به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، زیست سیاسی امام الجواد علیهالسلام از سال 195 تا 220 هجری قمری در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ عباسی شکل گرفت؛ دورهای که از یکسو با اقتدار ظاهری خلافت مأمون و معتصم همراه بود و از سوی دیگر، با بحران مشروعیت و گسترش گرایشهای علوی و شیعی مواجه بود.
بررسی شرایط سیاسی عصر امام جواد(ع)، نحوه تعامل آن حضرت با خلافت، سازماندهی درونمذهبی شیعه، مواجهه با انشعابات و پیامدهای شهادت آن حضرت برای درک زیست سیاسی امام جواد(ع) مهم است.
امام جواد(ع) با اتخاذ راهبرد «هدایت پنهان در بستر تقیه هوشمندانه» و تقویت شبکه وکالت، نقش مهمی در تثبیت هویت سیاسی–اعتقادی تشیع ایفا کرد.
سیره سیاسی ائمه شیعه را نمیتوان در چارچوب مفاهیم رایج قدرت سیاسی صرف تحلیل کرد و آنان در عین محرومیت از قدرت رسمی، حاملان گفتمان بدیل مشروعیت بودند؛ گفتمانی که مبتنی بر نص، علم الهی و عدالت اخلاقی بود.
از اینرو «زیست سیاسی» آنان بیش از آنکه به کنشهای حکومتی آشکار وابسته باشد، در شبکههای ارتباطی، تولید معرفت دینی، تربیت نیرو و مدیریت بحران مشروعیت جلوه میکند.
امام جواد(ع) به دلیل آغاز امامت در خردسالی و همزمانی با اوج اقتدار عباسی، نمونهای ممتاز برای مطالعه این الگوست؛ برخی جریانها به دلیل سن کم امام، در پذیرش امامت آن حضرت تردید کردند و پاسخهای علمی و ارجاع به سابقه نبوت حضرت عیسی(ع) در کودکی، مبنای کلامی جدیدی برای تبیین امامت ارائه داد.
مأمون عباسی پس از جنگ داخلی با امین، برای تثبیت قدرت خود، سیاستی پیچیده در قبال علویان در پیش گرفت. ولایتعهدی امام رضا علیهالسلام را میتوان تلاشی برای مهار سرمایه معنوی اهلبیت عصمت و طهارت دانست.
پس از شهادت امام رضا(ع)، مسئله جانشینی در میان شیعیان به نقطهای حساس رسید؛ امامت امام جواد(ع) در کودکی، از نظر سیاسی میتوانست فرصتی برای تضعیف تشیع تلقی شود اما مناظرات علمی ایشان بهویژه در دربار مأمون نه تنها موجب تثبیت جایگاه ایشان شد، بلکه مشروعیت علمی - الهی امامت را برجسته کرد.
با روی کار آمدن معتصم، سیاست نرم مأمون جای خود را به رویکردی سخت گیرانهتر داد و تمرکز قدرت نظامی و کاهش نفوذ جریانهای فکری مستقل، فضای فعالیت امام را محدودتر ساخت و در نهایت به شهادت ایشان انجامید.
تقیه در سیره امام جواد علیهالسلام نه به معنای انفعال، بلکه شیوهای برای حفظ هسته رهبری شیعه در شرایط نظارت امنیتی بود و ایشان ضمن پرهیز از تقابل آشکار نظامی، مشروعیت عباسیان را تأیید نکرد و در عرصه معرفتی، مرجعیت دینی را از آنان سلب کرد.
حضور در مناظرات رسمی مانند مناظره با یحیی بن اکثم نشان داد که امام با بهرهگیری از دانش فقهی و کلامی، نوعی «قدرت نرم» ایجاد کرد و این قدرت، پایگاه اجتماعی شیعه را تقویت و مشروعیت علمی خلافت را تضعیف میکرد.
ازدواج با امالفضل دختر مأمون، گرچه ظاهری آشتیجویانه داشت، اما بیشتر در چارچوب سیاست مهار امام از سوی خلافت قابل تحلیل است و امام این موقعیت را به فرصتی برای حضور کنترلشده در مرکز قدرت و گسترش نفوذ فکری بدل کرد.
یکی از مهمترین ابعاد زیست سیاسی امام جواد علیهالسلام، تقویت «شبکه وکالت» و به ساختاری ارتباطی میان امام و شیعیان در مناطق مختلف مانند کوفه، قم، خراسان و یمن تبدیل شد.
کارکردهای این شبکه؛ جمعآوری وجوهات شرعی،پاسخ به مسائل فقهی و اعتقادی، حفظ انسجام اجتماعی شیعیان و انتقال پیامهای راهبردی در شرایط فشار سیاسی بود و این سازماندهی، مقدمهای برای دورههای بعدی بهویژه عصر غیبت محسوب میشود.
پس از شهادت امام رضا(ع)، برخی گرایشهای واقفی یا جریانهای غالیانه فعال بودند و امام جواد(ع) با موضع گیریهای اعتقادی روشن، مرز تشیع امامی را تثبیت کرد و از انحرافات جلوگیری کرد.
شهادت امام در سال 220 هجری قمری که بنابر گزارشهای تاریخی با تحریک معتصم و به وسیله سم انجام شد، نشاندهنده نگرانی خلافت از نفوذ فزاینده ایشان بود.
تقویت گفتمان مظلومیت اهلبیت، افزایش انسجام درونی شیعه، انتقال آرام و تثبیت شده امامت به امام هادی(ع) و تعمیق فاصله مشروعیتی میان خلافت و بدنه مذهبی جامعه، از پیامدهای شهادت آن حضرت بود.
زیست سیاسی امام جواد(ع) الگویی از «رهبری غیرحکومتی اما اثرگذار» را ارائه میدهد و ایشان با بهرهگیری از قدرت علمی و مناظره، تقیه هوشمندانه، شبکه وکالت و مرزبندی اعتقادی با انحرافات توانستند تشیع را از مرحلهای بحرانی عبور دهند و بنیانهای سازمانی آن را برای قرون بعدی استحکام بخشند.
اگرچه دوران امامت امام جواد(ع) کوتاه بود، اما تأثیر آن در تثبیت هویت سیاسی – مذهبی تشیع امامی عمیق و ماندگار است.
یادداشت از رضا زمانی، دکتری علوم سیاسی
انتهای پیام/804