی تبدیل میکند و آنچه این منظومه را به یک ایده نو بدل میسازد، تأکید بر زیستپذیر کردن ایران است؛ یعنی تبدیل مفاهیم کلان به تجربه روزمره مردم است. همچنین ایران زیستی زمانی محقق میشود که عزت، امید، پیشرفت و ایمان از سطح شعار به سطح زندگی عادی منتقل شوند. وقتی جوان ایرانی، زبان و تاریخ خود را سرمایه بداند؛ وقتی خانواده ایرانی آیینهای ملی را در پیوند با معنویت تجربه کند؛ و وقتی نخبگان ایرانی، پیشرفت علمی را ادامه همان روایت تاریخی بدانند، آنگاه ایران نه یک آرمان دوردست، بلکه یک واقعیت زیسته خواهد بود.
در نهایت، میتوان گفت ادبیات رهبر انقلاب در پیامهای مکتوب اخیر، طرحی برای بازسازی هویت ایرانی در عصر تلاطمهای جهانی ارائه میکند. این طرح بر پیوند خلاق میان گذشته و آینده، ایمان و ملیت و میان اقتدار و اخلاق استوار است. ایران زیستی در افق رهبری، ایرانی است که خود را میشناسد، به خود اعتماد دارد و میتواند در پیچ تاریخی پیش رو نظمی نو و انسانیتر را رقم میزند. بنابراین چنین ایرانی نه در انفعال تاریخی میماند و نه در تکرار گذشته متوقف میشود بلکه با تکیه بر روح هویت ملی و مذهبی خویش، آینده را به عرصه تحقق معنا بدل میکند.
یادداشت از مصطفی شجاعی
انتهای پیام/