به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، افزایش روزافزون تقاضای جهانی برای مواد معدنی حیاتی، کشورهای آسیای مرکزی را بیش از هر زمان دیگری به عمق زنجیرههای تأمین جهانی کشانده است. با این حال، آزمون سختتر برای این منطقه، نه داشتن ذخایر غنی، بلکه توانایی حفظ ارزش افزوده این بخش در داخل مرزهای خود است.
مس، تنگستن، گرافیت، آنتیموان، عناصر نادر خاکی و دیگر فلزات، امروزه در کانون تولید باتریها، شبکههای برق، تراشهها، سامانههای تسلیحاتی و انرژیهای تجدیدپذیر قرار دارند. دولتهای منطقه تمایل دارند این بخش برای آنها سرمایه، اشتغال و فناوری به همراه بیاورد؛ اما خطری که وجود دارد، تکرار چرخه کهنهای است که در آن مواد خام از منطقه خارج شده و بخش عمده ارزش افزوده آن در جای دیگری خلق میشود.
جدول تناوبی اوراسیا؛ ثروت بیکران معدنی در قلب منطقه
حجم انبوه ذخایر معدنی آسیای مرکزی، علت اصلی افزایش اشتیاق بازیگران خارجی است. گزارش سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) درباره مواد خام حیاتی در آسیای مرکزی نشان میدهد که این منطقه 39 درصد از ذخایر جهانی سنگ منگنز، 31 درصد کروم، 20 درصد سرب، 13 درصد روی، 9 درصد تیتانیوم، 6 درصد آلومینیوم و 5 درصد از هر یک از معادن مس، کبالت و مولیبدن جهان را در اختیار دارد.
همین گزارش تأکید میکند که قزاقستان توانایی صادرات 21 ماده از 34 ماده خام حیاتی موجود در لیست اتحادیه اروپا را دارد، در حالی که قرقیزستان سومین ذخایر بزرگ آنتیموان جهان و ازبکستان یازدهمین ذخایر بزرگ مس دنیا را دارا هستند.
علاوه بر این، بخش اورانیوم تصویر بزرگتری را ترسیم میکند؛ طبق اعلام انجمن جهانی هستهای، قزاقستان بزرگترین تولیدکننده اورانیوم جهان است و 39 درصد از کل عرضه اورانیوم استخراجشده در جهان را به خود اختصاص داده است.
قزاقستان سریعتر از سایرین این بخش را به ریل سیاستگذاری کشانده و دفتر نخستوزیری این کشور اعلام کرده که آستانه حدود 500 میلیون دلار طی سه سال آینده صرف اکتشافات زمینشناسی و نوسازی زیرساختها خواهد کرد.
قاسم جومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان، این بخش را به برنامههای صنعتی کلان کشور گره زده و اکتشافات جدید نیز این روند را تقویت کرده است. مقامات قزاق در سال 2025 از کشف سایت عناصر نادر خاکی «ژانا قزاقستان» با ذخایر تخمینی بیش از 20 میلیون تن شامل نئودیمیوم، سریم، لانتانوم و ایتریوم خبر دادند.
ازبکستان و خیز 2.7 میلیارد دلاری در بخش فرآوری مس
در سوی دیگر، ازبکستان قویترین گام خود را در بخش مس و ظرفیتهای فرآوری برداشته است. شوکت میرضیایف، رئیسجمهور ازبکستان، مجتمع تغلیظ مس شماره 3 را در مجموعه معدنی و متالورژی «آلمالیق» راهاندازی کرد. این تاسیسات 2.7 میلیارد دلاری برای فرآوری 60 میلیون تن سنگ معدن و تولید حدود 900 هزار تن کنسانتره مس در سال طراحی شده است و ظرفیت تولید روزانه را از 2400 تن به 5000 تن میرساند.
این تکاپوی معدنی ازبکستان، حمایت آمریکا را نیز به همراه داشته است. تاشکند و واشنگتن یادداشت تفاهمی درباره زنجیره تأمین مواد معدنی حیاتی و عناصر نادر خاکی امضا کردند که جایگاه ازبکستان را در تلاشهای آمریکا برای تنوعبخشی به این زنجیرهها و کاهش وابستگی به چین تقویت میکند. شرکت توسعه مالی بینالمللی آمریکا (DFC) نیز یک چارچوب سرمایهگذاری مشترک با ازبکستان در بخشهای استراتژیک امضا کرده است.
قرقیزستان و تاجیکستان نیز با وجود پایههای کوچکتر، برنامههای دولتی مشابهی را برای فعالسازی ظرفیتهای آنتیموان، لیتیوم و عناصر نادر خاکی خود تا افق 2030 آغاز کردهاند.
انحصار 70 درصدی چین و چالش بزرگ پردازش در داخل
پرسش کلیدی و سخت این است که چه مقدار از این ارزش افزوده در منطقه باقی خواهد ماند؟ یک معدن میتواند دستمزد، مالیات و قراردادهایی را برای شرکتهای محلی ایجاد کند؛ اما یک زنجیره صنعتی گستردهتر شامل پالایش، ذوب، آزمایشگاهها، مهندسی و آموزش است که تفاوت واقعی را رقم میزند.
شکاف فرآوری در منطقه همچنان عمیق است. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) گزارش داده که چین پالایشکننده اصلی 19 ماده از 20 ماده معدنی استراتژیک و مهم جهان است و میانگین سهم بازار آن حدود 70 درصد برآورد میشود.
در بخش عناصر نادر خاکی، چین بیش از 90 درصد از پالایش و تولید مگنت را در اختیار دارد. همین سیطره پکن بر زنجیرههای تأمین و نه فقط معادن، علت اصلی توجه ویژه واشنگتن، بروکسل و بانکهای توسعه به آسیای مرکزی است.
اتحادیه اروپا توافقنامههای متعددی برای مواد خام حیاتی با قزاقستان و ازبکستان امضا کرده و بانک توسعه آسیایی نیز تسهیلات مالی مشترکی را در سمرقند برای حمایت از بخش پردازش و بازیافت راهاندازی کرده است. شانزدهمین کنگره معدن و متالورژی آستانه در ژوئن امسال، آزمونی برای سنجش میزان تبدیل این استراتژیهای مکتوب به پروژههای مالی و فناوری خواهد بود.
سایه سنگین آلودگیهای رادیواکتیو بر محیط زیست منطقه
این پروژهها در کنار حجم بالای فرصتهای اقتصادی، یک چالش زیستمحیطی حیاتی را نیز برجسته میکنند؛ اینکه آسیای مرکزی با چه سرعتی میتواند استخراج و فرآوری را بدون تضعیف استانداردهای محیط زیستی توسعه دهد؟ معدنکاری نیازمند مصرف مقادیر کلان آب، انرژی و مواد شیمیایی است و پسماندهای خطرناکی تولید میکند که نیازمند مدیریت بلندمدت هستند. گزارشهای بینالمللی هشدار میدهند که این روند میتواند به تخریب اراضی، انتشار گازهای گلخانهای، آلودگی آب و هوا و نابودی تنوع زیستی در آسیای مرکزی منجر شود.
به عنوان نمونه، بررسیهای رسانهای در آوریل امسال روی معادن اورانیوم قزاقستان در منطقه «سوزاک»، نشان داد که سطح اورانیوم در یک دریاچه مصنوعی در نزدیکی یک مدرسه، 2.9 برابر بالاتر از استانداردهای آب آشامیدنی اروپا است. اگرچه این یافته یک الگوی فراگیر در کل صنعت نیست، اما نشان میدهد چرا دسترسی به دادههای عمومی آب، آزمایشهای مستقل و قوانین شفاف مسئولیتپذیری ضروری هستند. سران منطقه در نشست اکولوژیک آستانه در آوریل 2026، اعلامیه «همبستگی زیستمحیطی آسیای مرکزی» را تصویب کردند، اما این اصول اکنون با واقعیتهای سخت معدنکاری مواجه شده است.
امروز آسیای مرکزی در مقایسه با دورههای قبل، اهرمهای بیشتری برای چانهزنی در اختیار دارد. خریداران به دنبال امنیت تأمین هستند و این فرصتی را به دولتهای منطقه میدهد تا فراتر از حجم صادرات خام، مطالبات جدیتری مانند انتقال فناوری و فرآوری داخلی را روی میز بگذارند. گام بعدی به انتخابهای عملی بستگی دارد: قراردادهای شفاف، پایش دقیق منابع آب، تارگتهای فرآوری محلی و تربیت تکنسینها. اگر این شروط محقق شوند، مواد معدنی حیاتی میتوانند پایهگذار کارخانهها و رشد پاک باشند؛ در غیر این صورت، منطقه بار دیگر در تله خامفروشی گرفتار خواهد شد.
انتهای پیام/