به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، قائد عظیم الشأن شهید امام خامنه ای قدس الله نفسه الزکیه فرمودند: آرمان نظام جمهوری اسلامی را می شود در جمله کوتاه ایجاد تمدن اسلامی خلاصه کرد.
حیات تمدنی، گسترده ترین نهاد اجتماعی زیست بشری است. رویکرد ارتقایی، وجه تمایز حیات تمدنی با دیگر حیات های بشری است. اگر ارتقا مبتنی بر جهان وحی، جهان عقل و جهان فطرت باشد حیات تمدنی تعقلی شکل می گیرد و اگر مبتنی بر سه جهان مذکور نباشد تمدن جاهلی را رهنمون است. ادوار حیات تمدنی مبتنی بر دوره پیدایش، دوره گسترش و دوره میرایش است. نیز هژمونی تمدنی در سه سطح ملی، منطقه ای و جهانی فعالیت دارد.
تمدن غرب پس از رنسانس متولد شد و دوره گسترش خود را سپری نمود. هژمونی تمدن غرب، جهانی است و وارد دوره میرایش و افول خود شده است. قطعیت افول مذکور مورد اعتراف سیاستمداران و متفکرین غربی مانند یوشکا فیشر است.
هژمونی تمدنی در سطح جهانی در ادوار مختلف از غرب به شرق و بالعکس جابجا شده است. این هژمونی در سطح جهانی در پیچ تاریخی معاصر در حال انتقال از غرب جهان به شرق است. این انتقال مبتنی بر افول تمدن جهانی در غرب و ظهور جزیره های تمدنی در شرق است. از این رو هژمونی تمدنی در سطح جهانی در حال انتقال از غرب به شرق است. البته این انتقال زمان بر است.
انتقال هژمونی تمدنی جهانی از غرب به شرق مستلزم اصطکاک نظامی است. جرقه این اصطکاک نظامی در جنگ روسیه و اوکراین زده شد، در هفت اکتبر تقویت گردید و در حمله آمریکا و رژیم غاصب به ایران گسترش یافت. طبیعت این نبرد، گسترش آن را رهنمون است.
تمدن های نوظهور در شرق در حال نزدیک شدن به یکدیگر هستند و در حال ایجاد جبهه واحد در مقابل قدرت رو به افول غرب. کشورهایی مانند ایران، چین، روسیه و کره شمالی. توضیح اینکه خط مقدم نبرد تمدنی معاصر، ایران، عراق، شامات، کشورهای حاشیه خلیج فارس، ترکیه، روسیه و چین است. البته به کشورهای غربی نیز کشیده می شود. کشورهای مذکور در یک جبر تمدنی - نظامی قرار گرفته اند. این پیچ تاریخی در جبر تمدنی معاصر معنا می شود. پس از انتقال هژمونی تمدن جهانی از غرب به شرق، هارمونی تمدنی مبتنی بر منظومه معرفتی شرق جهان در سراسر گیتی گسترش می یابد.
ایران اسلامی با محوریت امام و امت، نقش راهبردی در نظم نوین جهانی ایفا خواهد کرد. ساموئل هانتینگتون بر ظرفیت های تمدنی ایران اسلامی تأکید و بیان می دارد ایران اسلامی می تواند مرکز کشورهای اسلامی باشد. فرانسیس فوکویاما از تمدن پژوهان راهبردی است. وی بر شکست لیبرال دمکراسی از اسلام در بخش های زیادی از جهان اسلام اشاره می کند. وی معتقد است بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 میلادی یک شبه جنگ تمدنی میان اسلام و غرب به وجود آمده است.
جنگ سوم با انجام اقداماتی مانند مذاکره، در مدت های محدود متوقف می شود و مرحله بعدی آن شدیدتر آغاز می شود. همراهی و عدم همراهی مذاکرات با میدان، در تسریع و تضعیف حرکت جمهوری اسلامی ایران به سمت نظم نوین و تدوین مولفه های قدرت نظم نوین توسط ایران اسلامی نقش دارد.
از این رو مذاکرات به صورت ذاتی بر این جبر تاریخی تأثیر ندارد. آمادگی امت اسلامی و تقویت تاب آوری سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه باعث می شود ایران اسلامی نقش هژمونیک در نظم نوین با محوریت شرق را در جهان ایفا نماید. این نبرد باید اتفاق بیافتد و در حال تحقق است. هر کشوری در شرق قدرتمندتر باشد می تواند در نظم نوین تمدنی با محوریت شرق، نقش قوی تر و بیشتری ایفا نماید. ایجاد بینش تمدنی در مسئولین قوای سه گانه که تصمیم ساز هستند امری لازم است. همچنین همراهی مشاوران تمدنی در کنار قوای سه گانه امری ضروری ارزیابی می شود.
در نهایت باید گفت؛ جبر تمدنی، نبرد نظامی پیش رو را رهنمون است. نظم نوین در حال تحقق تاریخی است. باذن الله انقلاب مقدس اسلامی در حال رسیدن به قله است. پیچ تاریخی در حال در نوردیدن است. قدرت های نوین در حال شکل گیری هستند و قدرت های کهنه غربی در حال افول و انحطاط.
نویسنده: حجتالاسلاموالمسلمین سید حامد نیازی از پژوهشگران و اساتید حوزه علمیه و دانشگاه
انتهای پیام/