به گزارش خبرگزاری تسنیم، زندهیاد مهدی سپهر سال 1328 در اهواز چشم به جهان گشود. او گرچه دانشآموخته رشته مهندسی راه و ساختمان بود اما عشق به موسیقی مسیر زندگیاش را تغییر داد. وی فعالیت هنری خود را در سال 1350 از رادیو در میدان ارگ تهران آغاز کرد.
این خواننده، نخستین بار توسط علی تجویدی آهنگساز و ویولونیست برجسته به عنوان خواننده معرفی شد. نخستین اثری که توسط مهدی سپهر اجرا شد، آهنگ «در کام امواج» با آهنگسازی علی تجویدی بود.
ترانه «بهار را صدا بزن» که از خاطرهانگیزترین آثار ادبی شاعران معاصر ایران محسوب میشود، توسط مهدی سپهر به قطعهای جاودانه در موسیقی پاپ دهه هفتاد تبدیل شد. این اثر همچنان در حافظه شنیداری نسلهای آن دوران زنده است.
خاکسپاری زندهیاد سپهر فردا سهشنبه 29 اسفند در بهشت زهرا برگزار خواهدشد.
مهدی سپهر چند سال پیش در گفتوگو با یکی از رسانهها گفته بود: «اولین تصویری که از من در تلویزیون بعد از انقلاب پخش شد با اثری به نام «رودها و موجها» با شعری از حجتالاسلام جواد محدثی بود. ایشان مدرس حوزه علمیه قم هستند. این شعر را واحد موسیقی به من داد و گفتند روی این شعر آهنگ بساز. من که آن موقع ایشان را نمیشناختم، گفتم چه آهنگی بسازم؟ گفتند ایشان خواستهاند با گیتار بسازی. گفتم من یک عمر این کار را کردهام و بلدم چون خودم اصلاً گیتار میزنم. ولی با این چه کار کنم؟ گفت: دیگر خودت میدانی! من گذاشتم روی داشبورد ماشینم و همینطور که داشتم میآمدم آهنگش را ساختم چون خودم هم آهنگسازی میکنم و شعر هم میگویم. تا از صداوسیما به خانه برسم آهنگ را ساختم و زنگ زدم گفتم آهنگش را ساختم. گفتند: شوخی نکن! گفتم به خدا. قرار گذاشتیم همان شب در منزل یکی از دوستان نشستیم و من این آهنگ را با گیتار زدم و شعر را خواندم. گفت عالیه فقط ریتمش را باید کندتر بکنی. چون ریتم اولیهاش فلامینگو بود.
سپهر در ادامه همین خاطره میگوید: آهنگ را همان شبی که من ضبط کردم یک کپی دادم به موتوری، رفت میدان ارگ تا پخش بشود و سریعاً پخش شد. البته در آن زمان روی شعر گفتند: «نه بر سر و سینه تاریخ گلی باید زد و این حرفها، کلماتی هستند که نباید در شعر باشد.». گفتم: «من که نگفتم! یک روحانی شعر را سروده است.» از آقای محدثی هم تقدیر شد که چنین شعری سرودند. من هم نگذاشتم کاری که انجام دادهام از بین برود بنابراین «بهار را صدا بزن» را خواندم. اول «رودها و موجها» بود و بعد «بهار را صدا بزن» که آهنگ از من و تنظیم از پسرم نوید بود. «بهار را صدا بزن» را از FM ضبط کرده بودند و در میادین و سایر جاها پخش میکردند. من فکر کردم کاست آن بیرون آمده. از فروشندهها میپرسیدم: «چه جوری این آهنگ را بهدست آوردید؟»، میگفتند: «ما یواشکی ضبط کردیم، کاست زدیم و وارد بازارش کردیم». اما من خوشحال بودم که این آهنگ ها به منازل مردم راه پیدا کرده بود.
سپهر در همان گفتوگو به اوضاع موسیقی پاپ انتقاد میکند و میگوید: «واقعا الان مد شده که صدا نازکها (چپ کوکخوانها) مهتر موسیقی پاپ شدهاند، صداهایشان اغلب مثل صدای بانوان نازک است. این سبک دارد یکنواخت میشود. ما باید صداهای بیسدار، صداهای باریتون، صداهای مردانه را پر و پال دهیم. مدام صداها نازکتر میشود. ما یک خوانندهای داشتیم به نام آقای بسطامی (خدا رحمتش کند) صدایش چپ کوک بود. خب! هرکسی هم واقعاً این صدا را ندارد ولی چپ کوکی بود که راست کوک هم میخواند یعنی تنالیته پایین هم داشت ولی اینها در موسیقی پاپ کاری کردند که موسیقی پاپ ما تبدیل شده به اشک و ناله. آه و ناله. اشعار با محتوای ناسزا گفتن به معشوق و بد و بیراه گفتن به زندگی ساخته میشود. یک عده هم مریضحال میخوانند. رفتی من از غم تو چه کنم؟ من بیمارم، من مریضم! من علیلم و شلم و… با این روشها و متدها داریم غرور و مردانگی را در موسیقی پاپ از دست میدهیم.»
انتهای پیام/