به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، در میان انبوه اخبار و تحولات پرشتاب سیاسی و اقتصادی، بحرانی خاموش و آرام در حال گسترش است که عمق و ابعاد آن، به مراتب پراهمیتتر از بسیاری از چالشهای مقطعی است؛ بحرانی که سایه سنگین آن نه بر سر یک نسل، که بر پیکره تاریخ و آینده ایران افتاده است. صحبت از کاهش نرخ باروری و حرکت شتابان ایران به سوی تله جمعیتی و سالخوردگی است، پدیدهای که دیگر نه یک هشدار کارشناسی، که یک واقعیت آماری انکارناپذیر و یک زنگ خطر گوشخراش برای کلیت نظام اجتماعی، اقتصادی و حتی امنیتی کشور به شمار میآید.
برای درک عمق این بحران، کافی است به سیر تحولات نرخ باروری در ایران نگاهی بیندازیم. کشوری که در دهه 60 با نرخ باروری خیرهکننده بیش از 6 فرزند به ازای هر زن، سیاستهای کنترل جمعیت را در پیش گرفت، اکنون با چنان سرعت سرسامآوری به سمت دیگر طیف جمعیتی سقوط کرده که نرخ باروری آن به کمتر از 2 فرزند و نزدیک به یک فرزند رسیده است. این رقم به طور معناداری پایینتر از نرخ جانشینی جمعیت (بیش از دو فرزند) است. این آمار، تصویری از وضعیت جامعهای را ترسیم میکند که به تدریج و بی سروصدا در حال کوچک شدن و پیر شدن است. بر اساس برآوردهای مراکز جمعیتشناسی، اگر این شیب تند کاهش جمعیت ادامه یابد، ایران تا سال 1430 به یکی از پیرترین کشورهای جهان تبدیل خواهد شد، کشوری که تا یک سوم جمعیت آن را سالمندان تشکیل میدهند و نیروی کار جوان، موتور محرکه اقتصاد و نوآوری، به کالایی کمیاب بدل میشود.
ریشههای این زلزله خاموش جمعیتی را نه صرفاً در سیاستهای تنظیم خانواده دهههای گذشته، که باید در لایههای عمیقتر تحولات اجتماعی، فرهنگی و گاهاً نیز اقتصادی جستوجو کرد. در قلب این بحران، دو روند موازی و بههمپیوسته قرار دارد؛ یعنی کاهش نرخ ازدواج، افزایش سن ازدواج و فرار از فرزندآوری.
در همین راستا به مناسبت هفته ملی جمعیت، دکتر رضا سعیدی، رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت در گفتوگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم به تشریح وضعیت جمعیتی کشور و آینده جمعیت ایران پرداخت.
سقوط جدی شاخص باروری به 1.4
سعیدی با بیان این که وضعیت جمعیتی کشور از نظر زاد و ولد رو به کاهش است؛ اظهار کرد: به عبارت دیگر، شاخص TFR یا باروری کل که مربوط به تعداد موالید در خانمهای در سن فرزندآوری است، رو به کاهش است. زمانی در دهه 60، به ازای هر خانم در سن فرزندآوری حدوداً 6.5 فرزند به دنیا میآمد. الان این عدد به حدود 1.4 فرزند رسیده و به شدت کاهش پیدا کرده است.
سرعت بالای کاهش ولادتها در ایران
وی با بیان اینکه ایران تقریباً سریعترین کاهش نرخ زاد و ولد را در سطح جهانی داشته است؛ تشریح کرد: در کشورهای دیگر ممکن است یک یا دو قرن طول بکشد تا TFR آنها از 6.5 یا 7 به یک یا 1.5 برسد، اما این کاهش در کشور ما بسیار سریع رخ داد و در دو سه دهه رخ داد.
تعداد ولادتها به کمتر از 900 هزار نفر رسیده است!
رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت گفت: از نظر تعداد ولادتها نیز در دهههای گذشته بیش از 2 میلیون ولادت در سال داشتیم، اما الان این عدد به کمتر از 900 هزار ولادت در سال رسیده است. به طوری که در سال 1404 حدود 892 هزار ولادت نوزاد ایرانی در کشور ثبت شد.
سالانه تنها نیم درصد به جمعیت کشور اضافه میشود
او با اشاره به کاهش شدید رشد جمعیت کشور بیان کرد: از نظر رشد جمعیت، رشد جمعیتی ما زمانی حدود 3 تا 4 درصد بود و هر سال به جمعیت کشور این درصد اضافه میشد، اما اکنون حدود نیم درصد به جمعیت کشور اضافه میشود. به عبارت دیگر، سالانه حدود 900 هزار ولادت داریم و حدود 450 هزار فوت. در نتیجه سالانه چیزی حدود 450 هزار نفر به جمعیت اضافه میشود. اگر با همین روند پیش برویم و ولادتها کاهش یابد، از آنجا که جامعه به سمت سالمندی میرود، مرگ و میر افزایش پیدا میکند و نرخ تولد با نرخ مرگ تقریباً یکسان میشود. آن زمان باید بگوییم رشد جمعیت صفر است. الان نیم درصد است، اما در آن زمان صفر میشود.
رشد جمعیت کشور منفی میشود؟
وی هشدار داد: با ادامه یافتن این روند، اگر تعداد مرگ از تعداد ولادتها پیشی بگیرد، رشد جمعیت ما منفی میشود. برخی کشورها مانند ایتالیا و لهستان الان رشد جمعیتشان منفی شده، یعنی تعداد ولادتهایشان کمتر از تعداد فوتهایشان است و به عبارت دیگر هر سال چند هزار نفر از جمعیتشان کاسته میشود. در ایران نیز این اتفاق برای بعضی شهرستانها و استانهای ما، مثل برخی استانهای شمالی، افتاده و رشد جمعیتشان صفر یا حتی منفی شده است، اما مابقی استانها هنوز به رشد جمعیت صفر یا منفی نرسیدهاند.
نگاهی به دلایل کاهش فرزندآوری ایرانیها, چرا زوجین ایرانی از 6 فرزند به کمتر از 2 فرزند رسیدند؟
او در تشریح دلایل وقوع این بحران جمعیتی در کشور، به دو گذار جمعیتی در ایران اشاره و تصریح کرد: جمعیتها در دورهای نرخ زاد و ولد و در عین حال مرگ و میر بالایی داشتهاند و سپس به سمتی رفتهاند که نرخ مرگ و میر کاهش یافته است. برای مثال میزان مرگ و میر نوزادان در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی 120 نفر در هر هزار تولد بود اما اکنون این شاخص به حدود 10 مورد رسیده است به عبارت دیگر زمانی از میان هر هزار نفر نوزادی که زنده متولد میشدند 120 نفر از دنیا میرفتند اما اکنون این رقم به دلیل رشد شاخصها و مراقبتهای بهداشتی به حدود 10 نفر رسیده است. با بهتر شدن سطح بهداشت، خانوادهها میگویند چون بچهها دیگر فوت نمیکنند و شانس زنده ماندنشان بالاست، تصمیم میگیرند تعداد بچه کمتری بیاورند. این گذار جمعیتی اول بوده است. در این مرحله، چون بهداشت بهتر شده و مرگ و میر کاهش یافته، امید به زندگی بالا رفته است. برای مثال قبل از انقلاب، امید به زندگی در ایران حدود 45 تا 50 سال بود، اما الان حدود 76 تا 78 سال است (برای خانمها دو سال بیشتر و برای آقایان دو سال کمتر است)؛ به عبارت دیگر امید به زندگی تقریباً نزدیک به دو برابر شده است بنابراین در گذار جمعیتی اول، کاهش مرگ و میر و بهبود بهداشت و سلامت باعث میشود مردم تصمیم به فرزندآوری کمتر بگیرند.
رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت ادامه داد: از مرحلهای به بعد، گذار جمعیتی نوع دوم اتفاق میافتد. یعنی از جایی به بعد، دلیل فرزند نیاوردن، بهداشت بهتر و زنده ماندن بچهها نیست، بلکه بیشتر عوامل فرهنگی است. برای مثال طی سالیان اخیر الگوی ازدواج تغییر کرده است. در گذشته، افراد ازدواج و فرزندآوری را یک وظیفه و هنجار اجتماعی میدانستند، اما نسل جدید هم ازدواج را به تأخیر میاندازد و هم پس از ازدواج به راحتی تصمیم به فرزندآوری نمیگیرد. فرزندآوری به یک انتخاب تبدیل شده، روحیات فردگرایانه و کمالگرایانه در افراد بیشتر شده است. افراد دوست دارند بچهشان از بهترین امکانات برخوردار باشد، خودشان به تفریحات و مسائل شخصیشان برسند و تمایلی ندارند از استراحت خود بزنند و چند بچه بیاورند و به آنها رسیدگی کنند. اینها اتفاقاتی است که در گذار جمعیتی دوم رخ داده است. مثال آن نیز این است که میبینیم که حتی در مناطق بالای شهر تهران، علیرغم اینکه مشکلات اقتصادی ندارند، ازدواج نمیکنند، یا اگر ازدواج کنند فرزند نمیآورند، یا اگر بیاورند تنها یک فرزند میآورند. آنجا دیگر افکار و فرهنگها تغییر کرده و با مشوقهای مالی نمیتوان آن مسئله ذهنی را حل کرد. مشوقها برای گذار اول بیشتر تأثیرگذار هستند تا گذار دوم.
میانگین سن ازدواج یک دهه افزایش یافته است!
وی به افزایش سن ازدواج به عنوان یکی دیگر از چالشهای جدی فرزندآوری اشاره و خاطرنشان کرد: در سالهای گذشته میانگین سن ازدواج به 18 تا 19 سال رسیده بود اما اکنون این عدد به حدود 28 تا 32 سال رسیده است، به عبارت دیگر، جوانان ایرانی نسبت به چهل تا پنجاه سال گذشته تقریباً یک دهه دیرتر ازدواج میکنند.
فاصله زیاد ازدواج تا تولد اولین فرزند در زوجین ایرانی
سعیدی افزود: در کنار این مسئله، فاصله ازدواج تا فرزندآوری نیز بسیار افزایش یافته به طوری که در سالیان گذشته زوجین به طور متوسط حدود دو سال پس از ازدواج اقدام به فرزندآوری میکردند اما اکنون این فاصله به نزدیک 5 سال رسیده است؛ این موضوع باعث میشود تعداد فرزندانی که در هر خانواده به دنیا میآیند نیز نسبت به گذشته کاهش یابد.
به گزارش تسنیم، بحران چندبعدی کاهش جمعیت، پیامدهای ویرانگری به دنبال خواهد داشت که درمان آن بسیار دشوارتر از پیشگیری است. کاهش نسل جوان و مولد، به معنای کوچک شدن اقتصاد کشور، افزایش تصاعدی هزینههای درمان و حقوق بازنشستگی برای جمعیت انبوه سالمندان و در نهایت، رکود اقتصادی مزمن است. آنچه امروز بهعنوان کاهش تمایل به ازدواج و فرزندآوری شاهد هستیم، یک بحران عمیق است. جامعهای که خود را در ساختن آینده ناتوان میبیند، از بازتولید خود دست میکشد بنابراین، راهحل بحران جمعیت، نه در بخشنامههای دستوری، که در بازآفرینی امید، اصلاح انگارههای ذهنی غلط در بین جوانان و زوجین جوان، تضمین رفاه اقتصادی و ترمیم شکافهای اجتماعی است؛ وگرنه قطار پیری جمعیت، بدون ترمز، از ایستگاههای تعیینشده نیز عبور خواهد کرد و ایران را به مقصدی نامعلوم در دل تاریخ خواهد برد.
انتهای پیام/