به گزارش خبرگزاری تسنیم ، مدیریت در تراز انقلاب اسلامی، معجونی است از لطافت با مردم و صلابت با کارگزاران. کماند مدیرانی که بتوانند این دو خصلت به ظاهر متضاد را یکجا در خود جمع کنند. از سویی دل در گرو دردهای محرومان داشته باشند و از سوی دیگر، در برابر کمکاری و فساد، کوهی از استواری باشند. آیتالله سید ابراهیم رئیسی اما، تجسم زنده این ترکیب متعالی بود. حال که غبار پرواز ابدیاش در کوههای آذربایجان فرو نشسته، همکاران و یاران دیروزش، یکبهیک از شخصیتی پرده برمیدارند که اخلاص در آن، نه یک تاکتیک سیاسی، که هویت اصلی یک خادم بود.
احمد آریایینژاد، نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی، در گفتوگویی تفصیلی، از لایههای کمتر روایتشده شخصیت شهید جمهور گفت؛ از مهر بیحدش به مردم تا قاطعیت بیامانش با مدیران.
دو روی یک سکه؛ نرمی در برابر مردم، صلابت در برابر کمکاری
احمد آریایینژاد در طلیعه سخن خود، تصویری فشرده اما عمیق از سبک مدیریتی رئیسجمهور فقید ارائه کرد که شاید بتوان آن را مهمترین شاخصه رهبری او دانست. وی اظهار کرد: شهید رئیسی فردی مهربان با مردم و قاطع با مسئولان بود. این جمله کوتاه، در واقع ترسیم مرزهای اخلاقی یک مکتب مدیریتی است. در این نگاه، مهربانی یک فضیلت حاکمیتی است، اما جهتگیری آن تعیینکننده است. مهربانیِ بیهدف که در برابر همه یکسان باشد، نه عدالت میآفریند و نه پیشرفت. رئیسی اما، مهربانی را به سوی مردم نشانه رفته بود، مردمی که در صف مشکلات ایستاده بودند و بیش از هر چیز، به یک همدل واقعی در رأس هرم قدرت نیاز داشتند.در سوی دیگر این معادله اما، قاطعیت با مسئولان قرار میگیرد. آریایینژاد با طرح این دوگانگی، در واقع سازوکار اجرایی دولت سیزدهم را رمزگشایی کرد. رئیسی در قامت یک مدیر عالی، معتقد بود که ترحم بیمورد بر مدیران کمکار، ظلم به مردم است. از این رو، آن نرمی و تواضعی که در مواجهه با شهروندان عادی از خود نشان میداد، در جلسات با مدیران و وزرا جای خود را به جدیت و پیگیری بیوقفه میداد. این ویژگی به او این امکان را میداد که از یک سو سرمایه اجتماعی نظام را با مهرورزی به مردم ترمیم کند، و از سوی دیگر، چرخهای اجرایی را با قاطعیتی که اعمال میکرد، از رخوت و سکون برهاند. این دو خصلت، دو روی یک سکه بودند؛ سکهای که عنوانش خدمت صادقانه بود.
اخلاصِ بیصدا؛ چرا شهید رئیسی به تخریبها پاسخ نمیداد؟
نماینده مردم ملایر در ادامه، انگشت بر یکی از ظریفترین و در عین حال گویاترین خصایل شخصیتی رئیسجمهور شهید گذاشت. خصلتی که شاید در زمان حیاتش، از سوی برخی به اشتباه انفعال تعبیر میشد، اما امروز با نگاهی گذشتهنگر، عمق راهبردی آن آشکار میشود.
آریایینژاد با تأکید بر این ویژگی افزود: اخلاص ایشان از جمله ویژگیهای بارز رئیس جمهور شهید بود. این شهید بزرگوار با تلاش، مظلومیت و در سکوت پیگیر امور بود و خود را وقف و معطوف پاسخ دادن به تخریبها نمیکرد.این جمله، استراتژی ارتباطی منحصربهفرد رئیسی را عیان میکند. در عصری که سیاستمداران معمولاً بخش قابل توجهی از انرژی خود را صرف مدیریت تصویر و پاسخ به منتقدان میکنند، او آگاهانه و عامدانه، سکوت را برگزیده بود. این سکوت اما، از جنس انفعال یا ناتوانی در پاسخگویی نبود، بلکه یک انتخاب آگاهانه برای حفظ تمرکز بر عمل بود.
آریایینژاد از این رویه با تعبیر مظلومیت یاد کرد. مظلومیتی که به باور او، نه از سر ناچاری، که برآمده از یک بلوغ فکری و اخلاص درونی بود. رئیسی ترجیح میداد به جای آنکه در جدالهای کلامی بیحاصل با منتقدان فرسوده شود، وقت و توان خود را صرف پیگیری امور زمینمانده کشور کند.این رویکرد، ریشه در همان اخلاصی داشت که آریایینژاد آن را ویژگی بارز او خواند. کسی که کار را برای رضای خدا و خدمت به خلق انجام میدهد، نیازی به اثبات خود در برابر تخریبها ندارد. او عمل خود را گویاترین پاسخ میداند. نماینده ملایر با اشاره به سرانجام این مسیر، به نکته تأملبرانگیزی اشاره کرد: همین ویژگیها نیز سبب شد به شهادت برسد. این جمله را نباید به سادگی از کنار آن گذشت او تأکید کرد: این حجم از مظلومیت، این همه تلاش بیوقفه، و این اخلاص بیآلایش، در نهایت اجر و پایانی جز شهادت نمیتوانست داشته باشد. گویی شهادت، تقدیر محتوم کسی بود که شهیدانه زندگی کرد.
پر کردن شکافها؛ مدیریتی که ضعفها را میدید و جبران میکرد
یکی از نکات بدیع مصاحبه دکتر آریایینژاد، اشاره او به سبک نظارتی و مدیریت اجرایی شهید رئیسی در درون دولت است. او در این باره تصریح کرد: در هر تیمی نقاط ضعفها و نقاط قوتی وجود دارد. شهید رئیسی با پیگیری و تلاش نقاط ضعف وزرا و تیم خود را پیگیری و جبران میکرد. این جمله پرده از یک ویژگی مغفول در کارنامه رئیسجمهور فقید برمیدارد: او مدیر منزویای نبود که پس از صدور فرمان، منتظر نتیجه بماند. او یک ناظر فعال بود که ضعفهای تیمش را میشناسد، اما به جای برخوردهای حذفی و علنی که انسجام تیم را بر هم میزند، شخصاً وارد میشد تا آن نقاط ضعف را جبران کند.این الگوی مدیریتی، یک درس بزرگ برای مدیران کلان کشور دارد.
در ساختارهای متعارف، معمولاً دو رویه غلط در قبال خطای زیردستان رواج دارد: یا چشمپوشی کامل، یا برخورد قهرآمیز و رسانهای. اما رئیسی راه سومی را برگزیده بود. او ضعفها را نه با داد و فریاد، که با پیگیری و تلاش مضاعف خودش جبران میکرد. به این ترتیب، وزیر یا مدیری که در بخشی از کار خود دچار کاستی بود، به جای آنکه تخریب شود و کنار برود، با همراهی و هدایت مستقیم رئیسجمهور، مسیر صحیح را میآموخت و به کار بازمیگشت. این روش، ضمن حفظ سرمایه انسانی دولت، پیام روشنی به کل بدنه اجرایی میفرستاد: در این تیم، خطا با هدایت پاسخ داده میشود، نه با تخریب.
آریایینژاد در ادامه این بحث، بُعد دیگری از نگاه انسانی رئیسی را برجسته کرد: مراقبت از مظلومان و محرومان از دیگر ویژگیهای شهید رئیسی بود. او وقتی به بازدیدها میرفت با اخلاص رفتار میکرد مانند آنچه که از دیدارش با مردم در رسانهها دیدیم. در اینجا، واژه اخلاص دوباره تکرار میشود، اما این بار نه در برابر تخریبها، که در مواجهه با محرومان. رئیسی در بازدیدهای میدانی خود، نمایش اجرا نمیکرد. رفتار او با مردم محروم، از جنس ترحم از بالا به پایین نبود، بلکه یک همدلی واقعی بود که دوربینها نیز قادر به پنهان کردن آن نبودند. همین اخلاص در دیدارها بود که تصاویر منتشرشده از او را، حتی در قاب رسانهها، متفاوت و ماندگار میکرد.
داغی که بر دل میماند؛ شهادت، پاداش زندگی شهیدانه
احمد آریایینژاد در پایان این گفتوگو، با تعبیری که بار عاطفی و تاریخی عمیقی دارد، سخن خود را به سرانجام رساند: ایشان شهیدانه زندگی کرد و جز شهادت برازنده وی نبود. این جمله، چکیده تمام آن چیزی است که او پیشتر درباره ویژگیهای رئیسجمهور فقید برشمرد. شهیدانه زندگی کردن با شهادتطلب بودن متفاوت است. دومی یک آرزوی دستیافتنی برای مومنان است، اما اولی یک سبک زیست است. کسی که با اخلاص، در سکوت، با مظلومیت، با مهر به خلق و با قاطعیت در برابر ناراستیها زندگی کند، در واقع هر روز خود را در مسیر شهادت سپری میکند، حتی اگر در بستر از دنیا برود. اما برای رئیسی، تقدیر چیز دیگری رقم خورد. او که شهیدانه زیست، عاقبت در اوج خدمت و در میدان عمل، به فیض شهادت نائل شد.
این نماینده مجلس با جمله پایانی خود، مهر تأییدی بر ماندگاری این شخصیت میزند: برخی افراد داغشان بر دل میماند و فراموش نمیشود. داغ رهبر شهید انقلاب و داغ از دست دادن شهید رئیسی اینگونه است. شهید رئیسی شخصیتی برازنده و الهی داشت. این مقایسه، هرچند ظریف و غیرمستقیم، نشاندهنده عمق تأثیری است که رئیسی بر یاران و همکاران خود گذاشته است.
در نگاه آریایینژاد، داغ رئیسی از جنس داغهای معمول نیست. داغهایی از این دست، متعلق به کسانی است که فراتر از یک مقام سیاسی، به یک نماد تبدیل شدهاند. نماد مهربانی با مردم، نماد قاطعیت با مسئولان، نماد اخلاص در عمل، و نماد یک زندگی شهیدانه. اینک در غیاب این مرد الهی، این ملت و مدیرانش هستند که باید بیاموزند چگونه میتوان هم مهربان با مردم بود و هم قاطع با مسئولان. میراثی که رئیسی با خون خود امضا کرد و به یادگار گذاشت.
انتهای پیام/