به گزارش خبرگزاری تسنیم از مریوان، تالاب زریوار سالها است در صدر فهرست نگرانیهای زیستمحیطی کردستان قرار دارد؛ زیستبومی کمنظیر که هر بار با سفر یک مقام کشوری یا استانی، دوباره به تیتر رسانهها بازمیگردد، اما پس از پایان نشستها و بازدیدهای رسمی، همچنان با همان زخمهای قدیمی رها میشود.
تالاب زریبار دیگر فقط یک جاذبه طبیعی نیست؛ زخمی باز در قلب کردستان است. زخمی که هر سال مسئولان کشوری و استانی برای دیدنش میآیند، مقابل دوربینها وعده میدهند، چند جمله درباره «لزوم حفاظت» میگویند و میروند؛ اما وقتی خودروهای تشریفاتی مریوان را ترک میکنند، زریوار میماند و همان بحرانهای همیشگی؛ فاضلاب، رسوب، ساختوساز بیضابطه، کاهش کیفیت آب، نابودی زیستگاهها، توسعه بیضابطه، مدیریت پراکنده و مدیریتی که بیشتر از آنکه عملیاتی باشد، تبلیغاتی و مناسبتی است.

اظهارات اخیر شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در جریان سفر به مریوان، درباره حمایت از گردشگری سازگار با محیط زیست و تأکید بر اجرای برنامه جامع مدیریت تالاب، در ظاهر امیدوارکننده است، اما برای افکار عمومی مریوان، این سخنان بیش از آن که نویدبخش باشد، یادآور سلسلهای از وعدههای تکراری است که طی سالهای گذشته بارها مطرح شده، اما خروجی ملموسی برای تالاب نداشته است.
این معاون رئیس جمهور زریوار را یکی از کریدورهای مهم پرندگان مهاجر و از تالابهای ارزشمند کشور توصیف کرد و گفت برنامه مدیریت جامع تالاب، وظایف دستگاههای مختلف را مشخص کرده است. وی همچنین بر جلوگیری از ورود آلودگیها، مشارکت جوامع محلی و توسعه گردشگری پایدار تأکید کرد؛ محورهایی که تقریباً در تمام سفرهای مشابه مسئولان به مریوان تکرار شدهاند.
اما مسئله اصلی اینجاست که زریوار دیگر در مرحله «شناسایی بحران» نیست؛ تالاب سالهاست وارد مرحله فرسایش تدریجی شده و بسیاری از تهدیدها از سطح هشدار عبور کردهاند. ورود فاضلاب شهری و روستایی، انباشت رسوبات، کاهش کیفیت آب، رشد بیرویه برخی گونههای مهاجم، تخریب حریم تالاب و فشار ناشی از توسعه غیراصولی گردشگری، شرایطی ایجاد کرده که کارشناسان محیط زیست بارها نسبت به آینده این اکوسیستم هشدار دادهاند.
در چنین شرایطی صرف بیان چند جمله کلی درباره «حفاظت» و «گردشگری پایدار» دیگر نمیتواند افکار عمومی را قانع کند. مردم مریوان سالها است میشنوند که زریوار باید نجات پیدا کند، اما همچنان بسیاری از پروژههای حیاتی ساماندهی فاضلاب، کنترل روانآبهای آلوده، مدیریت پسماند و تعیین تکلیف ساختوسازهای حاشیه تالاب یا بهکندی پیش میرود یا در پیچوخم اعتبارات و اختلاف دستگاهها گرفتار مانده است.

افکار عمومی مریوان و فعالان محیط زیست حق دارند بپرسند این سخنان چه تفاوتی با دهها وعده مشابه سالهای گذشته دارد؟ چند «برنامه جامع» دیگر باید تصویب شود تا بالاخره یک اقدام ملموس و اثرگذار در زریوار دیده شود؟
واقعیت تلخ این است که دریاچه زریبار سالها است قربانی شکاف عمیق میان حرف و عمل شده است. تقریباً هیچ مقام ارشدی به مریوان سفر نکرده مگر اینکه از «ضرورت حفاظت از زریوار» سخن گفته باشد، از استانداران و مدیران محیط زیست گرفته تا معاونان وزرا و مسئولان ملی، همه آمدهاند، هشدار دادهاند، جلسه گرفتهاند و رفتهاند، اما خروجی این رفتوآمدهای پرهزینه برای تالاب چه بوده است؟
تناقض بزرگ ماجرا اینجاست که از یکسو مسئولان از اهمیت اکولوژیکی زریوار سخن میگویند و از سوی دیگر تالاب همچنان قربانی مدیریت جزیرهای و نبود اراده اجرایی قاطع است. دستگاههای مختلف هر کدام بخشی از مسئولیت را برعهده دارند، اما هنگام بروز بحران، پاسخگویی مشخصی وجود ندارد. همین وضعیت باعث شده که «برنامه جامع مدیریت تالاب» در افکار عمومی بیشتر شبیه یک سند روی کاغذ دیده شود تا نقشه راهی عملیاتی.

زریبار؛ تالابی در محاصره تهدیدها
امروز بزرگترین خطر برای زریوار فقط خشکسالی یا تغییرات اقلیمی نیست، بلکه فرسایش تدریجی تالاب بر اثر سوءمدیریت مزمن است. ورود فاضلابهای شهری و روستایی، روانآبهای آلوده، رسوبات ناشی از تخریب مراتع و جنگلها، گسترش بیضابطه ساختوساز و فشار گردشگری غیر اصولی، زریوار را به نقطهای بحرانی رسانده است.
در سالهایی که مسئولان از «گردشگری پایدار» سخن گفتهاند، بخشهایی از حریم تالاب عملاً قربانی توسعه بیبرنامه شده است. تناقض آشکار اینجاست؛ از یکسو شعار حفاظت داده میشود و از سوی دیگر، نظارت مؤثری بر فعالیتهایی که به اکوسیستم تالاب آسیب میزنند، دیده نمیشود.
مسئله فقط تهدید محیط زیستی نیست؛ زریوار اکنون درگیر بحران حکمرانی است. دستگاههای متعدد درباره تالاب تصمیم میگیرند، اما مسئولیتپذیری مشخصی وجود ندارد. وقتی بحران تشدید میشود، همه از کمبود اعتبار حرف میزنند، اما هیچ نهادی پاسخ نمیدهد چرا برنامههای قبلی شکست خورد یا چرا مصوبات اجرا نشد.
علیرغم عدم پایبندی به تعهدات و قراردادهای منعقده بین محیط زیست و شهرداری مریوان در سنوات گذشته از سال 1388 در حوزه محدوده گردشگری و بهعنوان یکی از پتانسیلهای استان و غرب کشور، فقط به ساخت و ساز غیرمجاز و توسعه بوفه و دکههای غیرمجاز و شغلهای کاذب معطوف شده و علاوه بر آسیب به چشمانداز طبیعی تالاب موجبات ناراضایی مسافرین و گردشگران را فراهم کرده و تجارب سالیان گذشته عدم توانایی شهرداری در مدیریت پهنه گردشگری را اثبات کرده است.
علیرغم سلب مسئولیت شهرداری در دولت و مدیریت قبل، مجددا در تجربهای ناموفق این واگذاری بهجای یک شرکت توانمند و ذیصلاح و در خور جاذبههای گردشگری و زیست بومی تالاب بینالمللی با رعایت استانداردهای جهانی به شهرداری واگذار شد
عدم برخورد با شهرداری مریوان در حوزه مدیریت نامناسب پسماند که با رویکردی پسرفتی در کنار جاده جدیدالاحداث مریوان-سنندج با جاذبههای گردشگری بینظیر بهصورت غیرمجاز و در پناه جنگلی تخلیه که علاوه بر آلودگی هوا و منظر در حریم جاده با سرازیر و نشت شیرابه زباله شهری به رودخانه موجبات آلودگی خاک و آبهای سطحی و زیرزمینی شده و کانونی بحرانی در منطقه را فراهم کرده است که بهدلیل عدم دفن و تخلیه هزاران تن زباله در بافت متراکم جنگلی که همواره مورد اعتراض جهاد کشاورزی و آب منطقهای بوده که پتانسیل بالقوه برای حریق به جنگلهای منطقه در فصل گرم را داراست. لزوم ورود جدی و برخورد با کسانی که در این زمینه ترک فعل دارند بسیار ضروری بوده و دستگاه قضا باید بدون اغماض در مطالبه حقوق عامه مردم ورود پیدا کند.

گردشگری؛ فرصت یا تهدید تازه؟
اظهارات رئیس سازمان حفاظت محیط زیست درباره حمایت از طرحهای گردشگری، اگر چه در چارچوب توسعه پایدار مطرح شده، اما نگرانیهای جدی نیز ایجاد میکند. تجربه سالهای گذشته نشان داده که در بسیاری از مناطق طبیعی کشور، نام «گردشگری» به پوششی برای مداخلات مخرب تبدیل شده است.
زریبار تالابی شکننده است؛ اکوسیستمی که ظرفیت تحمل فشار بیضابطه را ندارد. اگر پیش از ایجاد زیرساختهای کنترل آلودگی، ساماندهی فاضلاب، تعیین دقیق ظرفیت برد تالاب و اعمال نظارت سختگیرانه، مسیر توسعه گردشگری گسترده باز شود، نتیجه میتواند فاجعهبار باشد.
فعالان محیط زیست سالها است هشدار میدهند که زریبار دیگر تاب پروژههای نمایشی و تصمیمات مقطعی را ندارد. تالاب نیازمند احیای واقعی است، نه رونمایی از طرحهایی که بیشتر برای تولید خبر و گزارش مدیریتی طراحی شدهاند.
موضوع گردشگری به یکی از نگرانیهای جدی فعالان محیط زیست تبدیل شده است. اگر چه توسعه گردشگری میتواند برای مریوان فرصت اقتصادی ایجاد کند، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده که نبود نظارت و ضعف زیرساختها، گاه خود به عاملی برای فشار بیشتر بر تالاب تبدیل شده است. کارشناسان هشدار میدهند که زریوار توان تحمل پروژههای غیر کارشناسی و توسعه شتابزده را ندارد و هرگونه طرح گردشگری باید بر اساس ظرفیت واقعی اکوسیستم تعریف شود، نه بر مبنای اهداف تبلیغاتی و درآمدی کوتاهمدت.

مردم مریوان؛ تماشاگر یا شریک حفاظت؟
یکی از معدود نکات قابل دفاع در سخنان اخیر معاون رئیس جمهور تأکید بر نقش جوامع محلی بود. واقعیت این است که بدون مشارکت واقعی مردم مریوان هیچ برنامه حفاظتی موفق نخواهد شد، اما پرسش مهم اینجاست؛ آیا تاکنون مردم واقعاً در تصمیمگیریها شریک بودهاند یا فقط در سخنرانیها از آنها نام برده شده است؟
سالهاست فعالان مردمی، انجمنهای زیستمحیطی و رسانههای محلی درباره وضعیت زریوار هشدار میدهند، اما اغلب یا نادیده گرفته شدهاند یا تنها در مراسمها مورد تقدیر نمادین قرار گرفتهاند. حفاظت از تالاب بدون اعتمادسازی و بدون واگذاری نقش واقعی به جامعه محلی، صرفاً یک شعار اداری باقی میماند.



بحران زریبار؛ محصول مدیریت جزیرهای
یکی از ریشههای اصلی وضعیت فعلی زریوار نبود مدیریت یکپارچه است. شهرداری، محیط زیست، آب منطقهای، منابع طبیعی، میراث فرهنگی و فرمانداری هر کدام بخشی از مسئولیت را برعهده دارند، اما در عمل هیچ فرماندهی واحد و پاسخگویی مشخصی وجود ندارد.
در این میان نقش جوامع محلی نیز همچنان کمتر از حد انتظار است. هر چند مسئولان از مشارکت مردم سخن میگویند، اما فعالان, انجمنهای محیط زیستی معتقدند که هنوز سازوکار مشخص و مؤثری برای حضور واقعی جامعه محلی در تصمیمگیریها ایجاد نشده است. این در حالی است که بدون اعتمادسازی و مشارکت مستقیم مردم مریوان، حفاظت پایدار از زریوار عملاً امکانپذیر نخواهد بود.
اکنون افکار عمومی منتظر شنیدن وعده تازه نیست، مطالبه اصلی مردم مریوان، اقدام شفاف، زمانبندی مشخص و پاسخگویی مسئولان است. پرسش مهم اینجاست؛ آیا این سفر و این اظهارات سرآغاز تغییری واقعی در وضعیت زریوار خواهد بود یا چند روز دیگر همهچیز دوباره به سکوت همیشگی تالاب بازمیگردد؟
انتهای پیام/481/