به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، خبرگزاری انگلیسی با اشاره به رویکرد قلدرمآبانه رئیسجمهور آمریکا در مقابل کشورها، نوشته است که این نوع سیاستورزی در مقابل جمهوری اسلامی ایران جواب نداده و به بنبست خورده است.
«ترامپ در مقابل ایران به بنبست خورده است.» این جمله کوتاه، چکیده تمام گزارشی است که رسانه انگلیسی رویترز از سیاستخارجی ترامپ در مقابل ایران طی یکسال اخیر و بهخصوص در جنگ اخیر منتشر کرده است. ترامپ در جنگ اخیر مقابل ایران نهتنها به هیچ یک از اهداف خود نرسیده بلکه ترکشهای جنگ چنان ضربهای به اقتصاد کشورش زده که بسیاری از جمهوریخواهان بهشدت نگرانند که با این وضعیت آنها انتخابات میاندورهای آبانماه را هم ببازند. دیروز نیویورکتایمز در گزارشی نوشت: «جنگ ترامپ فقرا را مجازات میکند و پمپ بنزین نقطه شروع ماجراست.» به نوشته این روزنامه، هزینههای انرژی از زمان حمله آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران در 28 فوریه(9 اسفند) طبقه کارگر را در هم کوبیده است. افزایش قیمت دو محصول انرژی یعنی بنزین و گازوئیل، نزدیک به 40میلیارد دلار هزینه اضافی به مصرفکنندگان آمریکایی تحمیل کرده است؛ رقمی که از برآورد هزینه عملیات نظامی پنتاگون پیشی گرفته است. آمریکاییهای کمدرآمد ناچار شدهاند حداقل نیمی از درآمد هفتگی خود را برای پرداخت هزینه اضافی سوخت از زمان شروع جنگ اختصاص دهند!
شکست سیاست بازی با آتش
برمیگردیم به گزارش رویترز، ترامپ طی 15ماه گذشته عادت داشت که با قلدری سیاست خود را در مقابل سایر کشورها اعم از دوست و دشمن پیش ببرد. او با تهدید به جنگ، اشغال نظامی یا وضع تعرفهها بسیاری از کشورها را از اروپا گرفته تا آسیا و آمریکایلاتین مطیع خود کرد. اما تنها جایی که به نوشته این رسانه انگلیسی سیاست او به در بسته خورد ایران بود. رویترز در اینباره نوشته است : «در طول سال اول بازگشت ترامپ به کاخسفید، سبک مذاکره تند رئیسجمهور آمریکا امتیازاتی را از کشورهای دیگر در موضوعات مختلف، از جمله تعرفهها برای او به ارمغان آورد. اما به نظر میرسد همین نوع دیپلماسی قهری با ایران، که با تهدیدهای عمومی، توهینها و اولتیماتومها همراه است، به بنبست خورده و ممکن است تلاشهای او برای پایان دادن به جنگ ایران را تضعیف کند، جنگی که اقتصاد جهانی را به لرزه درآورده است.»
آنطور که در این گزارش میخوانیم: «با به بنبست رسیدن مذاکرات، ترامپ ناامیدی فزایندهای را نسبت به بحران 11 هفتهای نشان داده است، اما تمایل کمی برای نرم کردن رویکرد دیپلماتیک خشن خود در قبال ایران نشان میدهد. این موضوع برای حلوفصل سریع مسائل از طریق مذاکره مناسب نیست و این نگرانی را تقویت میکند که بنبست کنونی و شوک بیسابقه آن به منابع انرژی جهانی میتواند با تداوم سیاست لبه پرتگاه (بازی با آتش) تا مدتی نامعلوم ادامه پیدا کند.
اگرچه ایران اساساً کنترل خود را بر تنگه حیاتی هرمز حفظ کرده و این به تهران اهرم فشاری قابلتوجه میدهد، اما ترامپ بر کتاب قواعد دیپلماتیکی پافشاری میکند که با خواستههای حداکثری، غیرقابل پیشبینی بودن، سیگنالهای متناقض و لحن تند مبتنی است.»
رویترز در ادامه با اشاره به عقبنشینیهای پیدرپی ترامپ پس از تهدیدات شدید علیه ایران نتیجه گرفته است که: «ادامه بنبست با ایران در حالی رخ میدهد که ترامپ با فشار داخلی بر سر قیمت بالای بنزین و محبوبیت پایین خود پس از آغاز جنگی نامحبوب پیش از انتخابات میاندورهای کنگره مواجه است، در حالی که همحزبیهای جمهوریخواهِ او برای حفظ کنترل کنگره تلاش میکنند. تکاندهندهترین سخنان او ماه گذشته بود، زمانی که در پیامی در شبکههای اجتماعی تهدید کرد که تمدن ایران را نابود میکند، مگر اینکه به توافقی دست یابد. ترامپ در نهایت عقبنشینی کرد و با آتشبس موافقت نمود. اما بعد از آن در عید پاک، با استفاده از الفاظ رکیک تهدید کرد که پلها و شبکه برق ایران را نابود میکند و این هشدار را چند بار تکرار کرده است. رئیسجمهور آمریکا بارها اصرار کرده است که ایران کاملاً در هم کوبیده شده است، علیرغم شواهد متناقضی که خودِ آمریکاییها ارائه میدهند. او مدعی است که آنها برای توافق «التماس» میکنند. اما ایرانیها نشان میدهند که میتوانند هزینه اقتصادی سنگینی بر دشمن تحمیل کنند.»
ایرانیهای متفاوت
رویترز میافزاید: «ترامپ خود را یک معاملهگر خبره معرفی میکند و همواره اصرار داشته است که غیرقابل پیشبینی بودن یک تاکتیک مذاکراتی با هدف به هم ریختن تعادل طرف مقابل است. این رویکرد در برخی موارد که او به دنبال توافقهای تعرفهای با شرکای تجاری بوده، در کسب امتیازات کمک کرده است، اگرچه او اغلب به کمتر از خواستههای اولیه خود رضایت داده است. به گفته تحلیلگران، ترامپ که با وعده حفظ آمریکا از جنگهای خارجی کارزار انتخاباتی خود را به پایان رساند، میخواهد در مقابل ایرانیها خطرناک به نظر برسد تا آنها را برای عقبنشینی در مورد برنامه هستهای و سایر مسائل بترساند. اما مقامات پیشین آمریکایی که با ایران مذاکره کردهاند میگویند که این روش با توجه به ریشهدار بودن نهادهای روحانی و نظامی ایران و غرور این کشور به تاریخ طولانی خود، احتمالاً جواب نمیدهد». «نیت سوانسون»، مقام پیشین وزارت امورخارجه که تا جولای در تیم مذاکرهکننده حضور داشت، در اینباره گفت: «این تصور نادرست وجود داشته که اگر فشار کافی بر ایران وارد کنید، تسلیم خواهد شد، اما نحوه کار با ایران به این شکل نیست».
منبع جدید قدرت ایران
شبکه تلویزیونی «سیانان» هم در گزارشی با اشاره به موفقیت ایران در کنترل تنگه هرمز از منبع جدید قدرت ایران در زیر دریا خبر داده و نوشته است: «ایران که از موفقیت خود در انسداد تنگه هرمز در زمان جنگ جسارت یافته، اکنون به یکی از شریانهای پنهان اقتصاد جهانی روی آورده است: کابلهای زیردریایی زیر آبراه که حجم عظیمی از ترافیک اینترنت و مالی را بین اروپا، آسیا و خلیجفارس منتقل میکنند.»
سیانان با اشاره به گزارش رسانههای ایرانی در این زمینه نوشت، جمهوری اسلامی قصد دارد برای استفاده از کابلهای اینترنت زیردریایی که در زیر تنگه هرمز قرار گرفتهاند، از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان هزینه دریافت کند و رسانههای وابسته به دولت ایران بهطور مبهم تهدید کردهاند که در صورت عدم پرداخت، ممکن است این ترافیک دچار اختلال شود.
به نوشته سیانان هفته گذشته، قانونگذاران مجلس ایران طرحی را مورد بحث قرار دادند که میتواند کابلهای زیردریایی متصلکننده کشورهای عربی به اروپا و آسیا را هدف قرار دهد. براساس این طرح مجلس ایران قصد دارد برای کابلهای اینترنت هزینه وضع کند.
سیانان میافزاید: ایران به دنبال تبدیل اهرم جغرافیایی خود به قدرت اقتصادی و استراتژیک بلندمدت است.
کابلهای زیردریایی ستونفقرات اتصال جهانی را تشکیل میدهند و اکثریت قریب به اتفاق ترافیک اینترنت و دادههای جهان را منتقل میکنند. هدف قرار دادن آنها فراتر از سرعت اینترنت، بر همهچیز از سیستمهای بانکی، ارتباطات نظامی و زیرساختهای ابری هوش مصنوعی گرفته تا کار از راه دور، بازیهای آنلاین و خدمات پخش آنلاین (استریمینگ) تأثیر خواهد گذاشت.
الگوبرداری از کانال سوئز
به نوشته سیانان رسانههای خبری ایران، پیشنهاد دریافت هزینه برای کابلهای زیردریایی که از آبهای این کشور عبور میکنند را مطابق با قوانین بینالمللی دانستهاند و به کنوانسیون 1982 سازمان ملل متحد در مورد حقوق دریا (UNCLOS) استناد کردهاند که شامل مقررات مربوط به کابلهای زیردریایی است. این گزارش میافزاید: در حالی که ایران این کنوانسیون را امضا کرده اما هنوز به تصویب نرسانده است، از نظر جامعه حقوقی تحت حقوق بینالملل عرفی لازمالاجرا تلقی میشود. ماده 79 این کنوانسیون میگوید که دولتهای ساحلی حق دارند برای کابلها یا خطوط لولهای که وارد قلمرو یا دریای سرزمینی آنها میشوند، شرایطی را تعیین کنند.رسانههای ایران به مصر به عنوان یک پیشینه اشاره کردهاند. قاهره از موقعیت استراتژیک کانال سوئز برای میزبانی بسیاری از کابلهای زیردریایی که اروپا و آسیا را به هم متصل میکنند، بهره برده و سالانه صدها میلیون دلار از محل عوارض ترانزیت و مجوزها درآمد کسب میکند.
منبع: کیهان
انتهای پیام/