به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، محمود خردمند، استاد دانشگاه، اقتصاددان و آیندهپژوه طی یادداشتی اختصاصی با عنوان "ترامپ باز هم عقبنشینی کرد / چرا جنگ تمامعیار محتملترین گزینه نبود و نیست" که در اختیار خبرگزاری قرار داد، نوشت:
از طوفان تهدیدات تا عقبنشینی 24 ساعته
شب گذشته (بامداد 28 اردیبهشت) در تحلیلی دقیق و مبتنی بر آیندهپژوهی علمی اعلام کردیم: بر خلاف طوفان تهدیدات و توئیتهای خشمگین ترامپ علیه ایران، بررسیهای ما نشان میدهد احتمال جنگ تمامعیار آمریکا علیه ایران نه تنها افزایش نیافته، بلکه کاهش هم یافته است (یعنی کمتر از ده درصد).
این تحلیل در شرایطی منتشر شد که اکثریت رسانههای کشور و بسیاری از تحلیلگران، جنگ تمامعیار و ترکیبی علیه ایران را قطعی میدانستند. فضای روانی چنان سنگین بود که شاید کمتر کسی جرأت انتشار چنین تحلیلی را داشت.
اما نتیجه چه شد؟ تنها 24 ساعت پس از اوج تهدیدات ترامپ، او با ادعاهای مضحک از مواضع خودش عقبنشینی کرد. بار دیگر پیشبینی مبتنی بر آیندهپژوهی علمی درست از آب درآمد و خطای تحلیلهای احساسی و جنگزده آشکار شد.
چرا ترامپ جنگ تمامعیار را آغاز نمیکند؟ (دلایل راهبردی)
دلیل اول: ترامپ به دنبال خروج است، نه ورود عمیقتر
باور غلط رایج این است که «ترامپ دیوانه است و هر کاری ممکن است بکند». اما واقعیت این است که ترامپ یک تاجر و سیاستمدار است که به دنبال «بهترین معامله» برای خودش است.
او با تهدیدات نظامی به دنبال اهرم فشار برای مذاکره است، نه شروع یک جنگ تمامعیار که انتهایش را نمیبیند. او به دنبال راهی برای خروج از جنگ با ژستی پیروزمندانه است.
دلیل دوم: ایران پاسخ سخت و بیسابقهای خواهد داد
ترامپ و مشاورانش به خوبی میدانند که هرگونه حمله محدود به ایران، با پاسخی سخت، گسترده و بیسابقه مواجه خواهد شد. عملیات «پروژه آزادی» که با ادعای عبور دو کشتی از تنگه هرمز آغاز شد، پس از واکنش کوبنده ایران، مفتضحانه شکست خورد و آمریکا مجبور به عقبنشینی شد. این تجربه، یک بازدارندگی مؤثر ایجاد کرده است.
دلیل سوم: فشارهای داخلی آمریکا تمامشدنی نیست
ترامپ با سه فشار بزرگ داخلی روبروست: محبوبیت 33 درصدی و سقوط آزاد، قیمت بنزین 5 دلاری و تورم سرسامآور، و کنگرهای که نیمی از اعضای آن مهلت 60 روزه را تمام شده میدانند و خواهان پایان جنگ هستند. آغاز یک جنگ تمامعیار در این شرایط، خودکشی سیاسی برای ترامپ خواهد بود.
دلیل چهارم: جامعه بینالمللی پشت آمریکا نیست
چهل کشور اروپایی در نشستی اخیر خواستار پایان جنگ شدهاند. چین نه تنها به ترامپ در سفر پکن کمک نکرد، بلکه برگ برنده را در اختیار گرفت. روسیه پیشنهاد پذیرش اورانیوم غنیشده ایران را داده است. آمریکا در انزوای بینالمللی بیسابقهای قرار دارد.
چرا تحلیل آیندهپژوهی علمی از تحلیلهای سیاسی دقیقتر است؟
تحلیلهای سیاسی معمولاً تحت تأثیر جو روانی لحظه، شایعات، فشار رسانهای و احساسات قرار میگیرند.
وقتی ترامپ توئیت خشمگین میکند و رسانههای داخلی آن را به عنوان «آمادهباش برای جنگ» بزرگنمایی میکنند، تحلیلگر سیاسی احساسی ناچاراً «جنگ تمامعیار را قطعی» اعلام میکند.
اما آیندهپژوهی علمی بر اساس نشانههای ضعیف، الگوهای رفتاری بازیگران، تحلیل هزینه-فایده، و روندهای ساختاری عمل میکند. این روش به ما اجازه میدهد سروصدای رسانهای را نادیده بگیریم و به منطق پشت پرده توجه کنیم.
منطق پشت پرده این بود: ترامپ با دست خالی از چین برگشته، تحت فشار داخلی است، و میداند ایران پاسخ کوبنده خواهد داد؛ بنابراین احتمال جنگ تمامعیار نه تنها افزایش نیافت، بلکه کاهش یافت.
ترامپ به دنبال خروج با ژست پیروزمندانه است
مادامی که ایران نشان دهد هرگونه حمله محدود با پاسخ سخت و بیسابقه مواجه خواهد شد، ترامپ هیچ راهی جز عقبنشینی تدریجی و جستجوی راهی برای خروج «آبرومندانه» نخواهد داشت.
ترامپ ساعاتی پیش با ادعاهای مضحک (مانند «ما پیروز شدهایم» و «بخاطر عربستان و امارات مهلتی دیگر به ایران میدهم») تلاش کرد شکست خود را به عنوان پیروزی جا بزند. این دقیقاً همان الگویی است که در بحرانهای قبلی نیز دیده بودیم: تهدیدات سنگین، عقبنشینی، و سپس روایتسازی از «پیروزی».
جنگ تمامعیار کماحتمالترین سناریو باقی میماند. ایران اکنون در قویترین جایگاه خود از ابتدای جنگ تاکنون قرار دارد: هم از نظر میدانی (حاکمیت بر تنگه هرمز، توان موشکی 70 درصدی) و هم از نظر دیپلماتیک (چین و روسیه پشت ایران).
ترامپ بوفالوی عصبانی است که غرش میکند، اما گاز نمیگیرد. تا زمانی که ایران قاطع و یکپارچه بایستد، او جز عقبنشینی راهی ندارد.
انتهای پیام/424