به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، آنچه امروز در فضای اجتماعی کشور دیده میشود صرفاً یک نگرانی مقطعی سیاسی نیست بلکه بخشی از جامعه احساس دلهره و ابهام میکند و این احساس را نباید به حساب ضعف مردم یا کمتحملی جامعه گذاشت. این نگرانی ریشه دارد. ریشههایی واقعی، تاریخی و قابل فهم.
اگر این ریشهها دیده نشود، شکاف میان افکار عمومی و تصمیمات کلان بیشتر خواهد شد چراکه تجربه تاریخی ملت ایران در دهه نود هنوز از حافظه مردم پاک نشده است و مردم دیدهاند که چگونه بخش قابل توجهی از ظرفیت کشور به مذاکرات گره خورد.
اقتصاد، معیشت، سرمایهگذاری، امید اجتماعی و حتی بسیاری از تصمیمات اجرایی معطل نتیجه گفتوگوها ماند و در آن دوره، عملاً این تصور در بخشی از مدیریت کشور شکل گرفت که حل مسائل داخلی در بیرون از مرزها جستوجو میشود.
نتیجه نیز روشن بود، وعدههایی که محقق نشد و تعهداتی که یکطرفه زیر پا گذاشته شد و فشارهایی که نه تنها کاهش پیدا نکرد بلکه در مقاطعی شدیدتر هم شد لذا طبیعی است که امروز با شنیدن دوباره واژههایی مانند آتشبس و مذاکره، ذهن مردم به همان تجربه تلخ بازگردد و نگرانی ایجاد شود.
نکته دوم هزینه سنگینی است که ملت ایران در این مسیر پرداخت کرده است؛ هرچه هزینه یک تقابل بیشتر باشد حساسیت جامعه نسبت به آینده آن نیز بیشتر میشود، مردمی که عزیزترین دارایی خود را از دست دادهاند، مردمی که تلخی شهادت رهبر خود را چشیدهاند، شهادت نیروهای مؤمن و چهرههای اثرگذار کشور را دیدهاند، مردمی که هنوز داغ شهادت رهبر شهید خود را بر دل دارند، دیگر نمیتوانند با بیتفاوتی از کنار تحولات عبور کنند.
این هزینه عظیم باعث شده افکار عمومی نسبت به هر تصمیمی که احتمال خسارت دوباره در آن وجود داشته باشد با دقت، حساسیت و اضطراب بیشتری نگاه کند. این یک واکنش طبیعی اجتماعی و نه یک رفتار هیجانی زودگذر است.
عامل سوم به ماهیت دشمن بازمیگردد؛ جمهوری اسلامی با جریانی مواجه است که جنگ رسانهای را بخشی از میدان نبرد میداند و از طرفی دشمن تلاش میکند پیش از هر اقدام میدانی، ذهن جامعه را هدف قرار دهد.
تولید شایعه، انتشار اخبار ضد و نقیض، عملیات روانی گسترده، فضاسازی رسانهای و بمباران دائمی افکار عمومی بخشی از همین راهبرد است و وقتی در مدت کوتاهی دهها خبر، تحلیل، توییت و مصاحبه متناقض منتشر میشود طبیعی است که بخشی از جامعه دچار اضطراب شود مخصوصاً اگر پاسخ روشن، سریع و اقناعکنندهای از سوی رسانههای رسمی دریافت نکند.
اما شاید مهمترین مسئله، خلأ تبیین و گفتوگوی صریح با مردم باشد؛ جامعه نمیتواند در شرایط حساس و پیچیده صرفاً از طریق چند خبر کوتاه یا یک توییت ناگهانی با تحولات بزرگ مواجه شود و افکار عمومی نیازمند اقناع و نیازمند روایت روشن است.
افکار عمومی نیازمند آن است که بداند چه اتفاقی در حال وقوع است، خطوط قرمز چیست، منطق تصمیمات چیست و آینده چگونه دیده میشود و وقتی این ارتباط شکل نگیرد، میدان به شایعه واگذار میشود. وقتی مردم احساس کنند در جریان واقعی امور نیستند، نگرانی و اضطراب افزایش پیدا میکند.
امروز بیش از هر زمان دیگری مسئولان سیاسی، امنیتی و رسانهای کشور باید اهمیت جهاد تبیین را درک کنند و مردم ایران نشان دادهاند که در بزنگاههای بزرگ اگر حقیقت را بدانند و احساس صداقت و صراحت کنند، در کنار نظام و کشور خود میایستند.
سرمایه اجتماعی با سکوت حفظ نمیشود بلکه با گفتوگوی صادقانه و با روایت بهموقع و با حضور مستمر مسئولان در کنار مردم حفظ میشود لذا جامعه امروز نیازمند آرامش مبتنی بر آگاهی است و هر میزان که فضای ابهام طولانیتر شود، عملیات روانی دشمن اثر بیشتری خواهد گذاشت.
مسئولان باید بدانند افکار عمومی بخشی از میدان مقاومت است، همانگونه که در میدان نظامی مراقبت و پدافند لازم است، در میدان روایت و اقناع نیز باید فعال، سریع و هوشمند عمل کرد و اگر مردم نگرانند باید ریشه نگرانی آنان را فهمید.
این نگرانی محصول بیاعتمادی به دشمن و محصول تجربههای تلخ گذشته و محصول هزینههای سنگین امروز و محصول کمبود روایت روشن و اقناعکننده در فضای عمومی است و حل این مسئله با تقویت ارتباط صادقانه با مردم ممکن خواهد شد.
یادداشت از حجتالاسلام مهدی بصیرتی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی کاشان
انتهای پیام/801